دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

مامانم واسه دفعه هزارم تو یه دقیقه ازم پرسید نمازتو خوندی؟
منم گفتم پ ن پ نوشتم...
چنان پس گردنی اصابت کرد یهوی لوزالمعدم با فکم تغیر مکان داد
الان من اصلا نمیدونم پ ن پ چیست اصلا
الکی مثلا من سر به راه شدم

k...d...m
مامانو بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن،به مامانم گفتم:میگما شما خوشبخت ترین زوج روی زمینید.میدونید چرا؟؟؟...مامانو بابام اینجوری:
OـــO چراااا؟!..با اعتماد به سقف میگم:چون پسر به این ماهی دارید^ـــ^
بابام:ماهی که هستی!اونم حباب ماهی^ـــ^(من=:|نه شما تروخدا برو عکس حباب ماهی رو ببین!من اونجوری نیستمااا!)ینی تو یه ثانیه تخریب شخصیتی کرد!خلاصه گفتم:نه پدر من!منظورم اینه که من همچون یک ماه نورانی در آسمان خسته ی شما هستم!مگه نه؟!اصن همه دوس دارن پسری مث من داشته باشن!...مامانو بابام آه کشیدنو به افق خیره شدن!
من اینجوری:OـــOبعد بابام به مامانم میگه:هی خدا!قسمته!چاییتو بخور خانم!!...اصلن بنازم این عشقو علاقه رو!الان صبح شده و من همچنان به عمود خیره شدم!:|

یه لحظه برو تو آینه ، تو چشمای خودت نگاه کن تا خودتو توش ببینی

حالا دیدی چقدر کوچیکی؟؟؟؟؟؟؟

چرا کلاساى اسب سواریتونو نمیاین؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الکى مثلا من مربى اسب سواریم
شما بگین واى ببخشید استاد

آقا دیشب ما تریپ دلتنگی برداشتیم بالاخره دوری از خانواده سخته، رفتم تو محوطه خوابگاه مثل فیلما قدم بزنم و موسیقی گوش بدم همین جوری که تو حس بودم تازه داشت گریه ام می گرفت یهو صدا سگ اومد من که درجا درحال سکته کردن بودم بی خیال دلتنگی فقط دویدم اینجوری بود که گند زده شد به حس من حالا جالب اینجاست که سگها رو دم در خوابگاه پسرا گذاشتن فکر کنم می ترسن شبونه دخترا به خوابگاه پسرا شبیخون بزنند :))))))

تقدیم به همشهریای عزیزوم..


آبودانیه با حسرت به خدا میگه:


"ای خدااااا خو چرا آبودان برف نمیآد؟"


ناگهان از آسمان ندایی می رسد که:



"چون خعیییییلی دمتون گرمه کوکا"


آبودانیا پرچم بالاااااااا

اون عزيزي ك تو دنيا يار من بود ياورم بود . نازنينم نازنينم اون فرشته مادرم بود. روزت مبارك اي مظهر عشق

چرا رفتی چراااااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااا من بی قرارمممممممممممممممممممممممممم
.

.

.

.

.

.

الکی مثلا من شکست عشقی خوردم

شما بگین عزیزم ماچ ماچ مال منى…

خیلی سخته عاشق کسی باشی که روحشم خبرنداره!!!اما خیلی شیرینه که یواشکی عاشقانه نگاش کنی و توی دلت بگی "خیلی دوستت دام"
.
.
.
خدایی لایک نداره؟

*Irancell*
اگه این پست رو میخونی ، مدیونی اگه لایک نکنی

بیاین یه چیزی ضد این الکی مثلاً بسازیم،از همین فورجوک شروع میکنیم تا همه گیر بشه
کیا موافقن؟؟
یه نمونه:
رفتم مدرسه دبیر درس نمیده
میگم چرا درس نمیدی؟
میگه الکی مثلاً من تحصن کردم
میگم راستکی پس غلط میخوری میای مدرسه
ببخشید طولانی شد

اين جمعه هم گذشت و آقا نيامدى/
يك عمر در انتظارت مانديم اما نيامدى/
كى ميشود كه اىن انتظار به سر رسد/
شايد كه اىن جمعه يا آن جمعه فرج رسد/


اللهم عجل لوليك الفرج

ﺗﻮ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻻﻳﻰ ﻛﺸﻰ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡﻳﻬﻮ ﺍﺯ ﭘﺸﺘﻢ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﭘﮋﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺎﻳﺴﺖﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭘﮋﻭﺑﺰﻥ ﻛﻨﺎﺭﻣﻨﻢ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻟﺮﺯ ﺯﺩﻡ ﺑﻐﻞ
ﺩﻳﺪﻡ ﻭﺍﻧﺘﻴﻪ ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭﻡ ﺭﺩ ﺷﺪﻩﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﻣﻴﮕﻪ
.
.
.
.
.
.ﺍﻟﻜﻰﻣﺜﻼ ﻣﻦ ﭘﻠﻴﺲ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺳﻢ
ﺍﻟﮑﯽ ﻣﺜﻼ ﻭ ﮐﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻓﺖ
ﺑﺎﺯﺷﻤﺎ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺳﺮﺯﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﻭﻝ ﮐﻦ ﻧﯿﺴﺘﯿﻦ دیگه

گودزیلای 5 ساله ی خالم داره برگه ها رو پشت سر هم میچینه بهش میگم چرا داری جوری میکنی؟؟!! میگه الکی مثلا من پیرینترم!!! خدایا اینا رو از کجا اوردی؟؟!!

ودم اندر جامعه بی کار و بار.....عضو فورجک گشتمی چون یک چنار!
فتح کردم قله ی خلاقیت......جک نوشتم، یک جکی لایکش هزار!
روز دیگر آمدم خوشحال و شاد.....دیدمش رد گشته و شد حال، زار!
گفتم : آخر مشکلش چی بود مگر؟!!...... گفت : «قانون است اینجا برقرار!»
گفتمش : اینبار بهتر گفته ام!......گفت: «تکرار است! تکراری نیار!»
گفتمش : باشد! ببین این را دگر!.......گفت: «طولانیست! ای بیکار عار!»
گفتمش : این خنده را گریان کنی؟!.....گفت: «می باید تلاشت بسیار!!!»
این شد و رفتیم در آفاق دور.....محو گشتیم و زدیم گاز به خیار!

دانشگاه بودم بعد امتحان همه جمع شده بوديم اتاق مديرگروه. استاد رو صندلي نشسته بودو ما اطرافش در حال پاچه خواري و مظلوم نمايي. صندلي استاد چرمي بود، يه هو استاد رو صندلي جابه جا شد و يك صدايي كه دقيقا شبيه خروج باد از دستگاه گوارش بود خودنمايي نمود، منه نادون منه لايعقل چشام گشاد شد و گفتم چي بود؟ صدم ثانيه طول نكشيد بچه ها رفته بودن بيرون تو سالن چسسبيده بودن به ديوار از خنده، خلاصه اون ترم استاد لج افتاد با منو هرچي تلاش كردم فايده نداشت كه نداشت. لعنت به صندلي چرمي......