فانتزی من اینه یه بار یه پراید داشته باشم جلوی دانشگاه پارک کنم وقتی هم می خوام ماشینمو دربیارم یهویی یه ماشین مدل بالای دیگه ای که جلوی ماشینم پارک کرده رو ببینم بعدا با یه حس جوگیری بگم این لگن چیه پشت ماشینم پارک شده سپـــــــــــس ،به اُفُق خیره بشم سوار ماشینم شم لایک= خیلی مردی خوشجیل بلا
فقر یعنی:
وقتی رو صندلی عقب ماشین نشستی و کمربند بستی همه بهت زُل بزنن ))) :
مــنو ﺍﻣﺘـﺤـﺎنا
پارسال ﺍﻣﺘـﺤـﺎنای اخرترم یـــه درس ساده ای بود که مــن نتوانسته بودم اصلا این درس روبخونم..ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺟﻠﺒــــــﮏ ﻫﻢ ﺑﻠﺪ نبودم....
روز ﺍﻣﺘـﺤـﺎن باذهن کاملا خالی رفتم سرجلسه, نیم ساعتی نشستم
دیدم هیچکدام از این سوالا حتی برام آشنا هم نیست.
هیچی به ذهنم نرسید دلو به دریازدمو اخربرگم نوشتم:
«در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه ی ﺍﻣﺘـﺤـﺎن از سوی
دیگر دانشــجـویان شاهد بودم از دادن این ﺍﻣﺘـﺤـﺎن خودداری کرده و
نمره ی صفر را به بیستِ با تقلب ترجیح میدهم.»
وبرگه رو تحویل دادم
نمره ی الف کلاس رو گرفتم!
به همین راحتی
قیافه ی دوستان البته دیدنی بود!!
یکی از فانتزیام اینه که تو 4 جوک یه مطلب با لایک های رند مثل 200 ببینم و یه لایک بکوبم روش
نظر يك الاغي كه از صابون حلزون استفاده ميكرده : قديم قديما خيلي الاغ تشريف داشتم ولي از موقعي كه صابون حلزون ميخورم دارم شبيه اسب ميشم . تازه بار بيشتري هم ميبرم و سرعتم زيادتر شده بعدشم ميخوام دانشگاه ثبت نام كنم !!
عاغا سر کلاس بودیم استادمون یه سوال پرسید گفت کی بلده ...
خلاصه یکی از بچه ها شروع کرد به جواب دادن به سوال بعد من دیدم داره خیلی چرت و پرت میگه به بغل دستیم گفتم این پسره همیشه زر مفت میزنه الان استاد ضایعش میکنه کلی هم ژست دانشمندی گرفتم که یعنی من خیلی میفهمم و اینا .. اغا چشمتون روز بد نبینه حرفاش تموم شد استاد داشت از خوشحالی زوق مرگ میشد هی به پسره میگفت احسنت احسنت جواب عالی دادی غنچه بودی شکفتی ....
حالا این رفیق بغل دستیم زل زده بود تو چشای چغر و بد بدن من ! ...
خلاصه دیگه بعد از اون لحظه دیگه هیچی یادم نمیاد ...
تا اینکه یه چند ساعت پیش یه دفه به هوش اومدم دیدم تو یه جاییم همه دورو برم پر ابره و همه جا ابیه!! ...
هیچی دیگه خدا رو شکر کردم که منو برده پیش خودش و از اون وضع نجات داده فقط گفتم خدا دو تا بال بهم بده که واسه ایاب ذهاب راحت باشم که یه اغایی زد پس کلم گفت خاک بر سرت اینجا افقه تو هم اومدی توش محو بشی!!!! حالا بالم میخوای !؟ دیگه اصن یه وضعی.......... !!!!
خلاصه داشتم فکورانه به اطراف نیگا میکردم که اغاهه منو برد یه قسمتی از افق که یه پنج شیش نفر دیگه هم اونجا بودن گفتم شما ؟ گفتن ما هممون اتفاق مشابه واسمون افتاده (همون قضیه تو کلاس و استاد و اینا ...) و حالا تو بخش شماره ۲۸۴ افق منتظریم که برگردیم زمین
بعد خلاصه واستون بگم که اینجا تو افق خیلی خوش میگذره و بهمون گفتن اگه بچه های خوبی باشین واستون یه تور عمود گردی هم میزاریم ...
منم که تو این بحبوحه ی امتحانای میان ترم همش دارم میرم گردش و تفریح !!!! ...
حالا به نظر شما من دیگه برگردم به اون دانشگاه عایا ؟
جونم واستون بگه،دور از جونتون یه روز توی جمع من خاستم یه شعر بخونم
که بگن منم...(آره....)
چشتون روز بد نبینه...عاقا گفتم حافظا...هرچی زور زدم بقیشو یادم نیومد..
مذاب شدم رفتم تو زمین:(((((
(دیگه شعرو بوسدمو گذاشتم کنار...)
چشم چشم دو ابرو دماغ شبيه لوله اگزوز دهن شبيه چاله بقيه اش ديگه معلومه...
(در ضمن ما از اون دست آدماييم كه مورچه هم بهمون زور ميگه )
عكس العمل خانوادم هنگامي كه ميام 4jok:
مامانم:پسره گلم يه ليست نوشتم برو واسم از مغازه بخر.
خواهرم كه دهه هشتادي:داداشي جوووووووووووووووووووونم(الان شدم داداشي جونم)بهم املا ميگي؟ البته در بعضي وقتا كار هاي ديگه مثه حل كردنه تمرينات رياضي و جمله نويسي هم مشاهده شده
داداشم ه از من بزرگتره:داداشي برنامه tune upoنصب كردي؟من:اهاااااااا
داداشم:هرچقدر تو نشستي پشت كامپيتر ديگه بسه.
بابام:بابامو تاحالا امتحان نكردم. تا حالا جرعت نكردم جلوش كامپيوترو روشن كنم.
به نظر شما بابام باهام چيكار ميكنه؟؟؟؟؟
مامان دوستم بهش گفته ((از این به بعد اگه کسی بهت گفت جیگر ساده از کنارش نگذر))
وقتی دوستم برام تعریف کرد خیلی باهم خندیدیم.. اما بعد دیدم راست گفته یه حرفایی هستن که وقتی گفته میشن تو دل آدم قند آب میکنن اما چند وقت بعدش میگی ای دل غافل...
اعتراف میکنم در دوران طفولیت فکر میکردم مجری تلویزیون منو میبینه واسه همینم با چادر مینشستم جلوی تلویزیون.
بعد یه مدت به این باور رسیدم که مجری عاشقم شده چون همش تو چشام نگاه میکرد و حرف میزد.
بچه های گواتمالا بیشتر از من میدونن.ینی در این حد بودم من.
یکی از اولین حیرتهای فلسفیم وقتی بود که
فهمیدم علت این که میگن “بادمجون بم آفت نداره” اینه که بم اصن بادمجون نداره!!
به دوستم گفتم میوه مورد علاقت چیه؟؟؟
گفت من عاشق پیازم....فقط پیاز!!
من:(
پیاز:|
دوستم:)
میوه:|||...!!!!!!
کاراکتر فامیل دور :دل ادما مثل همین پسته میمونه یه سری از دلها درشون بازه میفهمی تو دلش چیه ولی یه سری دلهاست که درش بسته اس این قدر بسته نگهش میدارن که بالاخره یه روز مجبور میشن بشکنند و همه چی خراب میشه.
اقای مجری:در دل ادما چه جوری باز میشه؟
فامیل دور:در دل،با درددل که باز میشه
یعنی خدا وکیلی اگه به بابام بگن که ماشین زده مهدی پسرتو کشته اولین سوالی که میپرسه اینه که ماشین بیمه داره یا نه!!!!!!!!
نتیجه:خوردن دو بار ماهی در هفته ضروری استD:
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 34746
کل بازدید: 533994283










