دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

عاقاخاله من حدودا 60سالشه وبنده خدا سواد نداره و در حال حاضر بزرگترین پسر مجرد تو فامیل منم. اونروزی عروسی پسر عمم بود بعد عروسی کل فک وفامیل نشسته بودیم حتی اونایی که من باهاشون کلی رودروایسی دارم.یه دفعه خاله ام گفت همه رفتن دیگه تنها شدیا .منم خواستم یه جوابی بدم که تکراری نباشه وخیلی شیک وفلسفی باشه به خاطر همین یه نگاه نافذ اول به جمع بعد به خاله ام کردمو گفتم: "من تنهام ولی تنها من نیستم"هیچی دیگه خالم اصن خاموش شد از اون روزم هروقت خاله ام منو میبینه هیچی نمیگه اصن هنگ می کنه.یکی نیس به من بگه اخه ادم عاقل این چی بود به این بنده خدا گفتی.

سرصبحونه خانمم نیمرخ زل زده به افق.
بهش میگم تاافق دربست چند؟میگه افق چیه؟دارم به جابرنجی خالی نیگامیکنم و فکرمیکنم براشام چیکارکنم.

آقا دیشب رفتم خونه دلم هوس قلیون کرد. رفتم اتاق مشترکم با داداشم
می بینم زن داداش جدیدم اشغال کردتش. توی حال مادر بزرگم اتراق کرده.
آشپزخونه و بالکن هم قلمرو ممنوعه مامانه. فقط اتاق گودزیلا مونده بود با یه حرکت ناجوانمردانه گفت: 5000 تومن می گیرم. من که قصدم ترکه شمارو نمیدونم.
من :-(
قلیون :-|
بقیه :-))

داری فریاد میزنی صدات میگیره
هی داری داد میزینی صدا میگیره
کاش میفهمیدی واس برگشتن من
دادو فریاد های تو خیلی حقیره
کاش میفهمیدی....

دو سه روز قبل عید قربان دیدم کلی غذاهای خوب و میوه و تنقلات و. . .خلاصه پدرمادرم حسابی بهم میرسیدن.منم کنجکاو شدم پرسیدم چی شده ؟محبتتون گل کرده؟مادرم میگه هیچی پسرم بخور بخور نوش جونت بخور تا واسه عید قربون چاق بشی. من:عیدقربون؟مگه عیدقربون چه خبره؟ بابام برگشته میگه :اخه حساب کردیم دیدیم پولمون نمیرسه قربونی بخریم این شد که گفتیم امسال تورو سر ببریم. هیچی دیگه من تاعید قربان لب به غذا نزده بودم.اخه من میشناسمشون اینا شوخی توکارشون نیست.

این است فرهنگ ما ایرانیان ...
در بناهای بزرگ دنیا مانند دیوار چین و اهرام ثلاثه مصر
کتیبه هایی یافت شده که این عبارات در آن حکاکی شده بود:
اگر برده ای در هنگام کار آسیب دید او را گردن بزنید!
ولی در پارسه )تخت جمشید(
در کتیبه های یافت شده نوشته شده:
اگر کارگری )فرق کارگر با برده بسیار است( در هنگام کار در این بنا آسیب دید شاهنشاهی هخامنشی موظف است تا آخر عمر وسایل امرار معاش او را بدون هیچ منت و چشم داشتی پرداخت کند!
به افتخار ایران و به کوری دشمنان سرزمینمون

اگه )مروا( اسم دختر باشه . . .
پس مروارید یه جمله ی خبریه . . .

دوست واقعی،مثل صبح میمونه
نمیشه تموم روزداشتش ولی مطمئن هستی كه فردا،روز بعد،سال بعد،وحتی تاابدهست.
شما،یه صبح قشنگی...

راهنمايي بودم .بزرگترين آرزوم اين بود كه برا يكبارم كه شده نمره ديكتمو بالاي صفر بشم.يه روز يكي از بچه خرخوناي كلاسو تهديد كردم كه بايد بذاري از رو دستت تقلب كنم و الا خودت ميدوني
خلاصه اونروز ديكته رو بيست شدم ولي معلم كه تو كتش نميرفت,دوباره همون املا رو برام گفت عاقا شدم صفر

دوباره تنها نشستم عكس تو باز توي دستم باز شدم خيره به چشمات انگاري كنارت هستم
حتي توعكسات نميخوام كه تو را تنهات بزارم توميگي آرومي بي من اما بي تو بي قرارم

بـه سَلامَتیِ اون دُختَرایی که وَقتی باهات میان بیرون خودِشونَن،
هَمونایی که یه خَروار آرایِش نِمیکُنَن چون خُودِشونُ قَبول دارَن،
همونایی که مُدِلِ ماشینِت یا داشتَن و نَداشتَنِ ماشینِت بَراشون
مُهِم نیست !
چون خُودتُ میخوان نَه هیچ چیزِ دیگه ای،
هَمونایی که کَتونی میپوشَن چون بَراشون اِختِلاف قَدِشون
باهات مُهِم نیست،
هَمونایی که اونقَدر شُعورِشون میرِسه که میس نَندازَن و گِدایی
شارژ نَکُنَن،
هَمونایی که کِلاسِ اَلَکی نِمیذارَن،نَقش نِمیخوان بازی کُنَن،
آره،هَمین دُختَران که حَتی اَگه خِیلیَم کَم باشَن اَما بازَم دُختَرایی
هَستَن که خِیلی اَرزِش دارن.....

ديروز داشتم با دوستم در مورد خواهرش كه كلاه سرش رفته بود صحبت ميكردم بعد گفتم «خواهرت اينقدر خر نيست كه چك سفيد امضا دست كسي بده، پس نگران نباش
دوستم: چرا اتفاقا سفيد امضا بوده
من :!
دوستم :O
سازمان حمايت از سوتي دهندگان :P

  119155 | جوک جدید

دانشگاه پیام زور.......
1-اگه خونه تون دزد اومد و چماق نداشتید نگران نباشید ! یکی از کتابهای پیام نور رو بگیرید دستتون!
2-اگه خواستید فندق و گردو و …بشکنید و سنگ دور و برتون نبود میتونید از کتابهای پیام نور استفاده کنید!
3-اگه میخواید ماشینتون رو توی سرپایینی پارک کنید به جای آجر میتونید کتاب پیام نور رو زیر چرخاش بذارید!
4-با کنار هم گذاشتن یه سری از کتابهای پیام نور هم میشه یه دیوار چین درست کرد!

جاتون خالي رفته بوديم بابلسر قايق سواري
موقع پياده شدن داداشم كه تازه نامزد كرده خواست جلو زنش و مردم اطراف افه بياد گفت من از همين جا شيرجه ميزنم تو اب
اومد شيرجه بزنه پاش گير كرد به لبه قايق باصورت رفت توگل
بعد از اون تا چند ساعتي نديديمش

همیشخ ابرها می بارند ولی ادم های عاشق ستارها می شوند...نامردیست...اینهمه گریه را با یه چشمک فروختن