امروز سر صف مشاعره می کردیم من و یه دختره 25 دقیقه یه ضرب ادامه می دادیم معاونمون گفت :به به تازه مشاعره گل انداخته
این دختره هم از رو نمی رفت می خواست منو از راه به در کنه هی با لام شعراش رو تموم می کرد یه دفعه دیدم شعرام تموم شد یه شعر خوندم
گفتم:لب نهادم بر لبش آهسته گفتم زیر لب چشمه آب وفا یا جام شیرین است این
بعد اون دختره خوند معاونمون ار حرص سرخ شده بود یهویی تا من اومدم بخونم تا گفتم لب بلندگو رو ازم گرفت گفت از هر دو تون مچکرم زحمت کشیدید ولی وقت نداریم وقت دبیرا گرفته میشه خانما کلاااااااااااااااااااااااس
من :)))))
معاون:llllll
رقیبم :(((((
نمایش مطلب شماره 196878
تاریخ انتشار : فروردين 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
22770
بازدید دیروز: 22046
کل بازدید: 534374271
بازدید دیروز: 22046
کل بازدید: 534374271










