دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

سلام
یه شب حدود ساعتای 3 اینا بود فک کنم که خسته داشتم میرفتم خونه تو راهرو خواستم چراغو روشن کنم که نمیدونم چرا نکردم همین که جلو آسانسور وایساده بودم(بی ادبی نباسشه) یهو یه باده بدی پیچید تو دلم گفتم ساعت 3 همه خوابن دیگه جاتون خالی به طرز فجیهی . . . بعد اینجا بود به به همراه اول ایمان آوردم که میگه هیچکس تنها نیست . . .برگشتم دیدم دختر همسایه بالاییمون پشتم وایستاده
هیچی دیگه با پرویی گفتم سلام خانم فلانی مادر خوبن؟؟؟
همین دیگه خواستم در جریان باشید.

پسره کل سنش با دوران جنینیش روی هم رفته شیش سال نمیشه بعد اون وخت با مادرش اومده تو مغازه داره قیمت Apple iPad 2 میگیره بخره بعد اونخت من و جمعی از دوستان تا 13 سالگی رو مچ دست خودمونو گاز میگرفتیم و با جای دندونامون ساعت مچی میساختیم
بله اینچنین بچه خلاقی بودم

من عاشقانه هایم را

روی همین دیوار مجازی می نویسم !

از لج تـو . . .

از لج خـودم . . .

که حاضر نبودیم یک بار

این ها را واقعی به هم بگوییم. . . !

مــی خواستــم بـزرگ بشـــم
درس بخــونــم
مهنــدس بشـــم
خاکمــــو آبــاد کنـــم
زن بگیــــرم
مادر و پــدرمــو ببــــرم کربــلا
دختـــرمـــو بـزرگــ کنــــم ببـــرمــش پارکــ
تو راه مــدرسه با هـــم حرفـــ بزنیـــم
خیلـــی کارا دوسـت داشتــــم انجـــام بـــدم
خــب نشــــد….!!!
...
بایـــد مــی رفتـــم از مـــادرم، پـــدرم، خاکـــم، نامـوســـم، دختــــــرم و … دفـــاع کنــــم
رفتـــم کـــه دروغ نباشـــه
احتـــــرام کــم نشــه
همــدیگـــرو درکـــ کنیـــم
ریــا از بیـــن بــره
دیگـــه توهیـــن نباشـــه
محتــاج کســـی نبــاشیــم

"""بخشـــی از وصیــت نامه شهیـــد کاظم مهـــدی زاده تخــریــب چـــی عمـلیــات کربــلای یک """

هـرچی فکـ کـردم نتــونستـــم حسمـــو بعـــد خونــدن ایــن حــرفا بــه زبــون بیـــارم ...چــیزای کــه ایــن جــوون خالصــانه دنبالش بــود وچــیزایکــه الان تو جامعــه میبینـــیم

یکی از فانتزیام اینه که تو قطار باشم بعدش اتاقی که من توش هستم چند تا زن توش چن تا مرد(تا حالا قطار سوار نشدم)بعدش دارم با گوشی میام چهار جوک یکی از زنا چشش بیوفته به موبایلم بعد بیاد بگه:
-سلام
-سلام
-چی داری میخونی؟
-جــــــوک
-از چه سایتی؟
-www.4jok.com
-این سایتای چرت چیه میری یه سایت خوب بهت معرفی کنم؟
-نه نمیخوام ممنون خاله(به خاطر این گفتم خاله چون 14 سالمه.:d)
-منو میشناسی؟
-نه،شما؟؟؟؟؟
-خانم صادقی
-چی؟امکان نداره
-وایسا نشونت بدم...(در حال در آوردن تبلت...)
-چطور میخوای ثابت کنی؟
-بیا اینم مدیریت چهار جوک:
-تو سه تا نمره منفی داری.اینم نمره بچه ها...نگاه کن
-عهههههههه خانم صادقی نمردیم بالاخره شما رو دیدیم...
-ن بابا این چه حرفیه...از اینکه طرفدار پروپاقرص چهار جوکی امتیازتو میکنم 100
-سکوت کردم.
وقتی از ایستگاه پیاده شدیم تو افق محو بشم...
توجه:این فانتزی هرگز اتفاق نمی افتد.
لایک:وقتمو گرفتی بی مزه
لایک:هه بدبخت...
لایک:به خاطر اینکه هموطنی لایک میکنم
جواب لایک:هر کی لایک نکنه:ماموت چهار جوک بیاد رو کمرش بشینه(450 کیلو...)-بزه چهار جوک ماچ آبداری ازش بکنه-پستاشم تایید نشن-شلوار کردی تنگ نصیبش بشه.
ببخشید طولانی شد.

عاغا قدیما که ما پست اولمون و میخواستیم بذاریم یه شب سرد زمستانی بود بی سرو صدا اومدیم پستمونو گذاشتیم و تموم ....
الان هر کی پست اولشه میگه لطفا حمایت کنین ...
اخیرا یکی پست اولش بوده بالای پستش نوشته بود خدایا به امید تو !!! :دی
فردا یکی پست اولش : یا اباالفضل پست اولمه ....
پس فردا : مامان میخوام پست اولمو تو 4 jok بذارم خلاصه خوبی بدی دیدی حلال کن ...
پس اون فردا : یارو پست اولشو میزاره بعد سری دکمه power لپتاپش رو میزنه و الفرار!!!! ....
سال بعد : پست اولش رو که نوشت ارسال رو که زد خودشو میندازه رو لپتاپش که اگه منفجر شد بقیه اسیب نبینن !!!!! ...
دوسال بعد : این پست اول منه که دارین میخونین اکنون که شما این پست رو میخونین من دیگر در این دنیا نیستم ......

******************(3 تا!!! یا 3تا ؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223
یکی از جوجه فانتزیای معکوسم اینه که تو هواپیما باشم و در حالی که موهامو فــر کردم و توش پیتزا گذاشتم افطار بخورم جاستین اسلحه رو بذاره سر سلنا و بگه همه بخوابن رو زمین ,ما هم درحالی که دشکها رو انداختیم زمین و خوابیدیم یهو در همین حین مهماندار خوبمون جنیفرلوپز که به تازگی آقاش فوت کرده و ته ریش گذاشته و مشکی پوشیده با حالتی داغون بیاد بین مسافرا بگه کامبیز5ساله ازتهران بمب گذاشته, ناموسن کی بلــــده بـمـب خـنـثی کنه؟؟؟ الان مــیـتـرکـیـم لعنتیا.... بعد جنیفر دست بکشه به ریشاش بگه کاپیتان از ترس سکته بندری زده یعنی یــه مـــرد توی این هواپیما پیدا نمیشه...؟؟؟ بعد در حالی که این طرفیا از ترس دستپاچه شدن و اونطرفیها کله پاچه و همه جارو سکوت گرفته همه نگاهها بیوفته سمت من و منم بلند شم و همینجور که از پشت باد می خوره شلوارکردیم تکون میخوره دست کنم توجیب شلوارکردیم و تسبیحم و در بیارم و یهو جو بگیره داد بزنم بـــــابـــــا یـه نــگــاه به دور و برتون بندازین,نترسید من بلدم !!!بعدش بابام از اونور داد بزنه بگه گـــوه میخوره بلد نیستش الکی میگه و یهو کل هواپیما بطتن زیر خنده منم که مثل همیشه ضایع بشم بشینم سر جام...!!!
دوستی پرسیدن عباس جان بمب چی شد پس؟؟؟
((ببقشید بی مزه شد,جبران میکنم چون هول هولی 2ساعته شد,5:45 ص))

فانتزی من اینه ی Galaxy s4 داشته باشم تا إنقد بروبچه فامیل و دوستان جلو ما پز ندن!‏ آقا،خانم فیلم بی پولی رو دیدی؟ من وضعیتم خیلی از اون بدتره.
خنده نداشت فقط خواستم چیزی که تو گلوم گیر کرده رو بگم.
‏"‏ سلامتیه همه ی بی پولا و با معرفتا "

ای خدا تنها عشقم رو ازم نگیر
..
.
میدونید عشقم چیه؟
وقتی آروم از چهار راه با ماشین رد میشم و دو طرف گوش تا گوش ماشین وایساده..
من که فکر میکنم کسی هستم همه به احترامم وایسادن عشق میکنم

♫☼***(محمدرضا)***☼♫

دنـیـای مـجـازی ، اون بـیـرونـه
کـه هـمـه بـا نـقـابـن ، هـمـه تـو قـیـافـن
دنـیـای واقـعـی ایـنـجـاس
هـمـه بـی ریـا و خـاکـی
کـسـی زخـمـاشـو نـمـیـپـوشـونـه
کـسـی اشـکـاشـو پـاک نـمـیـکـنـه ...

نکند تو ای پرنده بپری از آسمانم/نکند خدا نکرده که بدون تو بمانم

دیروز من تو خونه تنها بودم.مامانم زنگ زد گفت:دوپیازه آلو درست کن تا بیاییم خونه.من که هیچ وقت نمی پرسم اسم این غذاهه چیه ولی با خودم فکر کردم اسمش باهاشه 2پیاز1آلو.دست به کار شدم.یک چیز افتضاحی در اومد که نگو و نپرس!!!حالا بدیش اینجاست که اونا کباب خوردن من بیچاره رو مجبور کردن غذای 2پیاز یه آلوی خودم رو بخورم:((((

(((((((((((((((ماست خیار)))))))))))))))

اين روزا دختر و پسرها از عشق و دوستي هيچ نفعي نميبرند اونايي كه منفعت ميبرند: رستورانها ، كافي شاپ ها ، ايرانسل و همراه اوله.:-(

پنجره اتاقم رو به حیات باز میشد منم هر چی میخوردم زررت از اونجا مینداختم بیرون الا تور نصب کردیم هر چی میندازم کتلت میشه کف اتاق

آغا دسته كليده من سه تاكليد بيشترنداره،اومدم دروبازكنم
اولي بازنشد،دومي نشد،سومي نشد
دوباره اولي نشد،دومي نشد،سومي نشد
باز دوباره اولي نشد،دومي نشد،سومي شد...
دوستان من ديگه صحبتي ندارم