قضیه عمل کردن دماغ دخترا داره جدی میشه در حد ختنه کردن پسرا...!
@raminenn · ۳۴ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
قضیه عمل کردن دماغ دخترا داره جدی میشه در حد ختنه کردن پسرا...!
يکي اشتباهي زنگ زد گفت به کامليا بگو زود بياد خونه، گفتم کامليا اينجا نيست، گفت پس اگر اومد بگو زود بياد خونه!
حالا من نشستم تا کامليا بياد...! :))))
نگرانش شدم ديركرده :-S
ﻣﺨﺎﻃـــﺐ ﺍﮔــﻪ خاﺹ ﺑﺎﺷـــﻪ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴـــﺖ ﺷــﻤﺎ ﺩﻭﺭﺵ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺍﯾــﻦ ﻭ ﺍﻭﻥ ﺧﻠـــﻮﺕ ﮐﻨـــﯽ
ﺧــﻮﺩﺵ ﻭﺍﺳـــﻪ ﺑـــﻮﺩﻥ ﺷﻤـــﺎ ﺟــﺎ ﺑــﺎﺯ ﻣــﯽﮐﻨـــﻪ،
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴــﺖ ﻭﺍﺳـــﺶ ﺩﻧﯿـــﺎ ﺭﻭ ﺑﺨﺮﯾــﺪ ﺗــﺎ ﺑﻤﻮﻧـــﻪ ﺧـــﻮﺩﺵ ﻗــﺪﺭ ﯾــﻪ ﺷــﺎﺥ ﮔﻠﺘـــﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯽﺩﻭﻧـــﻪ،
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴـــﺖ ﻫﺮ ﮐﺴــﯽ ﺭﻭ ﺗﻮﺟﯿـــﺢ ﮐﻨـــﯿﺪ ﮐــﻪ ﺍﯾﺸـــﻮﻥ ﻣﺎﻟـــﻪ ﺷﻤــﺎﺳــﺖ ﺧــﻮﺩﺵ ﺗــﻮﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﻤــﻪ ﺩﻧﯿـــﺎ ﻧﺸـــﻮﻥ ﻣﯿـــﺪﻩ ﻭ ﻣﯿـــﮕﻪ ﺍﯾــﻦ ﻣــﺎﻟــﻪ ﻣﻨـــﻪ،
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴـــﺖ ﺑﻪ ﻓــﮑﺮ ﺭﻓﺘـــﻨﺶ ﺑﺎﺷــﯿﺪ ﺧــﻮﺩﺵ ﺑــﻪ ﺷﻤــﺎ ﺛــﺎﺑــﺖ ﻣــﯽﮐﻨــﻪ ﺍﻭﻣــﺪﻩ ﮐــﻪ ﺑﻤــﻮﻧــــﻪ...
ملت عکساشون دو نفره ست، خاطره هاشون دو نفره ست، تختاشون دو نفره ست، مسافرتشون دو نفره ست......
منه بیچاره ، کامپیوترم دو نفره ست.
با این خواهر خنگم شریکم
به بعضیا باید گفت:هی....اين روز ها كنجد زياد بخور.....
ميگن واسه تقويت حافظه خوبه؟؟؟؟؟
شايد يادت بياد چه خوبي هايي بهت كردم!!!!
یادش بخیر ادامس ک میخوردیم شیرینیش تموم میشد ، یکمشو با دندونمون میگرفتیم بقیشم با دستمون میکشیدیم میشد مث کش باز دوباره میخوردیم باز دوباره ریپید (تکرار)
قبول دارید
اگر این همه بوق برای خانوما زدیم ، برای مسافرا میزدیم الان وضعمون اینطور نبود
هرکی قبول داره لایک
دختر>همیشه<خوشحال نوشته بود
اگه مامان بابام واسه وقتی كه خونه تنهام یه دوربين مخفی كار بزارن بدون شك وقتی برگشتن اولین كاری كه میكنن زنگ میزنن تیمارستان بیان گمشدشونو جمع كنن ببرن!!
مامان بابای من بدون شك وقتی برگشتن اولین كاری كه میكنن اینه ک منو میدن دست پلیس دیگ هم خونه رام نمیدن ینی دیگ منو بچه خودشون نمیدونن. همچین ادمی هستم هاا خخخ
تلویزیون داره میگه :
جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن ...
یهو مامانم برگشته میگه :
مسیرشون مشخصه دیگه ...
اینترنت ..آشپزخونه...
اینترنت...دستشویی...
اینترنت...تخت خواب ...!!!
کدوما خنده دار ترن ؟؟
1) پسرا بعد زمین خوردن ؟؟ :)))
2) دخترا بعد از شستن صورت ؟؟ :))))))
شمام بچه بودید شبا موقع خواب دست مامانتونو میگرفتید میخوابیدید ، یا فقط من اینطور بودم :))
دختر : شغلت چیه عزیزم؟
پسر : خوانندگی :)
دختر : وای خدای من چقدر رمانتیک، چی میخونی حالا؟
پسر : صفحه نیازمندی روزنامه کثیر الانتشار :))
کیا یادشونه قلک پسر شجاع ی زمانی رو بورس بود، برمیداشتیم قلک رو از پایین سوراخ میکردیم بعد توش گچ کج میریختیم بعد چند ساعت ی مجسمه داشتیم
با مخاطب خاص بیرون بودم ،داشت نم نم بارون میومد هوا هم عالی بود
ی هو مخاطب خاص جو گرفتش گفت
رامین چقد دوسم داری ؟
منم جو گرفتتم گفتم اندازه ستاره های بالای سر�
مخاطب هم مث این ک تیتاپ بهش داده بودن کیف کرد
امد خودشو لوس کرد سرشو گذاشت رو شونم ب اسمون نگا کرد دید هوا ابریه
هیچی دیگ از اون روز تا الان دارم قانعش میکنم ک منظوری نداشت�
خوبی هم نیومده والا
اخطساثی Ramin 21 Meshaad(sarbaz)1
اَز کامپیوتر متنَــ ـفر اَست و بالطبع اَز اینترنـِت...
اَز موزیک بَدش مےآید و از هِدفــ ـوטּ.
آیپَدش را دور اَنداختـــہ
و مُدتهآستــ که دَرهاے بَستــہ ے اُتاق ها مےتَرســ ـآندش...
2 سآل پیــ ـش
وَقتی هدفونش توی گوشـ ـش بوב،
با صِداے بُلند
موزیک گوش مےداذ
و پآے سیستمَــش نشـسته بود، نِت را شُخم مےزَد
و مِثل هَمیشــہ درِ اُتاقــش بَستہ بود،
مآدرش داشتــ آرام کَف آشپَزخانه جآטּ مےداد...
این دخترایی که رژ لبشون تا بالای لبشون اومده همونایی هستن که تو بچگی تا نقاشی هاشون رو رنگ میکردن از خط میزدن بیرون !
اعتراف میکن�
بچه ک بودم (بچه ها ، الان بزرگ شدم ) از مسواک زدن میترسیدم ینی همچین طفلی بودم ، خنگولم خودتی :0
یه روز یکی از فامیلهای دورمون اومدن خونه ما؛یه دختر داشتن که نیم متر قدش نمی شد بهش می خورد کلاس پنجم ابتدائی باشه اومد پیشم ازش پرسیدم اسمت چیه دختر خوشگل جواب داد:ملیکا گفتم ملیکا جون کلاس چندی؟جواب داد سوم دبیرستان …………………………اوههه سوم دبیرستان کلا هنک کردم
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ
با مخاطب خاث سوار ماشین شیم بعد همینطور که با سرعت داریم میریم سمت شمال
یهو سپیده زنگ بزنه بگه ببین رامین من تو ماشینت یه بمب گذاشتم اگه ترمز کنی یا سرعتتو کم کنی با اون دختره ایکبیری (مخاطب خاث) میرین رو هوا بعد من با عصابنیت بگم نــکــبــت منو از بمب میترسونی؟ برو از خدا بترس ! من فقط نگران جونِ مخاطب خاثمم !
بعد موبایلو پرت کنم بیرو بعد با مُـشت بکوبم رو فرمون داد بزنم لـعنتییی (لامـصب خـَـعلی جذبه داره این حرکت)
بعد به مخاطب خاث بگم تو بپر پایین بعد اون بـگه نــه من بدون تو هیچ جایی نمیر�
بعد منم با عصابنیت بگم زِر نزن نِـفـله مگه میخوام برم پیک نیک تو خودتو نجات بده
بعد بپره پایین منم پامو بزارم رو گاز ولش کنم برم تو دلم بگم آخییییییش از شر این یکی هم راحت شد�
بعد یه سیگار روشن کنم برم تو مه جاده محو به شم
یکی از فانتزیام اینه که :
یک روز با یک ماشین مدل بالا ( خیلی هم بالا نبود نبود….خوب منم درک دارم….وضع اقتصادیو که میبینید ) از روی پلی کنار دریای طوفانی رد بشم، یکهو ببینم یک دختری داره توی دریا غرق میشه…مردمم همه جمع شدن فقط دارن نگاه میکنن…بعد بزنم روی فرمان ماشین و بگم: لعنتی ( انصافا خیلی کلاس داره) بعد گوشیمو از ماشین پرت کنم بیرون (چیه…گوشی خودمه، دلم میخواد گوشیمم پرت کنم بیرون ) بعد از روی پل با ماشینم بپرم پایین کنار ساحل…ماشین از کنترل خارج بشه ۷-۸ تا ملق بزنه…بعد من با سر و صورت خونی از ماشین پیاده بشم دوربین شکاریمو در بیارم ببینم دختره حدودا چند سالشه…اصلا ارزشسو داره یا نه ( البته توصیه بنده اینه که قبله پرش از روی پل باید این کارو کرد ولی خوب مخ آدم اون موقع کار نمیکنه که ) اگه دختره ارزششو داشت سپس رو به مردم داد بزنم هیچکی این خانمو نمیشناسه؟؟؟….اگه کسی میشناخت، ازش بپرسم دختره مجرده یا متاهل…والا جلوی ضرر رو هر وقت بگیری منفعته…..اگه دختره مجرد بود داد بزنم یعنی یک مرد بین شما ها پیدا نمیشه….بدوم سمت دریا یهو متوجه شم کوسه ها دارن دختره رو میخورن…والا من از بچگی از کوسه میترسیدم….رو من حساب نکنید…