شب بود و هوا عجیب سرد ! طبیعتاً تو اون تاریکی چیزی جز بخارهای هوایی که از دهن بیرون میومد دیده نمیشد ...
بروسلی مثل همیشه داشت با لانچیکو تو تاریکی تمرین میکرد رو پشت بوم خونه اش ، فردا باید بره محله کاگالیشیما (!) محله قدیمی ما . صداش کردم و گفتم هی بروس نامرد ، گفت تو این تاریکی دیده نمیشی . حرفتو بگو برو . گفتم نرو محله قدیمی ما . گفت فردا کاگالیشیما به سزای اعمالش میرسه . نفهمیدم چی شد فقط هل دادمش از بالای پشت بوم ... بروسلی پرت شد پایین و افتاد رو یه ماشین و ...
آره اعتراف میکنم که قاتل بروسلی منم ... حالا دیگه قاتل بروسلی پیدا شد ... !
برگرفته از کتاب " خاطرات یک روانی "
نمایش مطلب شماره 134569
تاریخ انتشار : دي 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
22196
بازدید دیروز: 21217
کل بازدید: 534025939
بازدید دیروز: 21217
کل بازدید: 534025939










