دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

واذ قال ربك للملائكه اني جاعل في الارض خليفه قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك الدماء ونحن نسبح بحمدك ونقدس لك قال اني اعلم ما لا تعلمون
2/30
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمين جانشينى خواهم گماشت»، [فرشتگان‌] گفتند: «آيا در آن كسى را مى‌گمارى كه در آن فساد انگيزد، و خونها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه مى‌كنيم؛ و به تقديست مى‌پردازيم.» فرمود: «من چيزى مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد.»

اگر دیدی یک مرد یکدفعـه ساکت شد و کم حـرف !!
شک نکن غرورشو زیرسوال بردی...
و اون یهویی ساکت شده ....
نه بخاطر اینکه جوابـی برات نداره !!
اون به این فکر میکنه که چرا به تویی که در حدش نیستی
همچین اجازه ای رو داده که به غرورش دست درازی کنی....

ای کسانی که فکر میکنید اگر پست دختری را لایک کردید ممکن است جرعه ای از دریای عشقش را به شما بدهد
ای عزیزان من، بدانید اگر چنین بود اکنون مرا سونامی برده بود!
بله :‏)‏

آقا بیا که پیش قدمهات پا شوم/در محضرت نشینم و مست از لقاء شوم
حیف است با دلی که به تو خو گرفته است/بر غیر مهر فاطمی ات مبتلا شوم
می آمدی و می طلبیدم تو را چو آب/ اما نشد که طالب آب بقا شوم
ماه محرم است بگو روضه ات کجاست؟/تا مهمان هیأت آل عبا شوم
گریه کنان به سینه زنم در غم حسین/ بلکه کمی شبیه تو صاحب عزا شوم...
اللهم عجل لولیک الفرج

توی خیاطی بودیم،خیاط زد پیرهن یارو رو داغون کرد بعد طرف خیلی شیک و مجلسی گفت:اومدی چشمشو درست کنی زدی ابروشم کور کردی،هیچی دیگه الان دارم جای دندونامو از رو موزاییکای کف خیاطی پاک میکنم.
(به منه بدبخته بی لایک کمک کنین)

  126839 | جوک جدید

بچه که بودم فکر میکردم زمان قدیم همه جا سیاه سفید بوده

یه ﺁﻗﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﻣﺤﺾ ﺩﺍﺷﺘﻪ، ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻩ ﺑﻬﺶ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯿﺪﻥ!!
ﺧﻼﺻﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﻠﯽ ﺗﻼﺵ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺭﻓﺘﮕﺮ ﺑﯽ ﺳﻮﺍﺩ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ!!
ﻣﯿﺮﻩ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﺸﻪ!…
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﻣﯿﮕﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﮐﻼﺳﻬﺎﯼ ﻧﻬﻀﺖ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﯿﺪ!
ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ!!
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﭼﻬﺎﺭﻡ، ﺍﯾﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﺮﻩ ﭘﺎﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺗﺎ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﯾﮏ ﺷﮑﻠﯽ ﺭﻭ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﻨﻪ!
ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﮕﺮﺍﻝ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﺍﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﻦ: ﺍﻧﺘﮕﺮﺍﻝ ﺑﮕﯿﺮ..

ای کـــه نــقـش اســم زیـبـایــت در لابــه لای نـقـش هــای گـنـبـد جـمـکـران خــودنـمـایـی ودلــربـایی مـیـکـنـد... بـر ایــن دل مـبـهـوت و نــم زده از اشـک هــم نـظـری کــن....

امـــام عـصــر (عــج) : مــن بــرای مــومـنـی کــه پــس از ذکــر مـصـیـبـت سـیـد الـشـهـدا بــرای تــعـجـیـل فــرج و تــایـیـد مــن دعــا کـنـد، دعــا مـیـکـنـم . . .

+ ســلــام کــلــیــپــس
- ســلــام پــوتــیــــن
مکــالمــه دو دخــتــر
:))))))))))))))))))

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد
بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد
خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد
ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد

عاقا سوتی دادم در حد چی........
چشمتون روز بد نبینه!!!!
اینقدر ضایع شدم که حد نداره
حالا بگو چی شد؟!!
چند روز منو دوستم با اتوبوس داشتم از دانشگاه بر میگشتیم موقع پیاده شدن اومدم
مرام بذارم جفتمون رو حساب کنم
چشمتون روز بد نبینه به جای اینکه بگم دو نفر هستیم گفتم هزار نفر (کرایه نفری 400 تومن(دو نفر بودیم 800 تومن))
حالا راننده (O.O)
من *.*
دوستم ^_^
بقیه :)))
دیگه بچه ها میله و صندلی واسه اوتوبوس نذاشتن به خدا
کل زحمتی که راننده از صبح کشیده بود رو من با همون هزار تومنم جبران کردم والااااااااااااا
حالا چند روزه دوستم یه 500 میگیره دستش موقع پیاده شدن میگه اینم کرایه 500 نفر
همش میخننننننننننده
منم که میشم مداد رنگی از بس خجالتیم

در محاصره دغدغه های بیکرانم ، کلاهم را به احترام لبخند عشقم برمیدارم ......

مــیــدانـی...؟؟؟
هـمـه ی ایـن نـوشـتـه هـا...
بـهـانـه ایـسـت... بـرای اعـتـراف
دوست داشتنت...!!!

" بـیـا شـرح مـاجـرا را بـرایـت بـگـویـم؛
در مـن انـدوهـی سـت نـامـش عــشـق اسـت
در تـو شـادی‌ای سـت نـامـش عــشـق اسـت ... ! "


, عباس حسین نژاد ,