دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

این معلما پایین برگه های امتحان برای این می نویسن موفق باشید که جواب تمام خسته نباشید های ما رو بدن اخه می دونن هیچ موفقیتی در کار نیست

دیرو یه گوزیلا با مامان باباش اومده بودن مغازه ی ما(کافی نت داریم) گفت مامان مامان من از این کاغذ کادو ها میخوام مامان شم گفت میپرسم اگه فروشی بود میخرم بعد روبه ما کرد چشمک زد که مثلا الکی یگید فروشی نیست ما هم گفتیم فروشی نیست گفت خب کثافطا اگه فروشی نیست مرض دارید گذاشتید اینجا
بچعه ها کمک کنید یه دو سه ساعتی هس تو شوکم دارم دنبال جواب حرفشم :((((((

اگـــــه تــــکــنــولـــوژی sms اخـــتـــراع نـــشـــده بــــودا
مــــا الـــــان ایــــن هـــمـــه لــیــلــی و مــجــنــون تــو دانــشــگــامــون نــداشــتــیــم ^ــــ^
گـــوشــی مــــاتـــی مـــاکـــونــن(مخترع sms ) از عــرضــش تـــو حــلــقِ اونـــایـــی کــه قــبــول نـــدارنـــد
از طـــولــش هـــم تـــو حــلــق اونـــایــی کــه حــرفــمــو قــبــول دارنــد
اصَـــن شــــارژر گـــوشــیــشــم تــو حــلــق خـــودم

به این موضوع تا حالا فك كرده بودین كه لامصـــب موقع درس خوندن، زل زدن تو دیوار هم جذابیت خاص خودش رو داره :|

عشق دروغين قسمت هفتم.
امروز سپيده با رضا قرار داره. سپيده ميره به يك داروخانه! يه بسته باند ميخره و دوره دستش ميپيچونه!
بازم همون كافيشاپ هميشگي.
رضا وقتي دست باند پيچي شده سپيده رو ميبينه حسابي ناراحت ميشه.
رضا: سپيده جونم منو ببخش من بهت تهمت زدم. -واقعا تو راجبِ من چي فكر كرده بودي؟ -من غلط كردم. منو ببخش. -مهم نيست. -عوضش من واست يه كادو گرفتم! -جدي؟!
رضا يك جعبه خوشكل از زيره ميز مياره بيرون و ميدش به سپيده!
سپيده جعبه رو باز ميكنه.
سپيده با جيغ: اَاَاَ... اين كه آيفون 5. من نميتونم اينو قبول كنم. اين خيلي گرونه! (دخترهه آشغال! چقدر زرنگه كصافط)
رضا با لبخند: حالا ديگه منو مي بخشي؟ -رضا برو اينو پس بده! -اِ عزيزم تو ذوقم نزن ديگه!
سپيده از رو صندلي بلند ميشه. ميره سمته رضا و بغلش ميكنه.
رضا چشماشو ميبنده. احساس ميكنه رفته تو ابر ها. چه حسه خوبيه وقتي عشقت بغلت ميكنه.
رضا چشماشو باز ميكنه. همه نگاه ها به ميزه رضاست! با اين كارشون حسابي جلبِ توجه كردن.
سپيده برمي گرده و ميشينه رو صندليه خودش.
رضا: سپيده تو كه نميذاشتي من حتي بهت دست بزنم پس چي شد كه بغلم كردي؟! -آخه نتونستم جلو خودمو بگيرم! -آخ، چه حسه خوبي دادشتم وقتي بغلم كردي.
رضا متوجه ميشه كه سپيده ساكت شده و رفته تو فكر!
رضا: عزيزم چيزي شده؟ -نه... فقط اين گوشي خيلي باكلاسه. اما... -اما چي؟ -اما كاش يه سيم كارت با شماره رند ميداشتم تا در حده اين گوشي باشه!
رضا ميخنده و ميگه: اين كه ناراحتي نداره. خودم يه ايرانسله رند واست ميخرم.
سپيده اخماشو تو هم ميكنه و ميگه: اَه... ايرانسل كه بدرد نميخوره. من خط دائمي دوست دارم.
رضا اخماشو ميكنه تويه همو ميگه: يعني من برات بخرم؟
سپيده صداشو بچگانه ميكنه و ميگه: عجيجم من همچين حرفي جدم؟! من فقط گفتم سيم كارت دوش دارم. خيلي دوشش دارم.
رضا با خنده: آها... من فكر كردم منظورت اينه كه من واسم سيم كارت بگيرم!
سپيده با عشوه: اگه واسم سيم كارت بخري بوست ميكنم! شوهره گلم.
رضا كه دستو پاشو گم كرده ميگه: باشه خانومه گلم. -مرسي شوهرِ خلم!
(يعني يه نفر تا چه حد مي تونه عوضي باشه!)
در نهايت رضا براي سپيده يك سيم كارتِ رند به قيمتِ ٦٠٠ هزار تومن مي خره.
(دخترا و پسراي گل خواهش ميكنم تو انتخاباتون دقت كنين. نگيد فلاني با بقيه فرق داره. عقلاني عمل كنين)

چه شده؟ اي دل ديوانه هوايش کردي؟
با دو چشمان پر از اشک صدايش کردي؟
گفته بودم که دلش معدن بي معرفتي ست
تو نشستي و دلت خوش به وفايش کردي؟

اگه بعضی‌ از انسانهای اطرافمون رو بدیم به ‌نمکی، به جاش دمپایی ابری بگیریم خیلی‌ مفیدتر واقع می‌شه
قبول دارین آیا؟

دیــــگــــه الــــان ســــاده تــــریـــن راه بـَــرا ایـــنــکــه بـــفــهــمــی یــه نــفــر مـــخـــاطـــب خــاص داه یــــا نـــه ایــنـــه کـــه مــیــزان اســـتــفــاده از کــــارت شــــارژش را انـــدازه بـــگــیــری
ایــنـــا تـــقــریــبــا هــر 12 ســاعـــت یــکبـــار شـــارژ مــیــخــرنــد

مثل دریا باش!
صاف و زلال و آبی و پهناور...
تا حتی اگر عصبانی شدی موج های بلندتری برداری... اما از زلالیت تو کم نشود... :-)

کاری که مردان ایرانی خیلی درش واردن : آب گذاشتن واسه چایی

به یاد شهدا...
جمعی جان دادند و جان گرفتند،
ما جانمان را گرفتیم و جانمان ندادند....
((((((((((((تقدیم به شهید امید عباسی))))))))))))))))))))
امید جان شهادتت مبارک....

واحد اندازه گیریِ فاصله " مــتــر " نیست ؛
" اشـــــــــــتـــیــــاق " است ..
مشتاقش که باشی ، حتی یک قـــدم هم فاصله ی دور یــــسـت...

*بــِسـمِ اللهِ الـرَحـمـنِ الـرَحـیـّم*
چـنـد روزیـسـت کـه مـاتـم زده در ایـن داغـیـم ..
چـنـد روزیـسـت کـه مـاتـم زده در ایـن راهـیـم ..
چـنـد روزیـسـت غـمـی سـیـنـه ی مـا افـشـرده سـت ..
چـنـد روزیـسـت در ایـن خـانـه گـلـی پـژمـرده سـت ..
چـنـد روزیـسـت کـه سـرخـی ، کـه نـشـانِ ایـنـجـاسـت ..
گـشـتـه مـاتـم زده و رنـگ سـیـه در هـمـه جـاسـت ..
آتــــش و دود دوبـــــاره دلِ مـا را خـــــــون کـرد ..
آتــــش و دود دوبـــــاره دلِ مـا را خـــــــون کـرد ..
داغِ عـبـــــــاســـــیِ مـــا،داغِ دگـر افـزون کـرد ..
یــادم آمـد کـه صــدایـش کـمـی آهـسـتـه شـد و ..
دود بــسـیـار و حــرارت هـمه پـیـوسـتـه شـد و .
زد نـهـیـبـی بـه دلِ آتـــــش و دود و هـیـجـان ..
دخــــتــــرک مــــانــده تــــــــنـــــــهـــــا ...
دخـتـرک مـانـده جـدا، بـی کـس و تـنـهـا، گــــریـــان ..
گـفــت بـا خـود کـه اگـر نـاجـی ِ او مـن نـشـوَم ..
گــِردِ زنـدگـیـش شـعـلـه ی روشـــن نـشـوَم ..
نـامِ "امـــــیــــد" بـرایـم بـه جـهـان سـنـگـیـن اسـت ..
رسـمِ ایـثـارگـری، شـیـوه ی مـردان ایـن اسـت ..
گــر نـبـودم بـه صـفِ کـرب و بـلا ، عـــــــــــاشــــــــــورا ..
ایـن مـن و ایـن تـنِ مـن، هـدیـه بـه راهِ تـو خـــــــــــــــــــدا ..
""فـقـط یـه آتـش نـشـان مـیدونـه شـهـیـد امـیـد عـبـاسـی،مـیـونِ شـعـلـه و دود، چـقـدر تـشـنـه بـود..یــــــا حــــــســــیــــــن(ع) ""

ای "من" جدا، ز من،ای همیشه با من
با هم نساختیم و نمی سازیم
تو آن عزیزترین نیمه ی منی

ایستییرم گوزلریوین نقشینی تصویر چکم / نینییم سن سیز عزیزیم گینه دونیادا تکم/ سن منیم نازلی گولوم سن گوزلیم دردین آلیم/ اوزون اینصاف اله سن سیز نجه دونیادا گالیم/ ........................................................................................ ترجمه^میخواهم نقش چشمانت رابکشم/بی توچکارکنم باز دردنیاتنهام/توعزیز دلمی دردت به جونم/خودت انصاف کن بدون توچطور دردنیا بمانم؟