تاریخ انتشار : مهر 1392
ديشب تو دفتر كارم چند تا ارباب رجوع داشتيم كه منتظر همكارم بودن
منم از بيكاري نشسته بودم بازي حباب ها رو با دقت انجام ميدادم . حالا دقت كنين اسپيكر روشن ولي صداش خيلي زياد نبود با هر تركوندن حباب اين صدا توي فضاااااااااا مي پيچيييد ترررررررررررررررررررررررررر
ترررررررررررررررررررررررررر
منم حواسم به صدا نبود بهو ديدم ارباب رجوعه داره مثل يه موجود بي ادب بو گندو بهم نگاه ميكنه
من :-/
حباب ها ------
ارباب رجوع >:-Q











.gif)
.gif)