دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 114872

تاریخ انتشار : مهر 1392

اقا ما قديما ي مخاطب خاص داشتيم كه هر وقت بهش ميگفتم بيا ازدواج كنيم رم ميكرد
چند ماهي ميشد ازش خبري نبود يهو نصفه شبي زنگ زده منم خواب خواب
ميگم هاااااا؟؟؟ چي شده ؟
: ببخشيد مزاحمت شدم اگه مزاحمم قطع كنم ( خودشو لوس ميكرد)
: نه عزيزم خوبي چه خبرا؟
: دلم برات تنگ شده ميشه فردا همو ببينيم؟
:‌فردا كجا؟
: كافي شاپ سيب
ناگهان برق از سرم پريد ميدونستم ميخاد باز يا پول قرض بگيره يا خودشو داداششو مهمونم كنه كلا تو خط گوش بري بود
من: عزيزم خيلي بد شانسي
: چرا اخه؟
: اخه من الان قصدخودكشي دارم الان حسابي داغونم
: چرا گلم؟
: اخه مامانم ميخاد به زور شوهرم بده يهو قاطي كردم همش تقصير تويه
هي بهت ميگم بيا منو بگير بيا باهم ازدواج كنيم ميگي ن خدا ازت نگذره ازت راضي نيستم اصلا ديگه قهرم
و اه اه اه
:‌عزيزم الان حالت خوب نيست بعدا ميحرفيم باي
الان چند روزي ميشه ازش خبر ندارم
:7@