س

سارا

@علوم دوست دارم · ۱۴ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۱۱ رأی)

م
منطق جان ۸ سال پیش
جوک

سر امتحان زبان یه برگه از زیر میز برداشتم دوتا سوال هر کدوم سه نمره بود جواباشو نوشتم دادم به دوستم دیدم برگه ی تقلبو مچاله کرد انداخت سطل اشغال!
گفتم شاید به راه راست هدایت شده.
بعد امتحان اومده میگه چرا نرسوندی نامرد. به میگم رسوندم که..!
اقا میگه مگه اون تقلب بود؟؟؟؟ من فکر کردم اشغاله انداختم رفت!!!!
خدایا یعنی واقعا من با اینا شدم هشتاد ملیون یا شوخی میکنی؟
پدر علم تقلب تو گور لرزید:#

م
منطق جان ۹ سال پیش
جوک

بعد از اتفاق شیرینی که چند روز پیش افتاد و نوشتمش( همون گاونر!)
یاد این افتادم:
وقتی کلاس ششم بودم
یه بار معلم داشت راجب اینکه مادر و پدر برای ما زحمت زیادی کشیدن حرف میزد، منم اومدم این حرف معلم رو با یک ضرب المثل تایید کنم گفتم: بله خانوم تا گوساله گاو شود دل صاحبش اب شود!!!!!!
موقع گفتن این ضرب المثل فوق العاده ! با دست به خودم اشاره کرده بود�
بچه های کلاس که ترکیدن رفت!
معلمم در حالی که نیشش تا بناگوش وازه برگشته میگه: حالا به سلامتی کی گاو میشی ایشالا؟
یعنی اورین به خودم با این سطح از هوش واقعا !
زکاوت ازم چکه میکنه!
لایک: کی گاو میشی ایشالا؟
لایک: یعنی واقعا اورین به این حجمه از هوش! به پا چشم نخوری یه موقع!
لایک: تو اگه حرف نزنی کسی میگه لالی ایا؟

م
منطق جان ۹ سال پیش
جوک

برای کار مدرسه داشتم چوب اره میکردم داداشم اومده میگه بده من انجام میدم ( داداشم از من کوچیک تره) گفتم نمیتونی
گفت میتون�
اومدم مثلا با استفاده از ضرب المثل جوابش رو بدم گفت�
«کار هر کس نیست خرمن کوفتن
گاو نر میخواهد و مرد کهن»
برگشته میگه تو کدوماشی
منم از همه جا بیخبر گفت�
گاونر

م
منطق جان ۹ سال پیش
جوک

کارناممون رو دادن
ریاضی شدم 18/5 مامانم میگه چرا انقد کم شدی؟
میگم مامان من شدم 18/5 کمه ایا؟
میگه من هم سن تو بودم ریاضیم همیشه 20 بود
مامان بزرگم از اون سر داد میزنه
خالی میبنده ننه یه بار نمره ریاضیش شده بود 3!!!!!!!!!!!!!1
خوب من که ترکیدم از خنده
از مادر گرامم اخرین خبری که رسیده اینکه تا نیم ساعت دیگه رسیده افق
یعنی این دفعه به افتخار مادربزرگ ببکوب لایکوووو

م
منطق جان ۹ سال پیش
جوک

درود بر اهل فورجوک
اقا من اول بگم که خوب ادم یه سری چیزا یادش میره خو ! دست خودتم نیست
مادر جان من خیلی رو نظافت حساس تشریف دارن
به خصوص رو خیس بودن دمپایی دستشویی
من ظهرا که میام خونه پاهام رو میشورم ( طبیعتا دمپایی خیس میشه) بعد یادم میره اینو تکیه بدم به دیوا که ابشون بره
مادر گرامم هی این نکته ( بسیاااااااااااااااااااار مهم ) رو گوش زد میکردن به بنده
دیگه انقد گفته بود و من اعتنایی نکردم یه روز اومد جلوم وایساد خیلی محترمانه گفت
من اگه به یابو میگفتم تا الان فهمیده بود تو هنوز نفهمیدی!
من
لایک: خیلی کثیفی
لایک: خوب راست میگه دیگه مامانت
لایک: کری ایا؟