آ

آقا سجاد

@sajjadh2ss · ۸۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۹ رأی)

ヅزنـم مـیشــی؟シ ۱۰ سال پیش
جوک

خيلي از شبها آدم تو منطقه خوابش نميبرد...
وقتي هم خودمون خوابمون نميبرد دلمون نمي يومد ديگران بخوابن...
يكي از همين شبها يكي از بچه ها سردرد عجيبي داشت و خوابيده بود.تو همين اوضاع يكي از بچه ها رفت بالا سرشو گفت: رسووول! رسووول! رسووول!
رسول با ترس بلند شد و گفت: چيه؟؟؟چي شده؟؟
گفت: هيچي...محمد مي خواست بيدارت كنه من نذاشتم!
رسول و مي بيني داغ كرد افتاد دنبال اون بسيجي و دور پادگان اون رو مي دواند
"خاطرات طنز جبهه"

ヅزنـم مـیشــی؟シ ۱۱ سال پیش
پیام

قدیم وقتی میخواستی زن بگیری یه دیپلم میگرفتی دوسال میرفتی خدمت مقدس سربازی بعد دو تا اطاق کرایه میکردی دست همسر مهربانتو میگرفتی میرفتی سر زندگیت.
الان دیگه علم پیشرفت کرده
یعنی با دیپلم و پایان خدمت پاستیل خِرسیم تو صفحه دوم شناسنامت نمیندازن.
برا همین الان برا اینکه زن بگیری باید بری لیسانس بگیری با لیسانس که کار نمیدن که بعد باید بری فوق لیسانس بگیری بعد بدون پایان خدمت که به کسی کار نمیدن .
بعد با مدرک فوق لیسانس باید دوسال بری خدمت مقدس سربازی.
بعد که از اونجا اومدی سربازیت تموم شد باید بگردی دنبال کار ماهی 800 هزار تومن که باز با ماهی 800 هزار تومن پاستیل خِرسیم توصورتت نمیدازن ، در نتیجه میری سراغ یه کار دوم.
بعد با کمک پدر،اقوام، خویشان، دوستان، همسایه بالاخره میتونی رو پای خودت وایسی بعد که رو پای خودت وایسادی میشه 42 سالت بعد در سن 42 سالگی باید بگردی تو شهر ببینی زن بت میدن یا نه!
شوخی کردم-مهران مدیری

ヅزنـم مـیشــی؟シ ۱۱ سال پیش
پیام

فامیل دور: چی بگم؟!
آقای مجری: اگر در بند در ماندو نه! اون قبول نیست!
فامیل دور: اونو میخواستم بگم آخه! اینو میگم حالا: از در درآمدی و من از خود به در شدم...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر، بی تو پسر نمی‌شود!
آقای مجری: نه بچه جان! یه شعر قشنگ؛ باید میم هم داشته باشه.
پسرعمه زا: می تو پسر نمی‌شود... خوبه؟!
فامیل دور: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم...
آقای مجری: این دیوونم کرد از دست این دره!
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!
ببعی: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی، ز بامی که برخاست، مشکل نشیند، ببببعععع! عین بده...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!!!

گ
پیام

نـسـل مـن در رفـاه دنـیـا غـوطـه ور اسـت ... امـــــا تـنـهـــــاسـت ...
حرفش که باشد بدبخت ترین نسل روزگار است...
پایش که میرسد در به در است...
نمیتواند خودش را جمع و جور کند تا یک زندگی ساده دست و پا کند ......
بدبخت است چون فکر میکند هرچه بیشتر تلاش کند راه به جایی نمیبرد .....
در منجلاب این دنیا غلت میخورد ....
اما هرچه فکر میکند باز هم راه به سویی نمیبرد ....
نسل من چقدر بدبخت و بی کس است .... (-_-)(#_#)

گ
پیام

وقتی‌ْ گورْکن‌ْ
آخرین‌ْ بیل‌ِ خاک‌ُ رو سَرَم‌ْ خالی‌ْ کنه‌ ،
زیرِ اون‌ کرباس‌ِ سفیدْ
یه‌ نَفَس‌ِ راحت‌ْ می‌کشَم‌ُ
به‌ کرمای‌ گُشنه‌ بفرما می‌زَنَم‌ُ
واسه‌ یه‌ خواب‌ِ بی‌دغدغه‌
آماده‌ می‌شَم‌ْ !
یـغـمــا گـلــرویــی

گ
پیام

آقای پینگ: «فکر میکنم الان وقتشه چیزی رو بهت بگم که خیلی وقت پیش باید بهت میگفتم...»
پو: «خب...؟»
آقای پینگ: «ترکیب سری سوپ ترکیبی من...»
پو: «آها...»
آقای پینگ: «ترکیبی سری سوپ ترکیبی من اینه: هیچی.»
پو: «ها؟!»
آقای پینگ: «شنیدی چی گفتم... هیچی، ترکیب سری وجود نداره.»
پو: «صبر کن، صبر کن... یعنی این فقط یه سوپ رشته فرنگی معمولیه؟ سس خاص یا همچین چیزی بهش اضافه نمیکنی؟»
آقای پینگ: «نـیـازی نـیـسـت. بــرای خــاص کــردنِ چـیـزی، فـقـط بـایـد بـاور کـنـی کـه اون چـیـز خـاصـه.»

گ
پیام

بعیدتَرین‌ رؤیاها هم‌ حقیقت‌ دارن‌ !
حتا اگه‌ تعریف‌ کردن‌ِ بعضیاشون‌ ،
سَرِ آدم‌ُ به‌ باد بده‌ !
رؤیای‌ بچه‌گی‌ِ پاسبون‌ِ سَرِ چهاراه‌
داشتن‌ِ یه‌ سوت‌ سوتک‌ بوده‌ ،
ناظم‌ِ دبستان‌ِ ما
دلش‌ می‌خواسته‌ هیتلر بشه‌ ،
و اون‌ زن‌ِ اون‌ کاره‌ی‌ خیابون‌ْ
شبا خواب‌ِ سوفیالورن‌ُ می‌دیده‌ !
بعضی‌ وقتا ،
فکر کردن‌ به‌ آفتاب‌
آدم‌ُ بیشتر از خودِ آفتاب‌ گرم‌ می‌کنه‌ !
یــغــمــا گــلــرویــی

گ
پیام

آقای مجری: در حال پاره کردن دفتر مشق کلاه قرمزی چون خودش ننوشته بود . . .
آقای مجری: الان این رو پاره میکنم تا خودت مشقاتو بنویسی.
فامیل دور: نه، عجب گیری افتادیما، ۳ ساعت به این گاو فهموندیم که نباید پاره کنه و بخوره، حالا باید به شما بفهمونیم