دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

الان بچه هفت ساله تخت 2نفره داره

زمان ما، میذاشتن ما رو پاهاشون به حالت سانتریفوژ اینقد تکون میدادن

تا پلاسمای خونمون جدا میشد میخوابیدیم !

آغا تازه نامزدی کرده بودم
دس نامزدمو گرفتم بردم خونمون که
وار شدن ما از در حیاط مسادف - مصادف - مثادف شد با بیرون اومدن بابازرگم از در حال
ینی دیدمش دستو پام شل شد
فک کنم قلبم هم ایستاد
حالا هم که خوب فکر میکنم دنیا هم جلو چشام تیره وتار شد
درس حدس زدم بابابزرگم سوتی داد فجیح
بهم گفت :
حمید زن گرفتی ادم نشدی باز این کیه باهاته باز خانم اوردی خونه پسره بیشعور
ینی جفتمون له شدیم
همه سوتیش یه باز خانوم اوردی رو چطوری به نامزدم توجیح میکردم
هیچی دیگه تا دو ماه که باهام قهر بود
تا الانم جرات نکرده باز بیاد خونمون

آخه این فامیله ما ... !!!:((؟؟؟؟؟

ساعت 3:50 دقیقه صب با مخاطب یه تازه یه ذره خاصم اس بازی میکنم
ازش میپرسم متولد چه سالی؟
میگه اردیبهشت (^-^)
من : &-*
مسول تاریخ آمار دنیا ::((
معلم اول ابتدای تا آخرین سال تحصیلی *-*
شیخ و مریدان هم که به تاریخ پیوستن
کلیپس سرش:((

الانم از قال ، غالی اتاقم چیزی نمونده
هعی خدااااااااااا:((

کربلا نرفته ها این پست رو بخونن و یک آمیــــــــن مشتی بگن
خدایـــــــا ..خدایــــــــا به حق سالار شهیدان...به حق علمدار کربلا..تو این روزها هرکی نرفتـــــــه کربلا تا حالا
بوسیدن ضریح یار رو نصیبش کن
(چه حالی داره بین الحرمین باشی تو این روزا و بر سر دوراهی!)

خدایـــــــــــا شکرت که هنوز عاقل نشدیـــــــم و دیــــــــــونه حسینیـــــم
السلام علیک یا ابا عبدالله...

مردی؟؟!!؟؟
هر چقدر مغرور! هر چقدر صادق! هر چقدر ساده! هر چقدر جذاب! هر چقدر مکار! درست... اما گاهی برای فتح یک وجب از جغرافیای زن باید به زانو بیفتی...

چقدرزیباست کسی رایادکنیم...
نه برای نیاز..
نه از روی اجبار...
ونه از روی تنهایی.
فقط برای اینکه ارزشش رادارد"...

The best cosmetic for lips is truth
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی
for voice is prayer
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند
for eyes is pity
برای چشمان شما رحم و شفقت
for hands is charity
برای دستان شما بخشش
for heart is love
برای قلب شما عشق
and for life is friendship
و برای زندگی شما دوستی هاست

آقا (بله ما باسوادیم!) خواهرم داره پولی که از اواسط شهریور خرج کردیمو حساب میکنه، آخر سر میگه حدود 10 میلیون!!!
من این طوری!!! O_o مگه میـــــشه!!؟؟؟
خلاصه حساب کردیم، که مثلا یه 2 تومن این جا دادیم یه 6 تومن اوجا یه 2 تومن اون یکی جا و...
خلاصه فهمیدیم که خودمون خیلی خوشحال و خندان حدود 3 تومن خرج کردیم! من یه نفس راحتی کشیدم و زیر لب گفتم: گفتم نون و گوجه و استنبلی این قدر گرون نمیشه هااا! (آخه غذای ملی ما شده بود این مدت! :دی)
حالا امشب بابام اومده کلی دلیل و برهان میاره که ول خرجی نکنیــــــــــــــن... پول فلانه و بیساره و...! ینی همینطوری مونده بودیم!!! *_* از تعجب همو نگا می کردیم می خندیدیم!!
یه بار از ته سوزن رد میشه و یه بار از در دروازه رد نمیشه!
فک و فامیله ما داریم!!!؟
وضعیت: بیشتر تلاش کن! نه؟ (-b

فانتزیم اینه که یه بار فقط یه بار!!!!!!!! بخوام بیام پشت سیستم بشینم
همه ی اعضای خانواده تشنه شون نشه!

اعتراف میکنم هنوز هم که هنوزه با این همه وزن پوست کیک یزدی را بیشتر از خودش دوس دارم
اما چه کنم که معده دردم مدتهاست نذاشته همچین شیطنتی بکنم :))

وسط كلاس يكي از پسرا به بغل دستيش گفت
استاد حضور در غايب كرد؟
جاااااااااااااااااان؟؟حضور *در*غايب؟
همون حضور غياب
خدايا اين شاديا رو نگير
ما كه تا30مين داشتيم صندلي ميجوييديم

علاقه همه چیزرا شکوفا و تصاحب آنها را پژمرده می کند " . مارسل پروست...

یادتونه همیشه همیشه همیشه...
قدبلندترین...
شلوغ ترین...
و تنبل ترین فرد در کلاس مبصر میشد!!!

دقت کردین چقدر زجرآوره وقتی سرجلسه ی امتحانی و دوستات دارن از ماشین حساب استفاده میکنن ولی تو نمیدونی کدوم سوال نیاز به ماشین حساب داره (-ـــــ-)