دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

یه مراسم خیلی مهم بود رئیس رئسا همه جمع بودن ما چند تا دانشجو هم بودیم این رفیق ما مجری بود
بنده خدا پای میکروفون آخر مراسم بجای اینکه بگه والسلام ...گفت : سلــــام
اسباب شادی مارو فراهم کرد پایان جلسه.

بیاین اعتراف کنیم که مادرمان از خورش سبزی درست کرده اش تا سه وعده ی دیگر هم استفاده میکند!!!بیاین!!!

خیلی ها اونطور که به نظر میان نیستند:
خیلی بلند (با کفش پاشنه 20 سانتی)
نامزد جایزه اسکار(در حقیقت نامزد جایزه ی اسکل)
در ظاهر خیلی مهربون( در باطن مانند کروکودیل رود نیل)
قهرمان رالی داکار(وی پس از سه بار "ثبت نام" چند صد بار پارک در جدول و طی چهار سال و یازده ماه گواهینامه را به دلیل ترحم افسر امتحان ، گرفته است.)
خیلی باربی ( اما در حقیقت مانند کوالا و گریزلی)
علاقه مند به موسیقی دوران کلاسیک و رمانتیک ، آثار باخ و پاگانینی(در واقع علاقه به خالتور و سبک جنگولیک و خفونیک ،آثار#و#و#)
مثل فرشته و پری یا ملکه زیبایی (اما در حقیقت مانند جن و لولو ، بدون آرایشی به قطر چند سانتی متر و cs5/6)
برنده جایزه جایزه نوبل فیزیک (در حقیقت دیپلم خیاطی و بافتنی با جفت ماده و تک ماده)
خیلی روشن فکر(در حقیقت ذهن او مانند سیاهچاله ی کوتوله ی بنفش است)

اقا وسطای ظهر که از خواب پا میشی میری آب بخوری!آب مزه ی سگی میده!
نمیدونم من ایجورم یا همه ایجورن!!!!

کسی در این سوز و سرما دستهایت را نمیگیرد
در جیب بگذارشان!
شاید ذره ای خاطره ته جیبت مانده باشد که هنوز گرم است...

پارسال زمسون مریض شده بودم شدید،داشتم از تب میمردم،بعدازکلی اسرارخانواده رفتم دکتر...دکترم واسه اینکه تبم بیادپایین واسم شیاف نوشته بودمام بی خبر:-(چیه؟خوتب داشتم!داروهاموگرفتم رفتم خونه مامانم آب آوردداروهاموبخورم،منم با همون بیحالی دست کردم توپلاستیک از هرکدوم یکی درآوردم که بخورم،آقانصیب هیچ4جوکی نشه:اولیوانداختم بالادیدم توگلوم گیرکردچشام شدقدتشتک(شیافوخوردم!)ازشانس بدمابه صورت افقی توگلوم گیرکرده بود!خلاصه باهربدبختی بوددادمش رفت پایین،هنوزم نفهمیده بودم.هیم غرمیزدم خولعنتیایکم کوچیکتربسازیدگلوم پاره شد!!!انقدحالم بدبودپسوپیشمواشتباگرفته بودم:-)خوابیدم وقتی بیدارشدم باوربفرمایدهیچ اثری از مریضی نبود!باورفرمایدید... نتیجه:داروروهرجوردوس داری مصرف کن اینافقط میخوان ماروعذاب بدن!!خوچرا؟ فقط شیاف:-))

کاش آدمها را میشد از همان نگاه اول از ابتدا شناخت
آنوقت سالها و ماه ها و روزها پشیمانی معنی نداشت ....

خدايي به دخترا حسوديم ميشه,عقل ندارن راحتن....

انقد تعداد تعهدام تو مدرسه زياد شده صبا ك ميرم مدرسه يه سري به عوامل ميزنم ببينم تعهدي چيزي نميخوان كم و كسري واسه تعهد ندارن؟ يني كلا هميشه يه سري تعهد امضا نشده به اسمم تو كشو مديرمون هست فقط احتياج داره به امضاي بنده بعععععله همچين آدم متشخصيم من
دوستان دعا كنيد ترم اولي از تعهد تجديد نيارم آخه زشته شاگرد اول مدرسه انضباط......(الان همه فهميدن درسم خوبه؟اونايي ك دقيق نگرفتن دوباره بخونن)

امروز رو ديوار كنار معلم آبا و اجدادشو قسم دادم و نوشتم جان مادرت درس نپرس اين گذشت
ديدم زنگ تفريح ناظم سگيمون اومد دم در با يه نگاه همه گرخيدن
-ايارو كي نوشته اينجا؟؟؟؟؟؟
نامردا همه نشونم دادن (تو دنيا انقد حس تنهايي نداشتم)
من رفتم دفتر
ناظم:اين زنگ كدوم گوري بودي؟فك كردي شهر هرته؟
من:(0-0) معلومه سر كلاس
-پس چرا خانوم محمدي واست غايب گذاشتن
-(0-0) يني چشام داشت ميوفتاد
بابا به پير به پيغمبر سر كلاس
خلاصه از من گفتن ازون نشنيدن
بعد كلي تحقيق فهميديم بعععععله
بنده سرمو گذاشتم رو ميز ساكت بودم واسه من غايب گذاشته به اين ميگن آيكيو در حد جلبك
خدايا ببين كيا رو سر راه من قرار دادي؟؟؟؟؟؟؟ببين

اونایی که نامردی می کنن، میرن تو لیست سیاه
اونایی که حوصلشونو نداریم، میرن تو لیست انتظار
اونایی که مثل تو هستن ،میرن تو لیست 60 جانور مرگبار

شب یلدا بود ما همه تو حال نشسته بودیم بحث جن و پایان دنیا و اینا بود که یهو برق قطع شد پسر ها هم هی میگفتن دنیا داره نابود میشه و... آقا هر کی داشت یه ور میرفت امیر خان ده هشتاد مجلس هم داشت وسط حال از خنده هلیکوپتری میزد بعد چند دقیقه برق ها وصل شد عموم و امیر زمین گاز میزدناااا بعدم شاهکارش در اومد امیر و عموم برق ها را قطع کردن و میخواستن آب و گاز هم قطع کنن چون دم دست نبوده منصرف شدن تازه نقشه ی امیر هم بوده اونوقت ما سن اینا بودیم کل شاهکارمون این بود جلوی پنکه صدای اورانگوتان در بیاریم والا B-)

توجه کردید از بعضیا انقدر مرام و معرفت می چکه که باید:
.
.
.
"اجازه بدین پامتیشو عوض کنه!"

راهکار های شادی در کنار دوستان در محیط خیابان
نخست با تعدادی از دوست های غیر قابل کنترل و شرور هم قدم شوید
1.دوستانتان را به بغل مردم هل بدهید
2.الکی سوت بزنید
3.با افراد نا شناس سلام و احوالپرسی کنید و از دوستانتان بخواهید به نوبت با آنها دست بدهند
4.به دخترا پشت پا بزنید
5.به پسرها بگویید"چه خوش تیپ بود" وی با این گفته از شدت اعتماد به نفس کاذب با مخ به درون جدول شیرجه خواهد زد یا شاید سکته ناقص کند
6.با همکاری دوستان کوچکترین فروشگاه را شناسایی کنید و همه با هم به آن وارد شوید و قیمت چیز هایی مانند نعلبکی و قابلمه نسوز و... را بپرسید
7.به طور موازی با هم حرکت کنید و اجازه عبور به کسی ندهید
8.صف خود پرداز یارانه را شلوغ کنید
9.از کار های بالا به شدت بپرهیزید

صافکاری
بتونه کاری
رنگرزی
آپاراتی
ذلت نقاشی
داستان های باور نکردنی
وحشت زدایی
بنیاد دلداری به 60 جانور مرگبار
.
.
تابلوی آرایشگاه خانمها کدوم باشه بهتره؟؟؟