دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

چندروزه بدجور سرما خوردم .
دیشب مامانم میگه دخترم فردا نرو دانشگاه عزیزم استراحت کن !!
منم نرفتم ...

هیچی دیگه از صب ساعت 6 دارم کابینتا رو دستمال میکشم :|
بعدش باید دیوارای آشپزخونه رو تمیز کنم :|
الانم داره فرشای پذیرائی رو جمع میکنه که بشورم

زندگي هيچ وقت اندازه ي تنمان نشد....حتي وقتي كه خودمان بريديم و دوختيم......

اقا یک بانکی که من توش حساب دارم یک زنه رو استخدام کرده ته بدبختی برا بانک هر دفعه میرم شانس کج ما شماره ی مارو اون میخونه همیشه ام یا 50 هزار کم میده یا زیاد میده خلاصه جاتون خالی امروز رفتم پیشش نهایت گند کاری رو انجام داد رفتم از حساب پول بردارم 60 میلیون تومن گفتم همه رو پول میخوام چون طرف معامله چرت میزد گفت باید نقد باشه منم گفتم باید تراول بدین زنه زد زیر خنده "گفت حالا ماهم پول بهت بدیم چه جوری میخوای اینا رو ببری بیرون خلاصه بعد 10 دقیقه منو قانع کردن چک بین بانکی بگیرم اقا چشتون روز بد نبینه همین که چک رو تایپ کرد و معاون شعبه امضاء کرد رفتم بیرون 15 دقیقه درگیر صفراش بودم این براچه 9 تا صفر داره بنده خدا زنه چکو 6 میلیارد ریال زده بود خداییش داشتم بر میگشتم بگم این براچی اینطوری شده همین که رفتم تو شعبه یکباره دیدم درارو بستن گفتن ایناش اومد خودشه بگیرینش یک لحطه فکر کردم دارم سرقت مسلحانه میکنم خودم خبر ندارم نامردا تو 15 دقیقه همه جا زنگ زده بودن از خونه موبایلو شماره بابامو که تو بانک حساب داشت و همه رو در اوردن تا منو پیدا کنن خلاصه چکو گرفتن 60 تومنو دادن گفتن بگیر فقط برو یک چند روز این دوروبر پیدات نشه (ولی داشتم میلیونر میشدم ها)

جزوه امتحانی چیست؟
جسمی است سمی که در اولین تماس با دست یا حتی نگاه کردن به آن در کوتاهترین زمان ممکن، انسان را به خوابی عمیق فرو می برد

ما یه مادر بزرگ داشتیم خدا بیامرزدش چند سال پیش عمرشو هدیه کرد به شما
یه بار داشت در مورد جوونای اون زمون حرف میزد. می گفت: جوونای اون زمون با حالا خیلی فرق داشتن مثلا خود من(مادر بزرگم) یه بار نهارمو خوردم بهد رفتم تکیه دادم به دیوار دیدم دو تا بچه زیر پامه فهمیدم بچه زاییدم الان دخترا اینقدر ناز دارن
من (0L0)
جوونای امروز((((((((((((((((
کرم چروک پوست((((((((((((((((
بوتاکس(((((((((((((((((((
دکترای زایمان)))))))))))))))))))))))))

قصه ازانجا شروع شد ......خمار بودم گفت " اگه دوستم داری ثابت کن گفتم :چه جوری تیغ رو اورد و گفت رگتو بزن گفتم:مرگ وزندگی دست خداست گفت:پس دوستم نداری تیغ رو برداشتم رگمو زدم وقتی داشتم تو بغل گرمش جون میدادم : اروم زیر لب گفت : اگه دوستم داشتی تنهام نمیزاشتی

درنبردهاى زندگى هميشه برد..با قويترين ها نيست....
بلكه دير يا زود برد باكسى است كه بردن را باور دارد!!!

بچه خواهرم همچین جمله ای گفت:
1احمق خیلی باید احمق باشه که فک کنه ما احمقیمo_O
اگه کسی منظورش رو فهمید بگه و خانواده ای رو از نگرانی نجات بده و مجدگانی دریافت کنهo_O

قلب من به تیغ کسانی زخم برداشت،که ازآنهاانتظار محبت داشتم
نه فراموشی؟

مي روي ناديده ميگيري مرا
دوستت دارم نميدانم چرا
زندگي برخلاف آرزوهايم گذشت
اما نميدانم چرا؟؟؟!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟!!!

سروده ي خودم

نگاه پر شرابت ميگيرد هردم جان من
عشق مي رويد درون قلب بي سامان من
دستهايت مي برد من را به دامان خيال
رام و تسخير تو شد اين روح نا آرام من

سروده ي خودم

امشب شب رؤيايى تو بود وتو نبودى
دردل همه آو اى توبود وتونبودى
دل زيرلب آهسته تمناى تومى كرد
درحسرت ديدار توبود وتونبودى

ماجراهای من و گودزیلام (پسرم)
آآآآآآآآآآآآآقا.این گودزیلای ما خیلی خونسرد از تو اتاق اومده بیرون و میگه
_بابایی آب ریخت رو لپتاپ
منم فکر کردم حالا یه کم ریخته
رفتم میبیتم کل چراغای لپتاپ بعلاوه مانیتورش حالت رقص نور پیدا کردن. سریع خاموشش کردم و سرش داد زدم. اونم عین گربه شرک نیگام میکنه میگه: حالا چرا عصبانی می شی؟
من:(((((((((((((((((((((((((
گودزیلا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خدایی الان من نباید با سر برم تو دیوار. نه شما بگید.

خــدا کنــد کہ کسے حالتش چـو ما نشــود
ز دام خــال سیــاهش کسے رهــا نشــود
خــدا کنــد کہ نیفتــد کسے ز چشــم نگار
بہ نـزد یــار چـو ما پست و بے بهــا نشــود
جــواب نالــہ ے مــا را نمے دهــد “دلبــر”
خــدا کنــد کہ کسے تحبــس الــدُعا نشــود
شنیـده ام کہ از این حــرف، یــار خستــہ شده
خــدا کنــد کہ بہ اخــراج مــا رضــا نشــود
مــریض عشقــم و من را طبیب لازم نیست
خــدا کنــد کہ مــریضے مــن دوا نشــود
غزل سروده رهبر معظم انقلاب در وصف امام عصر (عج)

ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﻴﺶ ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﺍ
ﺧﻮﺩﻡ ﺁﻫﻨﮓ ﭘﺮﭼﻢ ﺻﻠﺢ ﻣﺤﺴﻦ
ﭼﺎﻭﺷﻲ ﺭﻭ ﻣﻴﺨﻮﻧﺪﻡ ، ﻳﻬﻮ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪ
ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺣﻤﻮﻡ ﮔﻔﺖ ﻋﺎﺧﻪ ﺍﻳﻦ ﭼﺮﺗﻮ
ﭘﺮﺗﺎ ﭼﻴﻪ ﻣﻴﺨﻮﻧﻲ |:
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﻮﺩ ﺩﻳﺪﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﻳﻪ
ﭼﻴﺰﺍﻳﻲ ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ ، ﺭﻓﺘﻢ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺣﻤﻮﻡ
ﺩﻳﺪﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻳﻨﻮ ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ :
ﺳﺮﺕ ﺭﻭ ﺑﺎ ﭼﻲ ﻣﻴﺸﻮﺭﻱ ﺑﺎ ﺷﺎﻣﭙﻮ
ﮔﻠﺮﻧﮓ ((((((: |: