دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

غضنفر با ی مخطب خاص آشنا میشه
دختره بهش میگه من شراره هستم
توخونه صدام میکنن شَ شَ
دوستام صدام میکنن شراب
تو فیس بوک اسمم تیلور سوئفته
شما چطور؟
_اسم من غضنفره ولی کلاً همه صدام میکنن زر نزن

  105176 | ... چیست ؟

"خب بچه ها درس چندم رو قرار بپرسیم" چیست؟
.
.
.
.
سوالی که معلم صرفا جهت ایجاد رعب و وحشت می پرسید و مستقیم دست میذاشت رو اونایی که هیچی بلد نیستن.
همش پا تخته بودیم..

میخوام ب فانتزیه بضی از دوستان جامه اَمل بپوشونم شبحات بضی دیگر رو هم(البته اگر حمله بر خودستائی نباشه)برطرف کنم
دقت کرده باشین وقتی دختره میخواد با اشاره بهشون بفهمونه دستشو یواش یواش میاره بالا؟؟؟
"بالا بالا" در فرهنگ شیرین آذری به منی "یواش یواش-آروم آروم یا مرحله ب مرحله"است اونجائی هم ک مادره میگه "بالا بالا بــالــا":2تا "بالا"ی اول ک اسم اون بسته آموزشیه و اون "بـــالــا"ی 3ومی باز در آذری ینی فرزندم-دلبندم
فکر کنم باید ی موضوع "نقد و بررسی پیام های بازرگانی"هم ب موضوعات اضافه بشه با این دقت دوستان
ヅ₣ӃὯϨϯ_Дƞ₲Э₤ シ

  105174 | جوک جدید

من از عمرم چه فهمیدم؟ نفهمیدم چه فهمیدم همان اندازه فهمیدم که فهمیدم نفهمیدم)بخشی از خاطرات غضنفر(

خدايـــــــــــــــــــتا من اگر با تو بد باشم ....
تورا بنده هاي خــــــــــــوب بسيارست .......
ولي گر تو با من مدارا نكني......... مرا خداي ديگر كجاســــــــــــــــــــت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خسته ام از این مواظب خودت باش ها..!
تو اگر مواظب من بودی نمی رفتی؛اگر میماندی...
با یک نگاه،با یک نفس مواظبم بودی!پس نگران من نباش و برو...

عاشق که شدی خطا نباید بکنی
حتی به خودت جفا نباید بکنی
حالا که شدی چشم به راه مهدی(عج)
جز بر فرجش دعا نباید بکنی…
اللهم عجل لولیک الفرج

معلم :فعل کشیدن را صرف کن.
شاگرد :کشیدم کشیدی پاره شد!

آدمــهــا ،
نــمـی فـهمـنـت ….
تـرجـمـه ات مـیـکـنـنـد ؛
آن هـم بـه زبـان خـودشــان

دل شیر میخواد به بابای من بگی دلم گرفته حوصلم سر رفته
در یک عملیات 2 گانه از بی حوصلگی درت میاره
یهو به خودت میای میبینی داری ماشینشو تمیز لنگ میکشی!
با هيچكسم شوخي نداره :|

ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﯿﻬﺎ ﺑﺨﻮﺍﺩ ﺑﺮﻗﺼﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﯿﻦ ﻭﺣﺸﯿﻬﺎ ﺟﯿﻎ ﻣﯿﺰﻧﻦ؟؟؟؟
.
.
ﯾﺎ ﻓﻘﻂ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﺎ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺍﻥ ؟

چن وقت پیشا مامانم و دوستای دبیرستانش به یاد قدیما یه مهمونی گرفته بودن که دوباره دور هم جمع بشن مامانم وقتی که اومد تو خونه مستقیم نشست سر سفره و گف:
اه من چقدر عقب افتاده ام. ..
همه دوستام نوه و نتیجه دارن و من هیچی..
و گف:عباس خاک تو سرت!!!(عباس بابامه)!!
بابامم گف میدونستم از وقتی که دبیرستان جبار باغچه بان میرفتی!
ولی من با همین عقب افتادگیت دوست داشتم!!
!مامانم اول بار نفهمید ولی وقتی فهمچنان نواخت پشت سر بابام که بد بخت پخش سفره شد!!
منم که اینقدر خندیدم قاشوق رف تو حلقم

فرق ِ متفکر و متعصّب این است که اولی پُر است از سوال های بی جواب ... ،
دومّی پُر است از جواب های بی سوال ...

جیک جیک ِ گنجشک های ِ روی ِ درخت در بدرقه ی ِ تابستان است یا به پیشوازی ِ پاييز...؟،
از توی ِ قفس ِ سینه ام صدای ِ تیک تیک ِ انتظار قطع نمی شود ...

دەست بۆ ئاسمان نزا ئەکەم هیوا خوازم بێ من شاد بى
من گـــلەیــم لەتـــۆ نــیە هەمـــیشە گـەردن ئـــازاد بى

معنی:
دستم رو به سوی اسمان بلند میکنم
و برات از خداوند ارزوی خوشبختی میکنم
من گلایه ای از تو ندارم. تو برای همیشه حلالی