دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

دقت کرده بودین آبگوشت اولین غذائی بوده ک انسان اولیه پخته؟
گوشتو آب رو میذاشتن رو آتیش بعدشم انقدر با چماغ میزدنش تا قابل خوردن شه البته فکر نمیکنم ب فناوری پخت نون میرسیده بوده باشن حتما نون فانتزی میخریدن
ヅ₣ӃὯϨϯ_Дƞ₲Э₤ シ

رفتم 300هزار تومن پول عینک ماتریکس دادم اون وقت که زدمش
مامانم میگه:قربونه خر مگس خودم برم با این چشمای ور قولمبیدش!!
بابام :بنده خدا کوره!! بعد دست کرده تو جیبش 500تومن ت داده میگه خوشم اومد به نظر میاد که آبرو داره برو واسه بچه هات نون بخر!!
گودزیلای پیشکسوت:
داداشی اگه دوس دخملت با این عینک ببینتت میره خونه باباش!! بعدا نگی نگفتیاااااا!
لایک:خوب برادره من میری یه چیز بخری با یه نفر دیگه برو تا اینقدر مسخرت نکن
لایک:خاک تو سرت یارو عینک رو کرده تو پاچت!
لایک :میمون یه چشم و پوزه زرد با بدن سیاه و دم بنفش هم با عینک 300تومنی خوشگل میشه!! اینا دارن دروغ میگن میخوان تو نزنی خودشون دو دره کنن!!

باز آمد بوی گند مدرسه *** بوی کتک کاریهای راه مدرسه
بوی ماه مهر ماه افسردگی*** بوی ورزش اجباری سر صبحگاه مدرسه
از بالای دیوارهای مدرسه *** می گريزم ،الفرار ازمدرسه
باز می بينم ز شوق ناظمان *** اشتياقی در زدن بچه های مدرسه
زنگ تفريحو جنگو جدال *** سره یک لقمان نان در مدرسه
باز بوی گاو را خواهم شنيد *** از صدای ناظمِ بی اعصابِ مدرسه
روز اول فوشی خواهم نوشت *** سرخ بر تخته سياه مدرسه

لایک: وقـت انـتـقـامــه :{

من خدايى دارم که در اين نزديکى است
نه در ان بالاها
مهربان,خوب و قشنگ
چهره اش نورانيست
گاه گاهى سخنى مى گويد،با دل کوچک من،ساده تر از سخن من
او مرا مى فهمد,او مرا مى خواند,او مرا مى خواهد...!!!

K : E @@@@@
کامپیوترمون صدای تراکتوری رو در میار که موتور گازی قورت داده باشه ^__^ الان گوشیمو بهش وصل کردم گوشیم صدا لودر میده ^__^
والا ا ا ا میترسم خودم دست به موس بزنم ماشین چمن زنی بشم ^__^

  106006 | جوک جدید

اولین ضربه ی روحی زندگیمو زمانی خوردم که
.
یه گردو رو شیکوندم
خوردم دیدم ترشه ،
نگو لیمو امانی بوده... :|
:))))

شیر برای اثبات شیر بودنش , نیازی به جنگیدن با هر شغالی را ندارد . تنها نیم نگاهش کافیست ...

کجایند آنهایی که میگفتند:
کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسد...
ای بی انصافان!
پس چرا من به او نرسیدم...!؟

روي اين كاغذ بي خط حرف ت كرده قيامت،ت مثل ترديد،ت مثل آخرطاقت،مثل تنهايي،ت مثل آخرسكوت،مثل تب،مثل آخرخيانت كه تخريب رابه جان كلمه ي مظلوم اعتماد انداخت واين روزگارمان شد!!!

شبها سردند حتی با داغی غم تو خوابم نمیبرد,به همه چیز فکر کرده ام ,بیشتر به تو....!!میدانم که خوابی و قبل از بسته شدن چشمهایت به همه چیز فکر کرده ای جز من...

ديگر شستن چشمهافايده ندارد سهرابچشم ها را بايد بست بهتر است اصلا نديد

اعتراف میکنم تو تابستون به سؤال: کلاس چندمی؟ نمیتونستم جواب بدم
آخه نمیدونستم که باید کلاسی که تموم کردم رو بگم یا کلاسی که قراره برم و همیشه طرف مقابلم منظورش فرق میکرد

تا حالا دقت کردی که بیشتر فوتبالیست ها آرزوشونه برن تیم استقلال یا پرسپولیس اونم با کمترین پول حالا خدا نکنه این تیم ها اون فوتبالیست هارو بخوان همه قرار داد میلیاردی میبندن

دقت کردین همیشه در اوج خوشحالی حتما باید یه ضدحالی بخورید و غیر ممکنه که این اتفاق نیفته؟؟؟؟؟
نه واقعا دقت کردین؟

اعتراف میکنم وقتی کوچیک بودم هر موقع تلویزیون نگاه میکرد فک میکردم اگه دستمو به صفحه تلویزیون بزنم منم مثل بازیگرها میرم تو تلویزیون!!!!!!!!!!!!!!!!!
همچین بچه ی خیال پردازی بودم من