دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نشسته بودم داشتم با داداشم در مورد این که سربازی مشهد افتادم (اره بچه مشهدم) صحبت میکردیم ، داداشم امد گف، اره اینایی ک قیافه ندارن خوب شانس دارن
من :-(
داداش گرام :-O
خو برادر من اول فک کن بد ی چی بگو ، دیگ اعتماد ب نفسم رفت

قول داد تا آخر دنیا بماند،
سر قولش هم ماند،
همان روزی که رفت برای من آخر دنیا بود.

دوس دارم تصادف بشه از اون زنجیریا یهو بگن تصادف شده کی کمکای اولیه بلده بعد بدوبدو کنم به مردم کمک کنم(تنفس بدم کابشنم رو بزارم زیر سر باند بیچی کنم چسب زخم بزنم خار توی دست رو در بیارم خون اهدا کنم )اون وسط یه بچه بدنیا بیاد اسمشو بذارن عباس

میدونین چرا همیشه جلوی آرایشگاه زنونه پرده میکشن؟
واسه اینکه هیشکی نفهمه اون خانوم خوشگله ای که میاد بیرون همون هیولاییه که 2 ساعت پیش رفته بود تو...

توی این سایت همه دارن حرف از رفت میزنن...افسوس!!!
کاش یک نفر میان این رفتن ها با آمدنش غافلگیرمان کند!!!
اللهم عجل لولیک الفرج....

اخه یعنــــــــــــــــــــــــــــــی چــــــــــــــــــــــــــی؟
خو تو که داری پسته منو میخونی لایکم نمیکنی
دفه دیگه من با چه انرژی بیام؟هــــــــــــــــــــــــــــــــا؟
وقتی میبینم بالایی اسمشو نمیارم لایک خورده هوارتا از من تازه با لایک خودم رسیده به 5تا
این همه استقبال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
نکن برادر من نکن خواهر من

خدا رو شکر عید اومد
وگرنه این فیله بالا ی 4جوک می مرد از بی تحرکی
شما دعا کنید یه مناسبت دیگه زود تر بیاد تا این فیله بتونه یه جور دیگه واسته

تو خیابون با 4.5 تا ماشین واستادیم منتظر دوستمون ...ماشینه اومده کنارمون میگه اگه تصادفه بیایم فیلم بگیریم میگم نه بنزین تموم کردیم منتظر یه فردین یم با 100تا فرار کرد

تو خیابون بشت کامیون گیر کردم بوق زدم کامیونه بره کنار محل نداده نیگاه کردم رو گلگیرش نوشته (خودتی) همچی بهم بر خورده دارم سرمو میزنم به فرمون

با آروزی سلامتی برای پدر و مادری که هزار بار نمی توانم را در چشمانشان خواندم ولی هرگز به زبان نیاوردند
کجائیند آنهای که در روزگار بی وفایی حرمت پدر ومادر را میدانند=لایک

این روزا خرجم زیاد شده گرونی هم انقد بیداد میکنه
جیبم دیگه جواب که نمیده هیچ، تازه سوالم میپرسه!!!

می توان غنچه شد و وقت سحر خوش خندید
می توان عطرشد و جام تبلور نوشید
می توان چشمه شد و از دل تپه جوشید
می توان ابر شد و بر سر کیهان بارید
می توان بید شد و در نم باران رقصید
می توان ژاله شد و رخ اقاقی بوسید
می توان دم شد و در ساز دل و نای دمید
می توان نغمه شد و در دل صحرا پیچید
می توان عشق شد و بر سر عاشق شورید
می توان مهر شد و تا ابدیت تابید

5-6سال پیشم یه بارم داشتم شیشه های اشپزخونه رو با دستمال(توجه بنمایید:با دستمال)تمیز میکردم که یهو دیدم دو تا از خانومای محترم همسایه بازززززز اومدن دارن زیر پنجره ما غیبت همسایه های دیگه رو میکنن!اغا منم که حساسسسسسس!هیچی دیگه مجبور شدم با یه پارچ اب خنک شیشه ها رو تمیز کنم:خخخخ

اخ اخ دیدی چه دل پردردی داشت دختره اشکم دراومد!! من ک به باغبونه میگم اگه بره دختره رو بگیره امسال سه برابر محصووول میددم!!!
دردودل دو درخت در 13بدر!!

این لایک چیست که عالم همه دیوانه اوست......(نکنه کسی که متنش از همه بیشترلایک بخوره جایزه داره که بعضیاآخر جوکشون ازمون میخوان لایک کنیم ها...)