دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
ههعععيييي...
امان از دست رفقاي ناباب...
يارو اومده بهم يه قرص داده و ميگه: "اين قرص ايكسه؛ بخور چت ميشي ميري فضا‏..."
حالا تا اينجاش مشكلي نداره...
لامصب با خودش نميگه؛ من از ارتفاع ميترسم؛ اگه رفتم فضا ديگه نميتونم پايين بيام‏!‏‏!‏‏!‏ ^_^
خخخخخخ
‏‏(‏اين مطلب زائيده ذهن متوهم نويسنده بود‏)‏

بازگشتی ای بهار آرزو اما چه سود !
باغ هستی با خزان نیستی درگیر بود

هـر چـقــــــدر هـم جـفـت بـیـــــاورم فـایــــده ای نـدارد؛ فقـــط تـــــــو جـفـت مـنـی . .

دختر :عجقم، املوز جه چارا چردی؟
پسر :املوز جفکم توله ظوبا سیکا...!
دختر :یعععنی جی؟
پسر :یعنی قاپو داپو چقرق بژو...!
دختر :اصلا ولش کن عزیزم... بیا بحثو عوض کنیم... قربونت برم

اغوشی می خواهم که در ان گریه کنم...تمام قهوه های مبادا هم مشکلی را حل نمی کند وقتی اغوشی برای روز های مبادا ندارم

این روزها
چه بی امان جوش میزنم
گویی
دوران بلوغ دردهایم فرا رسیده....!

#یه عاشقانه ی آرام#

آرامشی میخواهم که...
تو باشی و من...
درکنارهم...
تو سکوت کنی و من هم گوش کنم...
و من آرام بگویم تورا دوست دارم...
و تو بگویی من هم...!!

ميگويند:عشق آنست كه به اونرسی..!
ومن ميدانم چرا..!
زيرادرروزگارمن،كسی نيست كه زنانه عاشق شودومردانه بايستد..!

کسی رو برای زندگیت انتخاب کن که اگه آب گرمکن هم تو صورتش ترکید ،
بینهایت بهونه دیگه برای ادامه زندگی باهاش داشته باشی !!..

فانتزی من اینه که ماه رمضون جمعه ها تعطیل بود..o_O

مـاهِ مـن غُصـِ ه نخور ! زنـدگی خوب داره و زشــت !
خُدا رو چـه دیدی ؟! شایـد ؛
فـردامون باشـه بهشت ...

+ یه روز خـوب میـاد ! اینـو میدونـم :) ♥ /.

پیرو جک شماره88623
از داداش/ابجی گلم کمال تشکر رو دارم
واکنش مادرم دم سحر بعد از خوندن این پست از طرف من
مامانم:بچه جز جیگر بزنی رفتی همه ی حرفاتو گذاشتی تو اینترنت که همه بخونن؟که چی بشه ٱخه؟
من:مامان بیا بخون بخدا من نیستم(با قهقهه)فکر کنم همه مامانای ایرانی ازین کارا میکنن
مامان:کوفتم بهت نمیدم امروز
من: :(((( بی سحری روزه گرفتم:(((
ولی دمت گرم حرف دلم رو زدی
*

عاقا من متوجه شدم تنها فایده ای که دعای سحر داره، اینه که بفهمیم چقدر تا اذون مونده وگرنه کسی بهش توجه نمیکنه!

حتی اگه دیدن تو برام بشه خیلی محال/مهم اینه دوستت دارم،فاصله ها رو بی خیال

مادرم از اول ماه رمضون نزدیک افطار که میشه میشینه کنار سفره دستاشو به سمت آسمون بلند میکنه از ته دل میگه:خدایا یه بخت و بالین خوب نصیب این دختر کن:)
من نمیدونم چرا چند روزه افسردگی گرفتم :(
با وجود فقط بیست سال سن حس ترشیدگی بهم دست داده:(