دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

بعضیا هستن اصن نمیشه دوسشون نداشت !
مثلا خودم ^-^

مامانم اومده میگه:فیسبوک چیه؟
میگم کی بت گفته؟
میگه دخترخاله هات.
میگم من نمی دونم برو از خودشون بپرس.
میگه اره فک کردی من نمی دونم فیسبوک همون اینترنته:|
اخه الان من چی بگم؟

تازگيا مد شده ميگن:
عشقتو ول كن، اگه برگشت مال توست
اگه برنگشت، از اول مال تو نبوده..
خو لامصب مگه داري كفتر بازي ميكني؟؟?¿!¡

وقتی مادرت تو رو
در حالِ سیگار کشیدن ببینه ...
تازه میفهمی سرطان
یکی از کوچیک ترین مضراتِ سیگاره :|

اين امتحان زندگي
بزرگترین عیبش اینه که:
تا آخرجلسه بايد بشیني ..

نميدونم داستان چيه با هر دختری دوس میشی بعد یه مدت میگه بیا منو بگیر...!
بابا مگه بالا بلندیه آخه. :D

ما کنار خونمون (دقیقا چسبیده به خونمون) کافینت داریم نصف بیشتر فک و فامیلامونم توی محله ی ما زندگی می کنن کافینت ما بین دو تا دانشگاس ، مشتری زیاد داریم ، اونوقت این فک و فامیله کج و کوله ی ما با چادر معمولی و دمپایی پلاستیکی پا میشن میان کافینت ، حالا این هیچی
آخه من اون شلوار گل گلیاشونو کجای دلم بذارم
جلو ملت حیثیت واسه آدم نمیذارن

می خواهم بدانم
تو هم دریا را می بینی؟
یاد من میکنی؟
حتی زمانی که در آغوش او
رو به دریا ایستاده ای...؟؟؟

یه پسر عمو دارم تازه ترم اول دانشگاست
امروز اومده میگه یحیی اون دختره هس ک مانتو سفید پوشیده موهاشو رنگ کرده ریخته رو صورتش
من میگم کدوم
میگه خیلی خوشگله
ینی نمیشناسیش
من:از کجا بشناسم
کی هست حالا
میگه همکلاسیمه
من=|
میگم خب ک چی حالا
میگه امروز مخشو زدم
میگم چطوری
میگه بهش گفتم جزوتو بده
گفت الان کلاس دارم بعدشم باید برم بوشهر
من=|
در ادامه گفت دیگه مخشو زدم تمومه
فقط نمیدونم شمارمو چطوری بدم بهش
من ک از داشتن چنین فکو فامیلی ب خودم میبالم

جمعه رفتم کوه داد زدم :
ـــ با من ازدواج میکنی ؟
بعــد شنیدم :
......بـــــــــــــــــــا مــــــــــــــــــــــــ ـن ازدواج مــــــــــــــــــــیکنـ ــــــــــــــــــــــی؟
بــــــــــا مــــــــــــــــــــــــ ـن ازدواج مـــــــیکنــــــــــــــ ـــــــی؟
بــــــا مــــــــــن ازدواج مـــــــــیکنــــــــــــ ـــی؟
بـــا مــــــن ازدواج مــــیکنـــــــی؟
بـا مــــن ازدواج مـــیکنــی؟
با من ازدواج میکنی؟
ـــ بَعدش چون آمادگی ِ این همه خواستگارو با هم نداشتم اومدم پایین که ادامه تحصیل بدم ... که جمعه بود و مدرسه تعطیل

رفتم اموزشگاه رانندگی تو کلاسش نشستم دختره برگشته بهم میگه توام اومدی رانندگی یاد بگیری گفتم پ ن پ اومدم اموزش هول دادن ماشین در مواقع اضطراری یاد بگیرم

اقا این پسر خاله ی من خیلی حاضر جواب و پرو یه روز به خالم گفتم این پسرتو ادب کن گفت هر وقت تو با ادب شدی کل پسرای فامیل با ادب میشن
دیگه هیچی تو زندگیم اینقد قشنگ قانع نشدم

اقا پدرم زنگ زده میگه: بیا شرکتم کارت دارم منم رفتم منشیش میگه اصلا امروز نیومده زنگ زدم میگم کجای میگه خونم میگم چرا این کارو کردی میگه تا تو باشی از لیوان من اب نخوری
اینم از پدر انتقام جو من
میترسم بفهمه از مسواکش استفاده کردم چیکار میکنه

اقا پدرم حالش بد بود گفت منو ببر دکتر منم حاضر شدم گذاشتمش تو ماشینش خواستم حرکت کنم محکم زد پشت گردنم گفت فکردی مریضم حالیم نیس پیاده شد گفت با ماشین تو میریم من تازه بنزین کردم توش کثافط
اینم از پدر پسر دوست من

همه ی کارهایت را بخشیدم
جز آن تردید آخر هنگام رفتنت
که هنوز مرا
به برگشتنت امیدوار نگه داشته