دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطره ها مـال خـودت مـن دیگه دارم مـیـرم
خاطره های خـوب و بد از هـمـشـون دلگـیرم
که میگفتم وقتی میخندی دلم از شادی میلرزه
دیـگه اون روزا نمـیـاد به هـمه دنـیا می ارزه
.
.
محسن ابراهیم زاده(خاطره ها)

بهار چمدانش رابسته وقدم های اخرش را برمی دارد ومن چشم به راه تابستان گرم وپر حرارت هستم وغریبانه بابهار خداحافظی میکنم وقاب بهار را در خرداد میبدم وتقویم را با مرور بهار ،ورق میزنم تا بهار یادم نرود وچند خاطره ای از بهار را در وجودم تازه میکنم تا بااغوشی باز به تابستان سلام بگویم .

اقو شب شد و خالم اینا اومده بودن خونه مون بخوابن . بعد این خاله ی ما به شدت از تاریکی میترسه . حالا مکالمات ما در نصف شب

+ خاله تو شبا تنها نمیترسی میخوابی ؟

- نه خاله چطور مگه ؟؟

+ اخه اینجا تاریک میشه ی جوری میشه

- مثلا چه جوری ؟؟

+ یه جوری دیگه ادم میترسه

- من که شبا تنها نیستم رفیقام بهم سر میزنن

+ کدوم رفیقات ؟؟ من دیدمشون ؟؟

- نمیدونم شاید دیده باشی

+ خب مشخصات شونو بگو

- باو همونا که چشماشون قرمزه دی..



جاتون خالی چنان جیغی کشید کل ساختمون و محل ریختن ببینن چی شده .
تازه شم وقتی ماجرا رو گفت به پسراش چنان ریختن سرم مث سگ زدنم دیگه تجربه شد از این شوخی ها با کسی نکنم


فک و فامیله داریم ؟؟؟ :|

وقتی ترک موتور دوستتون نشستین و یه نم نم بارون میاد میخوره صورتتون زیاد حال نکنین... اون آب دهن دوستتونه که وقتی حرف میزنه مثل فواره پارک میپاشه رو صورتتون... منکه تا 3 روز فقط تُف میکردم....

مادرش زولبیا دوست داشت و پدرش بامیه. نیم کیلو بامیه خرید و نیم کیلو زولبیا و رفت خانه.
کلید انداخت ، در را باز کرد و رفت سمت آشپزخانه. وسایل سفره افطار را آماده کرد. همه چیز را سر جایش گذاشت.
زولبیا، بامیه، پنیر، نان، سبزی و گردو. نشست سر سفره. دو قاب عکس را آورد. یکی کنار زولبیا و دیگری کنار بامیه.

قدر باهم بودن را بدانیم...

رابطه ایجاد کن.....وارد رابطه ی کسی نشو


"حیوانات هم به جفت های یکدیگر کاری ندارند"

شاید باورتون نشه ولی منکه دنیا اومدم تا۵سالگیم مامان بابام سرم دعوا میکردن

مامانم ب بابام میگف تقصیر توبود اون میگف نه تقصیر خودت بود


الآنم ک در خدمت شمام :)

زهرا ام کهـ:)
❤650❤

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟

پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟

در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟

شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟

شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟

می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟

دیگه لایک هاتون خوشحالم نمیکنه G_G

پول بریزید به حسابم ◔◡◔

اگه اصغر فرهادی اسپانیایی بود..






جدایی رونالدو از رئال هم میدیدیم

میدونید چرا لب گوسفند توی کله پاچه نیست ؟
.
.
.
.
.
.
.
خداییش اگه بود روت میشد به کله پاچه فروشیه بگی آقایه لب بده؟

داشتم راز بقا میدیدم...
باخودم فک کردم من اگه حشره ام بودم حتما...
سوسک سرگین میشدم...
زندگیم میشد پشکل گوله کردن و قل دادنش...
حتی رفیقمم می اومد میگفت: پاشو بریم سرکوچه ر*ی*د*ن...زود باش تا بقیه حمله نکردن دوتا تروتازه گوله کنیم...
بعدم حتما درحالی که با پاهای عقبم سرگین قل میدادم آهنگم میخوندم...
اگه شادم اگه خوشحالم واسه اینه که پشتم پشکل وسرگینه...

تف به این شانس...)~_~(

ديگران نمی‌توانند سرنوشت شما را تغيير دهند و يا زندگی شما را كنترل كنند.

تنها قدرتی كه ديگران در مقابل شما دارند، همان قدرتيست كه خودتان به آن‌ها می‌دهيد...

واکنش خیابانــی به حمله ی موشکی سپـاه :

سلــام اسرائیــل
سلـــام تل آویــو
ســـلام حیفـا
ماداریــم میایـم :|

خو این عزیزان که موشکـا رُ فرستادن
تتلو رُ هم میبــستن بهش بعد میفرستادن :|

  232068 | جوک جدید

این‌دفه علیخانی گریه نکرد. :|
خوب تو لاک دفاعی بود. خــــــــوب! D: