دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 157124

تاریخ انتشار : خرداد 1393

آقا با اهل منزل داشتیم میرفتیم بیرون... مامانم عقب ما بود، یهو یه صدای مهیبی شنیدیم اول فکر کردیم که یه دبه یا شیشه نوشابه زیر پای مامانم رفته... منتظر واستادیم که بیاد دیدیم آقا مامانم کله اش را گرفته... چی شده؟ با کله رفته تو آینه بابای علی جوبی(همسایمون) !!! جالب اینجاست که پس از وقوع حادثه اومده میگه ای خفه نشی افسون!!!
من O-o
آیینه :(((((((((
مامان ^-^
انگار من آینه رو کوبوندم تو سرش...