๏̯̃๏(◐.̃◐)مهــــــ ಠ_ಠــــــدانا(◑.◑) ๏̯͡๏ ̃๏̯̃๏
سـتاره هـارو میشه هر شب تو آسـمون دیـد...
کـــاش تو هم ستـــاره بودیــــ...
@3213 · ۵۰ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۴ رأی)
๏̯̃๏(◐.̃◐)مهــــــ ಠ_ಠــــــدانا(◑.◑) ๏̯͡๏ ̃๏̯̃๏
سـتاره هـارو میشه هر شب تو آسـمون دیـد...
کـــاش تو هم ستـــاره بودیــــ...
๏̯̃๏(◐.̃◐)مهــــــ ಠ_ಠــــــدانا(◑.◑) ๏̯͡๏ ̃๏̯̃๏
امشب عروسیته گلم بگو چه طور باور کن�
عشقی که کاشتی تو دلم امشب باید پر پر کن�
امشب تموم خاطرات تنه به رو هم میزنن
میسوزم از ریشه ولی از دور برات دست میزن�
شاید خدامون هم نخواسته …. انگار اونم دوسم نداشت
همون خدا که امشب داغت و رو دلم گذاشت
انگار دارم خواب میبینم از این بعد سهم اونی
عشقمون و حاشا نکن اره گلم تو همونــــــــــــــــــــی !
علی بابا---تبریک
๏̯̃๏(◐.̃◐)مهــــــ ಠ_ಠــــــدانا(◑.◑) ๏̯͡๏ ̃๏̯̃๏
✿✿✿ببیــن مــن یــه حــرفــو یــه بــار بــهت میزنــم✿ ✿✿
دفــعــه ی بــعد مــیــام ســر خــاکــت بــهت ســر مــیزنم...
.☺
.☺
.☺
.☺
.☺
.☺
هــه
.☻
.☻
.☻
.☻
.☻
.☻
هــه
.☻
.☻
بــالاخره ☻شــاخ ☻شــدم...
ᵔ.ᵔ
ᵔ.ᵔ
ᵔ.ᵔ
داشتم با دختره چت میکرد�
اسم پروفایلش sag har بود.
گفتم بچه کجایی سگ هار؟
هرچی از دهنش در اومد بارم کرد.
نگو اسمش ساغر بود.
๏̯̃๏(◐.̃◐)مهــــــ ಠ_ಠــــــدانا(◑.◑) ๏̯͡๏ ̃๏̯̃๏
جماعت خارجی میرن یه سطل آب و یخ میریزن رو الکل بعد آتیشش میزنن ببینن چه واکنشی رخ میده.
.
.
.
.
.
.
.
بعد تو ایران یه مشت آدم خل و چل ودیوونه رو سرشون سطل آب و یخ میریزن.
هیچی دیگه همینطوری بی هیچ دلیلی هم مثل دیوونه ها هرهر کرکرررررر می خندن.
آخه جان من برو چن دیقه فک کن این کاری که می کنی ییعنی چیییییییی؟
اصن یه وضیه ها..
๏̯̃๏(◐.̃◐)مهــــــ ಠ_ಠــــــدانا(◑.◑) ๏̯͡๏ ̃๏̯̃๏
ای کاش سرعت گذر تعطیلات سه ماهه ی تابستونی مثل سرعت اینترنت تو ایران بود.
.
.
.
.
.
وهمینطور سرعت گذر نه ماه مدرسه مث سرعت اینترنت تو خارج بود مدرسه ها اصلا به یه ماه نکشیده تموم می شد...
والا با این گیگاشون...
آقا اونقدر بابام تو خونه آهنگ بی کلام گوش داده همش احساس میکنم تو آسانسورم.
حالا بگین من چیکار کنم؟
در دنیای تنهایی های خود
نقاش خوبی شدم..
درد کشیدم..
آه کشیدم...
سختــی کشیدم..
امــا نتوانیتم از یـک نفر دسـت بکـشـم...
در تورنتو کانادا یه دانشگاه بود . تازگی ها مد شده بود دخترها وقتی می رفتن تو دستشویی ، بعد از آرایش کردن آیینه رو می بوسیدن تا جای رژ لبشون روی آینه دستشویی بمونه .
مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. موضوع رو با رییس دانشگاه در میون می ذاره .
فرداش رییس دانشگاه تمام دخترها رو جمع می کنه جلوی در دستشویی و می گه :
کسانیکه که این کار رو می کنن خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می کنن . حالا برای اینکه شما ببینین پاک کردن جای رژ لب چقدر سخته ، یه بار جلوتون پاک می کنه .
مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو توالت ، بعد که دستمال خیس شد ، شروع کرد به پاک کردن آینه .
از اون به بعد دیگه هیچکس آیینه ها رو نبوسید!
نصف شبی تو خونه تنها بودم.... که یه دفه پیســـــــ... (خوشبو کننده ی جاسازی شده در بالای کمد) از ترس دارم دیگه میمیرم من که تو خونه تنهام... و این ماجرا تا صبح ادامه دارد ومن زیر لحاف......
شاعر در بیت دیگری می فرماید:
روز مرد است و عجب! کادوی ما نایاب است / گر چه این دُر گرانقدر همان جوراب! است
تقدیم به همه باباهایی که وقتی از سرکار خسته وکوفته میان خونه انتظار دارن بچه هاشون بیاد ماساژشون بده ماهام که حوصله ی این کارو نداریم بهونه میاریم یا میریم یه سوراخی قایم میشیم تا پیدامون نکنن
یادمه یه بار پسر عمم داشت آواز می خوند منم رفتم با یه حساحساتسی گفتم: اِوا... چه قدره قشنگ میخونی صدات شبیه جاستینه.... اونم که اصلا از جاستین خوشش نمیاد بهم گفت:منــــ....؟؟من که لال مادر زادیم چنان ضایع شدم که روم نشد به افق نگاه کنم.....
فانتزی من اینه یه بار یه پراید داشته باشم جلوی دانشگاه پارک کنم وقتی هم می خوام ماشینمو دربیارم یهویی یه ماشین مدل بالای دیگه ای که جلوی ماشینم پارک کرده رو ببینم بعدا با یه حس جوگیری بگم این لگن چیه پشت ماشینم پارک شده سپـــــــــــس ،به اُفُق خیره بشم سوار ماشینم شم لایک= خیلی مردی خوشجیل بلا
يارو ريش پروفسوري داشته، ميره پيش رفيقاش و ميگه: هر سوالي دارين امروز بپرسين، فردا ميخوام ريش هامو بزنم!
مادر:
کاشکی می شد بهت بگم؛
چقدر صدات و دوست دار�
لالایی هات و دوست دارم؛
بغض صدات و دوست دارم ٩͡๏̯͡๏۶
تقدیم به همه مامانای دنیا٩͡๏̯͡๏۶