دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

من میگم:
کسی که به خاطر یک میلیون ۱۰ سال زندانه
اگر ازاد بشه
از چاه میوفته تو چاله

چون بیرون از زندان دیگه سرپناه نداره
اب و غذا نداره
هم صحبت هم نداره

من میگم: فقط ازاد کردن نیست
مسئولیت های دیگرشم جامعه باید قبول کنه

  232021 | جوک جدید

آدم میشناسم کلی دفتر واسه درس خوندن سال جدیدش خریده روی همشون نوشته:

درس خواندن خر است!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


امضا:Dr.MHY.YQB82

ی شامپو خریدم اینقدر رو برچسبش ویتامین نوشته حیفم میاد به موهام بزنم.....هر روز ی قاشق ازش می خورم

  232019 | جوک جدید

اقا من نمیدونم چرا هر وقت شروار مشکی می پوشه خاکی میشه زنگ خاک سفیده

اما

وقتی شروار سفید می پوشی رنگش مشکیه

منم نمی دونم اگه شمام نمیدونید لایک کنید

اگه میدونید هم باید اسمتو تو رکردار گینس سبت کنند

  232018 | جوک جدید

در اعتراض به اقدامات عربستان

باید درس عربی رو حذف کنن :)))

بابا آمریکا با اون قدرت نظاميش میترسه به ایران حمله کنه فقط سالی چند بار مياد فوش ميده در ميره اون وقت داعش برداشته 6نفر فرستاده حمله تروریستی کنن. بیا 6تا موشک فرستادیم. آخ آخ آخ میبینم که آل نجس(آل صعود)رفتن زیر تخت قایم شدن :)
بیا بیرون ولی ديگه زر زر نکن بچه بعدی تویی

من و پدرگرام داشتیم با ماشین یه جا میر فتیم که پرت و خلوت بود.
بابام: تو نمی خوای رانندگی یاد بگیری دختر ؟ (15 سالمه :/ )
من: چراااا...ولی خودت گفته بودی تا 18 سالت نشه گواهینامه نگیری نمیزارم رانندگی کنی... :/
بابام: عه...راس میگی :/
من: البته عمه جان (یه عمه باحالی دارم بعدا بیشتر دربارش میگم) گفته بود که خود شما چندسال بدون گواهینامه رانندگی می کردین D:
بابام: چی فکر کردی من آن شیر دلیری بودم که بدون گواهینامه تا تهران رفتم اومدم :) (هیر ایز قم) پاشو....(نگه داشت) بیا بشین پشت رول ببینم چه می کنی!
من D:
نشستم پشت فرمون... (نفس ها در سینه حبس می شود!)
بابام: ماشینو روشن کن :)
منو میگی خواستم سویچو بکنم تو جاییش، کلمو بردم پایین که ببینم شبم بود تاریک بود خب! بابامم نامردی نکرد زد پس کلم گفت خاک تو سرت اینجوری سوئیچو جا میندازن؟
خلاصه روشن کردیم و راه افتادیم...
بابام: نری تو کامیون...
من: بابا گاو که نیستم دارم میرم دیگه :/ ... (به گاو برخورد وجدانا)

آی ام ریلکس :) آی ام زنده! ماشین هم سالمه :)

فاطــஜـمهــــ&

رسیدیم به یه هفته آخر ماه رمضون

که قرار سه ماه طول بکشه

احساس کمبود محبت می کردم رفتم
توی دستمال بتادین ریختم جلوی مامانم توش
سرفه کردم گفتم مامان از دهنم خون امد
.
.
.
.
گفت از بس میشینی پای اینترنت بی صاحابی
از اون ورم ابجیم داشت بالا پایین میپرید و میگفت
اخجون اگه بمیره اتاقش واسه من میشه

چند روزه پیش همه بابت حمله به مجلس و حرم امام تسلیت میگفتن و همه ی جهان پرشد از محکوم کردن این اقدام
حالا همه جا پر شده از خبر انتقام سخت ایران از داعش
اینه قدرت ما

میدونی خودش نباشه ولی اسمش اون بالای مخاطبینت سنجاق باشه یعنی چی؟
نمیدونی؟افرین منم نمیدونم کلا از عشق و این چیزا نمیفهمم -__-

شاید واقعا اول سابقه کار بوده بعد کار به وجود
اومده که این جـــوری از مــا انتظار دارن .....!!

یاران شتاب کنید...
گویند قافله ای در راه است
که گنهکاران را در آن راهی نیست،
آری گنهکاران را راهی نیست
اما
پشیمانان را میپذیرند....
سید مرتضی آوینی

مثل موها و ناخن ها ای کاش ادمی چیزهای بیشتری را میتوانست کوتاه کند..

یا مثل دندانهای شیری
هرکسی در چهل سالگی قلبی تازه و مغزی تازه در می اورد

قلبی "خالی" از اندوه هایی ک سینه ادمی را فشرده اند
و مغزی ک هیچ ب خاطر ندارد مگر جایی ک هرکسی اخرین بار "از ته دل"
خندیده است..

جزوه های امتحان زیاده حیای مراقب کجا رفته؟؟؟





من: :-) :-) :-) :-) :-)
حافظ:کوروش جون ما که هرچی گفتیم بلند نشدی
حداقل یکم اون ورتر بخواب مام بخوابیم.