دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

یه بابای خشنم نداریم
باهاش جر و بحث کنم
با پشت دست بزنه تو دهنم ،
از گوشه ی لبم خون بیاد،
منم با نوک انگشت دست بکشم رو خون و بزارم تو دهنم ... بعد مزه مزه اش کنم و توووف کنمش بیرون...یه نگاه بندازم تو چشماش
بگم: این حرکتت و نمیبخشم پدر(مثه فیلم هندی)
بعد برم یه ساک وردارم از خونه بزنم بیرون و معتاد بشم و آخرشم گوشه خیابون از گرسنگی بمیرم...
بابامم عذاب وجدان بگیره و سیگاری بشه و موهاش سفید بشه و بعداز چند وقت به فلاکت و بدبختی و اینا بیوفته و بعد چند سال دیوونه بشه و ببرنش تیمارستان ...
هیچی دیگه ...
خواستم قدرت تخیل در حد آمیتا چاخان و به رخ بکشم...!!
هی بابای گلم...اگه اونروز من و نمیزدی......

این خاطره ای که میگم گریه داره
اقا یه روز با دوسم میخاسیم بریم کوه قلیون وو....
خلاصه یه پسر همسایه داریم اسمش شایانه
(باید میزاشتن شاسکول) گفت منم میام
گفتیم باش دل جوونه مملکتو نشکنیم
اقا خلاصه رفتیم کوه من اتیشو درست کردمو گفتم شا برو قلیونو اب کن بیا
اقا این رفت لب چشمه شیشه رو که اب کرده بود رو اماده کرد گفت مهندس مملکت ببین ابش خوبه
اقا ایشالله نصیبتون نشه چنین ضد حالی
گوسفند بالای قلیون گرفته بود که شیشه قلیون افتادو شیکس
کلی ضد
حال خوردیم
من:((
دوستم :((((((
ناصرالدین شاه هنگام تحریم تنباکو :(((((((((((((((((0
این همه راهو الکی اومدیم
اینم پسر همسایس ما داریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/////

یه روز یه جوجه تیغی با یه کرم ازدواج میکنه بچه شون سیم خاردار میشه!

داشتم با پسر خالم اس بازی میکردیم.اقا نمیدونم چی براش نوشتم جواب داد:بعععععععععععله..
منم براش نوشتم به سلامتی گوسفند شدی بع بع میکنی...
هیچی دیگه بچه قهر کرد...ج اس نداد...
به من چه خودش حساسه...
پسر خاله هم پسر خاله قدیم...

مرد: قسم می خوری که منو به خواطر پولهایم دوست نداری؟
زن:هزار تومن بده تا قسم بخورم!

چرا مشروط شدی؟
.
.
.
.
به نام خدا
اینترنت

اقا یروز سوار تاکسی شدم سوم هنرستانم اون روزشم رسم فنی داشتیم منم خطکش تیم همرام بود 70 سانتی!!اومدم کرایشو بدمیه لحظه دستمو از خطکش برداشتم اقا چشتون روز بد نبینه خطکش زاااااااااااااااارت خورد تو سره مسافر جلوییه.منو میگی اصلا به رو خودم نیاوردم یا رو برگشته میگه پسرم بچه که زدن نداره چرا میزنی!!دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم شروع کردم به خندیدن.
اون روزش تو کلاس هم داشتم با خودم میخندیدم.

یه زمانى آرزومون. اين بود زودتر بريم كلاس پنجم به جاى مداد با خودكار بنويسيم....
چقدر زود بزرگ شدیم

اقا من معتاد شدم به دادم برسی شبا تا 2تو 4جوکم صبا از7بازم میام 4جوک حالاموندم چطوری ترک کنم‏:‏)‏

خیره خیره نگاهم نکن…
چشمهایم دیگرسگ ندارد که آب دهانه هارت را برایش راه بیاندازی! گرگی درونش خفته است.حواست باشد!
می درد…!

فلسفه نباف شاعر..
چه ممکن…چه محال…چه اجبار…چه اختیار…چه هرکوفته دیگری…او رفته است دیگر!

این روزها
احتمـال برخـورد شمـا با ” گــرگ ”
در کـلان شهـرها بیشتـر از صحــرا و جنگــل اسـت!

مدرسه که میرفتیم، همه میگفتن دیپلم بگیر زندگیت روبراه میشه
دیپلم گرفتیم ،گفتن الان دیپلم به درد نمی خوره که! برو لیسانس بگیر
4سال شهریه دانشگا آزاد دادیم ،لیسانس گرفتیم، گفتن برو خدمت، بیا تا زنت بدیم ...
رفتیم خدمت ، تموم که شد ،برگشتیم دیدیم دلار شده 4000 تومن!
یه سوال برام بی جواب موند!
جنس ضعیف الان ماییم یا خانوما ؟

یه ضرب المثل هست که بچه های شهرک ولیعصر (منطقه 18 تهران) دارن ، میگه :
از هر دستی که بدی همون دستت نمک نداره...

تا حالا این اتفاق واست پیش اومده؟
یه آشغال رو یه ساعت دستت بگیری و بچرخونی تو سطح شهر دنبال سطل آشغال ولی پیدا نمیشه بعدش قاطی میکنی میندازی گوشه خیابون!دو متر که میری جلوتر چندتا سطل آشغال میبینی!