دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

بـه نـظـر مـن آدم بـد بـده....
مـیـشـه تـحـمـلـش کـرد.....
امـا ایـن آدمـایـی کـه بـا ادعـای خـوب بـودن بـدی مـی کـنـن رو کـجـای دلـمـون بـذاریـم؟!؟!
لـایـک: واقـعـا"....

حــــق نداری احســـــــــــــاس دیگران رو به بـــازی بگیری ؛
فـــقـــط بـخــاطـر ایــنـکـــه :
هنوز تکلیفــت با احســــاس خـــودت معلوم نیست...

رفتم با هزار ذوقو شوق عینک خریدم بعد رفتم زدم رفتم نشستم تو جمعه گرمه خانواده ببینم چی میگن:
داداشم:وای این خر خون کیه اینجااا؟؟؟ نزدیکه من دیه نیایا فکر میکنن منم مثه تو خر خونم
مامان بزرگم از خواب پاشده از اتاق اومده بیرون یه نگاه به من میکنه میگه :ارمان(داداشم) باز دوس دختراتو اوردی؟؟اه اه اه چرا حالا با یه عینکی دوست شدی از اون خر خوناس نه؟؟؟
ینی تخریبه شخصیتی در حد لالیگا
الان عینکرو به سه قسمته مساوی تقسیم کردم بعدشم انداختمش تو چاه توالت سیفنم کشیدم
لایک:مامان بزرگه با دقته تو داری؟؟؟
لایک:خر خون عینکی :D

یه مامان بزرگ دارم یه خونه داره که خیلی با حاله
توجه کنید:
در یخچالو وا میکنی تلوزیون خاموش میشه دس به تلوزیون میزنی لامپ دسشویی روشن میشه لامپو خاموش میکنی ماشین لباس شویی میره رو اتومات این از لوزم برقیش
میرسیم به همساده هاش
طبقه اول با طبقه دوم نامزد کرده مراسم نامزدیش دقیقا مصادف شده با هفتم پدر بزرگ
طبقه چهارمیها همزمان طبقه پنجم جشن تولد 20 سالگی دختر شونو گرفتن حالا ما اونروز رفته بوه بودیم خونه مامان بزرگ یه هو دیدیم پلیس زنگ زد بد بختا فک کرده بودن
تو ساختمون پارتیه صدای نوحه واسه رد گم کنیه...........

آنچه پایانی ندارد نه تویی نه من،
این انسانیت است که تابه ابد،
فریادکشیده خواهدشد...ارنستوچگوارا

هفت خان 4 جوکی
1-دنبال سوژه گشتن(آخ نگو پدرم در اومد)
2-وصل شدن به اینترنت (اینترنت دیال آپ عجب سرعتی داره )
3-فرستادن مطلب با کلی آب و تاب دروغی(شما هم همینطورید ؟)
4-در انتظار تایید شدن مطلب(حساسیت به اوج خود میرسد)
5-بیشتر تلاش کن(مدیونی اگه بگین تا حالا 4 جوک نداده بهتون)
6-دوباره اب و تاب دادن به این سوژه بدبخت(مطلب منتشر شد قیافه من :)))
7-روزانه چک کردن جهت دیدن لایک و خر کیف شدن(این که همون تک لایک خودمه چرا کسی لایک نمیکنه)
***اون سوژه هایی هم که 2000 لایک میخوره فوتوشاپه باور نکنید***

یه خواهر پنج ساله دارم.دیشب شوهر خواهرم بهش گف مهلا اون کاغذو بیار یه بازی یادت بدم.
مهلا:چرا بازی یادم بدید ما با هم هیچ سنخیتی نداریم :|
قد ماموت سن دارم هنوز کاربرد این کلمه رو نمیدونم! :دی
لایک=گودزیلان دیگه

عشق اگر واقعی باشد لذت بوسه بر پیشانی خیلی بیشتر از لب دادن است بفهم بانو عشق اگر واقعی باشد تنت را عریان نمیکند بلکه لباس عروس برتنت میکند. عشق اگر واقعی باشد حتی اگر دستانت را بگیرد به اوج میروی و از برق چشمانش مست میشوی نیاز به. هم آغوشی. نیست بفهم بانو ارزش تو بیشتر از این چیز هاست ...............!

زن داداشم از وقتی گودزیلاهای نر اش بزرگتر شدن همش دم از احترام به مادرشوهر میزنه...

در مخفیگاه ذهن مان کسی که دوستش داریم همیشه می ماند....
حتی در "دوری" و "جدایی"....

اغا ی دختره ای تو کلاسمونه خعلی فکر میکنه بلد ازین خرخوناستا!!!!!
ی روز امتهان داشتیم پاشود برگه امتهانیارو بده.
ب من که رسید همچین پامو یهو بردم جلوش ک شوت شد اونور کلاس.
ماهم ک عین خر میخندیدیم.
اخیییییییی کرم درونم ازاد شد بالاخره تو دلم مونده بود.
ولی ی موقع فکر نکنید من بچه شیتونمیما؟؟؟؟
اصلا!؟!؟!؟!؟!

خـــــــــدایا شکرت!! خیــــــــــــلی هم شکرت!!
اما خب من آدمیـــــزادم
بهم حق بده بعـــضی وقتـــا خستـــــــــه شم
گـــــــریه کنم و غـــــــُر بزنم..بگم "آخــه چــــرا مــــــــــــــــن؟"
"چرا هرچــــی دردِ واســـه منه فقـــط؟"
تو بذار به حساب آدمیـــزاد بودنم

یه وقت قهــــــر نکنی باهام خــــدا
من فقــــــــــط تــــــــــو رو دارم ...

رفتیم در خونه یکی از فامیلامون که تازه رفته خونه جدیدشون ماهم هی دنبال زنگ میگردیمو پیدا نمیکنیم که مامانم برگشته میگه خوب در میزنیم ازشون میپرسیم زنگتون کجاست میزنیم دیگه مامان متفکر ماداریم
من:))
بابام:((

انصاف نيست؛
رفتن آدمها باخودشون باشه،فراموش کردنشون با ما...

متنفرم از خودم.........
همیشه نگران کسی هستم که میدانم اگه بمیرم ب چهلمم نخواهد رسید......