تاریخ انتشار : فروردين 1393
دیروز دفتر خاطراته داداشمو یواشکی برداشتم که بخونم.تا دفتر باز کردم دیدم توش نوشته:
امروز یواشکی دفتر خاطرات خواهرم رو(بنده رو میگه) برداشتم و خوندم...
شرمنده دیگه چشمام سیاهی رفت نتونستم بقیه شو بخونم واستون بنویسم.











.gif)
.gif)