ملت میرن کلی پول کرم میدن میزنن به دستشون من چسب خالی میکنم رو دستم وقتی خشک شد شروع میکنم به کندن انقققققققدددددددددرررررر حال میده...
البته بعدش کرم میزنماااا ولی چسب الویت داره...!!!!!!!!
خخخخخخخخخخخخخ
با خانواده رفته بودیم خواستگاری
بحث افتاد سر اینکه ما چجور آدمی هستیم
تا ما اومدیم حرف بزنیم بابامون پا برهنه پرید{جفت پا}
وسط صحبت ما و شروع کرد به اصطلاح تریف کردن ازما{قبل رفتن به مهمانی کلی با بابام حرف زده بودم که خصومتای شخصیشو بامن فعلا بزاره کنار}
بابام: این پسر ما پسر خیلی خوبیه حالا درسته یه کم بی سواد{دیپلم دارم به قرآن} وفعلا هم الاف تو کوچه ها ول میگرده{مغازه خودش کار میکنم روزی 10ساعت} و رفیق بازم هست {ازبس تو خونم با لگد میندازنم بیرون} وجونم که نداره واسه کار کردن{روزی 10تا طاقه چرم جابه جا میکنم}
وچشماشم یه ذره دو دو میزنه {نظری ندارم}
ولی باور کنید پسر خوبیه
اینم فک وفامیله ما داریم
من ودوستام توسال کنکورواسه ازمون قلم چی ثبت نام کرده بودیم جالبه بدونیدزیادبه کنکوراهمیت نمیدادیم وکم درس میخوندیم خلاصه تویکی ازازمون هاتصمیم گرفتیم تقلب فوق سری ای انجام بدیم تقریبانیم ساعت اخربودکه یکی ازدوستام رفت بهش گفتیم رفتی چندتااز پاسخنامه هاروازپنجره بده ماطبقه دوم بودیم خلاصه دوتاازدوستام یکی روازپاهاش ازپنجره اویزون نگه داشتن تاپاسخنامه هاروبگیره منم حواسم به مراقب بودتایه وقت مچمون رونگیره وشروع کردیم به زدن سوالات بعداومدن جواب ازمون دقت کنیدبه قیافه های زیر:
مدیرمدرسه:|
ازمون قلم چی:|
کنکورسراسری۸۹:|
مادروپدرم:|
من ودوستام^_^
شاگردزرنگمون0.0
همه امتحان دارن منم دارم شارژ اینترنتم (اره با گوشی میام)تموم شده بعد بجا اینکه نگران امتحان باشم نگران اینم که کی شارز بخرم بیام 4جوک الان هم با گوشیه خواهرم اومدم .
..................................................... بیاید یه کاری کنیم هر کی پست میذاره زیرش بنویسه چقد امتیاز داره اولیش هم خودم :
اگه این تایید بشه میشم 4 بله خیلی زیاده نیاز به تشویق نیست
دیگه از اون همه شلوغی و شیطنت خبری نیست. آنقدر بخاطر ضربدرهای جلوی اسمم چوب روزگار را خوردم که تبدیل شدم به "ساکت ترین شاگرد کلاس زندگی"
یادش بخیر،یه زمانی 4jok لایک نداشت
چه دوره زمونه ای شده ها.
رفته بودم پارک تاب سواری(بچه خودتی.مگه من دل ندارم؟)
یه پسره داشت با دوستش تاب سواری میکرد.بعد به دوستش گفت تو گلگسی تب داری یا ای پد؟!!!!!!!!!!؟
من کلا نیم ساعت هنگ بودم،ما هم سن اینا بودیم سر نوشمک البالویی دعوا میکردیم.
تازه جالب تر اینجاس،اون یکی دوستش اومد بهش گفت بیا بریم سرسره اینم یه فوشی گذاشت تو پاچه ی رفیقش که من هفت هشتا سکته زدم.
بعد بهش گفتم:عمو جون چن سالته؟گف 10
:ا
اینده مملکت دست ایناس
:ا
تو این زمونه می بایست بگذاری کمی یخ بزنی تا بلکه بدونی هنوز احساس داری
بابام ازم میپرسه هیچ میدونی پل رو واسه چی میسازن؟
من گفتم برا اینکه کشتی ها از زیرش رد شن!!!!
اونم قانع شد
من@@
سازمان زیبا سازی@@
یکی از اصولهای معتبر زندگیم این شده که هر وقت با چیزی مخالف بودم بگم موافقم!!
چون کسانی که عقاید احمقانه شان را ابراز میکنند اغلب بسیار حساسند.
هرقدر عقاید کسی احمقانه تر باشد کمتر باید با او مخالفت کرد
سالی که دوم بودم ؛ سر کلاس زیست و تشریح قلب گوسپند بود :)
با یکی ازدوستام 2تاقلب خریدیمو فرداش تو آزمایشگاه تشریح کردیمو ،کلی خندیدیم ، آخر کار که ما بازوهامون خونی مالی شده بود دوستم رفت دستشو بشوره منم قلبارو ریختم نایلون بیرنگ(شما بگید سفید شفاف) رفتم که بندازم تو سطل آشغال آبدارخونه(آخه اگه بیرون تو سطل حیاط مینداختم، گربه ،مربه میومد؛ بعد جواب مدیر ناظمو باید بابام میداد. :))) )اومدم، گفتم حتما کسی آبدارخونه نی که ،چشت روز بد نبینه !!!دفتر دار فلک زده داشت چای-سیگار میزد تا به خودم اومدم دیدم استکان افتاد شکست این بیچاره هم رنگش پریده شده عین گچ مثل اینکه روح دیده دست و پاشکسته گفت :چ چ ،چی میخای؟! گفتم هیچی آغا قلبه میخوام بندازم آشغال .
بعد تا اومدم آزمایشگاه داشتم میخندیدم بعد اونجا به کلاس حالتشو شرح دادم پوکیدیم از خنده ،بیچاره ی عوضی هر وقت برنامه ای چیزی میخواستم اصلا کارمو را نمینداخت ؛
یه بارهم پروندمو واسه انتقال میخواستم نداد، بهم فحش داد (بی تربیت) باهاش دعوا مرا فعه کردم ، مدرسرو گذاشته بودم رو سرم ،رفتم پیش مدیر ، بعد بابام اومد اونم قضیرو فهمید که بخاطر ترسوندنش باهام لج کرده داشت میترکید از خنده :)) ن واقعا بگم چی دفتردار بی جنبس داریم (ببخشید :داشتیم ؛)
میدانی سه جمله که بیان آنها از همه جملات سخت تر است کدامند؟؟
دوستت دارم،متاسفم و به من کمک کن...!!!
چرا بعضیا فکر می کنند اگه دستشون رو از روی زنگ بر ندارند,
زودتر در باز میشه.
سلام اين پست دوممه
من يك روز رفتم دانشگاه امتحان ميان ترم داشتم . يكم دير رسيدم سر كلاس . رفتم داخل ديدم بچه ها نشستن و يكي از اين دختر حدود بيست ساله داره واسه خودش قدم مي زنه گفته بهش خانم خوشگله استاد نيومده . بعد گفت بشين تا بهت برگه رو بدم
مديونيد اگه فكر كنيد برگه سفيد تا گفت بنويس بعد صفر رد كرد
آخه اين دانشگاست ما داريم من با ميانترم 6 -- 0-*
وقتی همه کس کسی شدی اون کس بعد تو خیلی بی کسه،یا همه کس کسی نشو یا اگه کس کسی شدی کس بی کسی هاش باش....
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 59727
کل بازدید: 533657502










