دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نامم را سنگي نگه مي دارد/خودم را گوري...
و يادم را...نمي دانم

چشم آلوده كجا ديدن دلدار كجا/دل سرگشته كجا وصف رخ يار كجا/كاش در نافله ات نام مرا هم ببري/كه دعاي تو كجا عبد گنهكار كجا

من وەک ئاوێنە وام ..!!
پێ بکەنى لەگەڵت پێ ئەکەنم..!
بگری لەگەڵت ئەگریم ..!!
خەفەت بخۆی لەگەڵت خەفەت ئەخۆم ..!!
بەڵام بمشکێنی ! بریندارت ئەکەم ..!!
معنی:
من مثل آیینه ام!!
بخندی باهات میخندم!!
گریه کنی باهات گریه میکنم!!
غم بخوری باهات غم میخورم
اما.. اگه منو بشکنی, زخمیت میکنم.
===ஜ۩۞۩ஜ===
صـرفـا جهت اطلاع!!
BANEH ♥♫ MUSIC

از دوستم پرسیدم: بالاخره تونستی فراموشش کنی؟
گفت: آره بابا..الان ۱۰ ماهو ۱۵ روز۷ساعتو ۴۵دقیقه ،
نه ۴۶ دقیقه ست دیگه حتی بهش فکر هـــــم نمیکنم….
واقعــــــاً خیلی قانع شدم

به بعضیا باس گفت:
دم از مردونگی نزن داداشم ... "سنگینه" ... سرفه ات میگیره!!!

یادش بخیر دوران مدرسه
وقتی زنگ آخر میزد
یه طوری میدویدیم از کلا س بیرون که،
مثله اینکه از زندان گووانتاناما آزاد شده بودیم

we born to love those،who most wound us
ما متولد شدیم تا عاشق کسانی شویم که بیشتر از همه مارا می آزارند.

سلامتی پدر و مادر پسر بچه12ساله ای که بعداز مرگ بچشون تو ی تصادف اعضای بدنشو اهدا کردن... .
خدایی خیلی دل میخواد...
*روحش شاد*

روی دیوار یک آهنگری نوشته بود:
((آنقدری به افراد خوبی کن که بعدش نخوای ثابت کنی احمق نیستی)).


عادت کردن می تواند بهترین خدمتکار یا بدترین ارباب باشد.

اینو جایی خوندم به نظرم جالب بود:
آزادی این نیست که لخت و برهنه در خیابان بگردی،آزادی یعنی کسی رو به خاطر حجابش یا اعتقادش مسخره نکنن،آزادی یعنی من کافر به دین و آیین تو احترام بگذارم،آزادی یعنی تو پیکت را سر بکشی و دیگری نمازش قضا نشود!

دقت کردین تنهاجایی که میتونیم به عنوان بازیگرنقش اول بازی کنیم فقط توی خوابامونه!!!!

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يكي از فانتزي هاي محالم اينه كه واسه يه بارم كه شده؛ فقط يه بار يكي بتونه من رو تو بازي شطرنج شكست بده...
نه اينكه بازيم خوبه ها . . . نه
بازيم اينقدر بده كه هر كي روبروم ميشينه؛ 2 دقيقه نشده خودش ميفهمه و وسط بازي بلند ميشه ميره‏!‏‏!‏ ^_^

اعتراف میکنم حدود 6 سال پیش یه دو هزاری که امضا یه بازیگر گرفته بودم دادم به دختر دوست مامنم که خیلی عضیت(اذیت،عظیت و ....)م میکرد بعد که از خونمون رفت به مامانم گفتم که دختره دوستت پولمو بدون اجازه برده مامانم هم از خدا خواسته زنگ زد به مامانش و کلی چیز به دخترش گفت
الان بعد شش سال که هنوز با هم قهریم همه فکر میکنن دختره خودش پول رو برداشته

اعتراف میکنم وقتی دبستان بودم زنگای تفریح با دوستام دنبال هم میدویدم وقتی رفتم راهنمایی تو زنگ تفریح همش میرفتیم ی گوشه پاتوق میکردیمو حرف میزدیم ولی دبیرستان زنگای تفریح همش داشتیم تکلیف زنگ بعدو می نوشتیم یا داشتیم امتجان زنگ بعد (که هیچی نخونده بودیمو)میخوندیم