دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

صدای روضه زنای همسایمون به قدری زیاده که داداشم ازتو اتاقش سینه میزنه‏!‏‏!‏ 0‏_‏0

به بعضیا هم باید گفت:یکم این اصالت وکمالاتتو جمع کن ماهم بشینیم جانیس‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏
آهو عصبانی‏~‏‏_‏‏~‏

ارون که میباره
همه ياد عشقشون مي اُفتن
ما ياد ماشینی که صبح بردیم کارواش

گاهی چه اصرار بیهوده ایست اثبات دوست داشتنمان ...چرا که دوست ترمان دارند وقتی دوستشان نداریم

دلتون بسوزه ما تو دانشگاهمون یه سری امکانات داریم که حتی دانشگاه تهران وامیر کبیرو...هم از اون بی بهره اند
باورتون نمیشه دانشگاه ما تاپ و سر سره داره...
حال میکنی میخوان کودک درونمونو زنده نگه دارن

اینو من خودم تجربه کردم
یه جا خوندم نوشته بود :"ارزوهاتو یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخاه خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره چیزی که الان داری یه روز ارزوش کردی"
خیلی در مورد جایی که دانشگاه میرم ناراحت بودم که یه دفه چشمم به ورق خاسته هام افتاد دیدم این جا شبیه به همونیه که قبلا می خواستم البته با یه کم تفاوت و این جا بود که یه کم اروم گرفتم و از قر زدن سر خدا دست برداشتم

وقتی چترت خداست،
بگذار ابرسرنوشت هرچه ميخواهد ببارد.
لحظه هايت آرام


اگر امید نبود هیچ مادری فرزند نمی زاد و کسی درختی نمی نشاند.
"حضرت محمد(ص)"

اعتراف ميكنم 14-15 سالم كه بود با يه پسره دوست شدم بعد ميخواستم شماره موبايلم نيوفته دستش كه بخواد بعدا مزاحمم بشه براش خالي بستم كه گوشيمو ازم گرفتن بعد شماره خونمون رو بهش دادم !!!
هيچي ديگه بعد از اينكه 2-3 بار زنگ زد گفت با مهسا كار داشتم واقعا گوشيمو ازم گرفتن !
به خدا من خنگ نيستم فقط بعضي وقتا مغزم ارور ميده !
تازه خدا رحم كرد به خاطر دروغ رايج « اين پسره داداش دوستمه ، از دفترچه تلفن خواهرش شمارمو برداشته » كار به جاهاي باريك تر كشيده نشد و با همون توقيف يك هفته اي موبايل همه چي حل شد !

خدایا مرا به آنجایی برسان که تنها رضایت «تو» برایم مهم باشد...

بعضی وقتا
نباید شعر ها را کامل نوشت
بلکه باید
ادامه اش را سیر گریه کرد .....

اﻭﻥ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩ ، ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻪ ﻣﻨﻦ ...
ﺭﻓﺖ ﺳﺮﺍﻍ ﺑﻘﻴﻪ ....
ﻣﻨﻢ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﻡ ، ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻪ ﺍﻭﻧﻦ ...
ﺧﻂ ﻛﺸﻴﺪﻡ ، ﺩﻭﺭِ ﻫﻤﻪ . . !!!!! .

یکی از بدترین چیزا زمانی ک مدرسه میرفتم/میرفتید/میرید/میرنـــــــــــد:)
این بود ک ی روز به خاطر آلودگی یا برف تعطیل شده باشه (از شب قبل گفته باشن)بعد من صبح ک از خواب پاشدم بفهمم!!!زمانیکه صورتمو شستمو خواب از سرم پریده:$ یعنی ضدحال ترین گزینه تو دوران مدرسه بود نــــــــــــــــــــــــه؟

اون روز از خدام بود برم مدرسه.ایییییییییییییییییییییش
پیش اومده ک میگما

به سلامتی مادری که به بچش میگه: پسر(دختر)م میخوایی واسط لقمه درست کنم ببری دانشگاه؟؟؟:-?

دیشب داشتیم با عاغ داداشمون مچ مینداختیم ، پنجه تو پنجه ، فیس ۲ فیس با نهایت زور داشتیم سعی میکردیم مچ یکی دیگرو بخابونیم که ناگهااااااااان چشمتون روزه بد نبینه یه صدایی خارج شد در حد طوفان اوکلاهوماااا ؛ منو میگی داشتم فرشو میجوییدم ، خیلی صحنه ی خفنی بود !
خلاصه این داداشه ما هم سریع محله حادسه (هادصه.هادسه.اصن هرچی !) رو ترک کرد …