دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

از شب ممنونم که فهمیدتم ...
برام سیاه پوشید و گاهی برام گریه کرد ...
و بعضی ها گفتن:خدایا شکرت بابت باران دیشب ولی هیچکس نگفت خدایا دل چه کسی گرفته و شکسته و تنگ بود که اینطور آسمان واسش گریه سر داد . . . . . .

عاقا ما رفته بودیم مسافرت اونم مشهد
همسر گرامی ما تمام وسایل رو جمع و جور کرد ریختیم تو ماشین
رفتیم و رفتیم و رفــــــــــتیم (حدود 2000 کیلومتر) تا رسیدیم
حالا رفتیم سوئیت بگیریم ، یارو مدارکمون رو خواسته
حالا هرچی میگردیم شناسنامه منو پیداش نمیکنیم
با هزار التماس یارو قبول کرده گواهینامه رانندگی منو برداشته
ماشین هم بدون گواهینامه فرغونی نمی ارزه که
خلاصه استراحتی تو سوئیتمون کردیم وسایلمونم چیدیم تا اونجایی که یه شیشه کوچولو پیدا کردم تو چمدون
میگم عزیز این چیه ؟
فرمودن افروزه ، آوردم برا دستشویی
خدا وکیلی غیر از دیوار چین یه دیوار محکم دیگه نیست من مخمو بکوبم توش راحت شم
افروز برا دستشویی بیاری شناسنامه جیگرگوشتو نیاری
فک و فامیله من دارم عایا

اعتراف میکنم که من حدااقل باید 122تا مطلب ارسال کنم که تازه اگر 4جک همه رو تایید کنه تازه امتیازم میشه اندازه 50امین کاربر برتر یعنی از شکست عشقی بدتر میگن همینه ها!!!!!!
لایک:غصه نخور منم مثل توام

اعتراف میکنم من بعلاوه اینکه فیسبوکو با دروغام آباد کردم..در حال حاظر توییتر رو هم در حال آباد کردنم...
به افتخار برو بچه های فیسبوکی که کارو زندگی ندارنو از صبح تا شب تووو فیسبوکو توییتر و 4 جوکن بزن دست قشنگه رو <3

سر کلاس نشسته بودیم این استاد ما هم یه زن بود .استاد ما بد جور فمینسم و مرد ستیزه بلا خره بعد 10 جلسه که یه ضرب فقط پسر ها رو پای تخته واسه حل مساله میبرد و یجوری آدم روسوال پیچ میکرد و تیکه مینداخت که فقط سوژه خنده میکرد این پسر های بد بخت رو..تا اینکه طی یک حرکت خود جوش ما پسر ها تصمیم به اعتصاب دسته جمعی گرفتیم وقرار شد اگه دوباره اسم پسر ها رو خوند اولین نفر که اسمش خونده شد موضوع اعتصاب رو به این عجوزه بگه و دیگه نوبت دخترا بشه .اقا استاد اومد تو و یهو اسم من رو خوند من هم مثل یک شیرمرد وفادار به بلند شدم وگفتم استاد دیگه ما پسرا پای تخته نمیایم این تصمیم کل پسرای کلاسه.استاد مثل یه گودزیلا فرمود 2 نمره از امتحان ترمت کم می شه.بعد گفت کی دیگه جز این اعتصاب هست تمام پسرای کلاس زد ن زیر پیمان و گفتن استاد اصلا اعتصابی در کار نبوده و فلانی از خودش در اورده.من که بطور کامل کنف کنف کنف شدم یعنی من هنوز تو کف معرفت همکلاسی هام موندم نه واقعا همکلاسی با معرفته که ما داریم

حتی روز مرگ هم تفاهم نداریم!!!!!!!
من سفید می پوشم او سیاه............

از من پرسید: سیگار را ترک نکردی؟؟؟
گفتم نه کبریت را ترک کرده ام...
سیگار را با سیگار روشن میکنم

توخونه ماخیلی پیش میادصدات کنن بعدازت بپرسن چی میخواستم بگم؟!
بعدتازه منتظر جوابم میمونن!!!!

این روزا همه میگن هواچقد دونفرس،
اما مشکل اینجاس که رابطه ها
سه نفرس....

اعتراف میکنم که
بچه بودم یبار پام خورد به پارچ آب یخ ریخت روی فرش
منم چون خیلی باهوش بودم و هستم ،برای خنثی کردن خیسی فرش
در یک عملیات کاملا هوشمندانه.....
فک میکنی چیکار کردم؟
نه جون من اگه تو بودی چیکار میکردی؟؟
یه کتری آب جوش خالی کردم روی نقطه موردنظر!!!
بله یه همچین آدم خلاقی هستم من:)
من (اونموقه) :)
فرش (بعد چن روز) ___________

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم گودزیلامونو که تازه به دنیا اومده بودو میبردم تو آشپزخونه قابله هارو میزدم بهم یه صدای بلندی میداد اونم میزد زیر گریه منم طبق یک نقشه ی از پیش طراحی شده بغلش میکردم میگفتم گریه نکن بعد که دیگه گریه نمی کرد دوباره همین کارو میکردم
انقد همین کارو میکردم تا مامانم میومد یکی میزد تو گوشم این بچه رو هم ازم میگرفت میبرد
بعله یه همچین بچه ای بودم :)

فکر میکنم که این جمله برای شروع جمله خوبی باشه:
هرگز روزت را با تکه های شکسته ی دیروز آغاز مکن... امروز روز دیگریست....
قبلا هم نوشته بودم که...
خوبی زندگی به اینه که قابل پیش بینی نیست... هر لحظه هر روز میتونه شروع یه تغییر، یه آشنایی و یه اتفاق مثبت باشه برای تغییر یک زندگی...
آدمها رو ببخشید بخاطر انسان بودنشون و کامل نبودنشون...
و این خیلی مهمه که...
تمرین کنید که شادیتون رو به هیچ کس وابسته نکنید... به یاد داشته باشید که دنیا جایی نیست که آدم بهش دل ببنده، نه به آدمهاش و نه به هیچ چیز دیگه اش... هیچ تضمینی وجود نداره برای موندن آدمها...وابسته شدن به دیگران باعث میشه که از تنهاییتون لذت نبرید...
می شه هر لحظه شاد بود و میشه از لحظه لحظه عمر لذت برد...
حسهای خوب، می تونن معمولی و ساده باشند... اونقدر ساده که دیده نشن... اما لذت بخش هستند...
حس خوب یعنی... احساس کنی واسه بقیه مهمی...
حس خوب یعنی... دوتا رفیقت رو آشتی بدی...
حس خوب یعنی... پیدا کردن جای خوراکی هایی که مامان قایم کرده...
حس خوب یعنی... ایمیل یه عزیز رو دوباره بخونی...
بهترین عطرتون، بهترین لباستون و بهترینهاتون رو برای مراسمهای خاص نگذارید...
همین امروز ازشون استفاده کنید...
زندگی یعنی... الان، اینجا... فارغ از دیروز، به امید فردا...
مثبت باشید و تا می تونید جوک و لطیفه حفظ کنید...
خندوندن آدمها کار آدمهای معمولی نیستلبخند...
معمولی نباشید...
:)

اميدوارم انقدر خوب باشيم و زيبا زندگي كنيم
كه وقتي...از خط پايان زندگي مي گذريم
كسي دست نزند......

گودزیلامون (خواهر زادم) غذا نمیخورد
مامانش بهش گفت :سیری....؟
گودزیلامون گفت :پ ن پ پیازچه ام!!

اعتراف می کنم روزی 5 ساعت فقط تو فور جوکم
.
.
.
خیال نکنید می گردما نه اینترنت قطعه رو اون صفحه گیر کرده !