دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

رفیقم اس ام اس داده یه برنامه رادیویی به اسم من
نامرد کل مشخصاتمم داده...
از شانس من برنامه هه اون اس ام اسو خونده
چندساعت بعد زنعموم زنگید گفت اصلا ازت انتظار نداشتم این حرفا چی بود واسه رادیو فرستادی خجالت نمیکشی؟!
رفیق کله شقه من دارم؟!:)))))))))))))))))))))))))

.... صرفا جهت اطلاع.....
.
.
روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:
«شما برای چی می نویسید استاد؟ »
برنارد شاو جواب داد:
«برای یک لقمه نان»
نویسنده جوان برآشفت که:
«متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم! »
وبرنارد شاو گفت:
«عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم! »

چندروزپیش رفته بودم بازن برادرم پارک تابچه هاش بازی کنن منم ک حوصله شونونداشتم رفتم کتابخونه پارک پیش دوستم چندتاازبچه های کتابخونه هم بودندمنم بادوستم رفتم پیششون(قابل توجه فراره اوناامسال کنکوربدن)منتم داشتم نصیحتشون میکردم که مطمئن باشیدک دانشگاه قبول میشیدفقطبایدب رشته خوب فکرکنیدک یدفه حواسم نبودگفتم شوماهااصلادانشگاه قبول نمیشیدبیخوددرس نخونیدازقبولی خبری نیست.قیافه من دراون لحظه=:))
قیافه اونا=:$
قیافه دوستم=:-(

ایرانسل با خونوادش واسه امر خیر مزاحم نشن .... صلوات

وقتی پس از مدتها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری میگویی;دلم برایت تنگ شده است.یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی....دلتنگی ات ارزانی خودت....‏‎ ‎

خسته ام، انقدركه صداى بالهايم رانشنيدم/شكستم،چون بلورساده ى يك اشتباه دردستهاى كودكانه ى احساسم/گويى ازگل باوزش نسيم زودترشكستم/وعجيب نوازشهاى توآرامم نميكند/كى به سوى توآمدم،نشنيدم!

آنان که علی را خدا پندارند....
کفرش به کنار...
عجب خدایی دارند!

میاد باسعادت مولا علی )ع( بر همگان مبارک!

قدیما :

بچه: سلام حسن آقا . . . حسن آقا :خفه شو بزمچه :|

الان :

حسن آقا : سلامت کو عزیز دلم؟ . . . بچه :خفه شو مرتیکه وِِراج :|

اخه یکی نیس به این فور جوک بگه اگه ما فقط روزی دو تا پست بزاریم ایام امتحاناتمون راحت تر میگزره یا استرس امتحانامون کمتر میشه ، یا معدلمون بیشتر میشه ..:;)
لایک =خفه شو ،طرح خوبیه!!

یادش بخیر تازه دانشگاه قبول شده بودم هفته اول کلاسا بود سر کلاس نشسته بودیم استاد گفتنیاشو گفت و نوشت و خندیدو رفت(شاید میخواست بره افق)
... عاگا در این میان گوشیم زنگ خورد: حالا دستا بالا بالا بالا بالا کاشکی اونو میبستم, ای خدا چیکار کنم آهومو پیدا کنم آی چه کنم وای چه کنم کجا اونو پیدا کنم و ... من8-%
عرق شرم سردی روی پیشونیم نقش بست سرمو آوردم بالا از حضاری ک (ب خیالم در حال جوئیدن صندلی هاشون هستم) پوزش بطلبم ولی صحنه ای دیدم ک اشک تو چشام حلقه(هلقه-حلغه-o) زد همه بچه های کلاس(با جدیت تمام) دستاشون بالا و تکون می دادن و یکصدا میسرودیدن :کاشکی اونو میبستم آی چه کنم وای چه کنم ...
همینج میگم بچه ها از همتون مرسی
من دیگه حرفی ندارم

سرجلسه امتحان خیلی شیک و طبیعی برگه تقلب دستم بود داشتم از روش copy,paste میکردم،اصنم حواسم به اطراف نبود که یدفعه دیدم ی سایه افتاده روبرگم.سرموبلند کردم دیدم مراقبه داره بالبخندبهم نگاه میکنه!منم بهش لبخند زدم اونم گفت:خب چراخودتوخسته میکنی؟برگه روبچسبون به برگه امتحانت اینجوری تو وقت هم صرفه جویی میکنی!
من(*-*)
مراقبه0-o
دوباره من:)))))
ولی دمش گرم فقط برگه تقلبوازم گرفت دیگه ازجلسه بیرونم نکرد.

بردار زاده گودزيلام كه بهتون گفته بودم 4 سالشه امروز سر سفره صبحانه بهش ميگم واي تو چقدر زشتي نامرد يه ليوان چاي شيرين داغ روي صورتم خالي كرد داشتم اتيش ميگرفتم مثل لبو قرمز شدم بهم ميگه ديدي حالا تو هم مثل من زشت شدي بخدا ما از دست اين هيولاهاي دو پا امنيت جاني نداريم ميترسم فردا روز چيزي بگم روم اسيد خالي كنه بايد برم دنبال گاليبارد اين چه وضعيه جامعه خراب شده به داد ما برسيد

عاغا ما بچه بودیم وقتی با داداشم یه خوراکیه خوشمزه میخورذیم داداشم یواشکی یکم از سهم خودشو قایم میکرد بعد میگفت مسابقه بدیم هرکی زودتر تمومش کنه برندس بعد منم سریع با سرعت نور همه خوراکیمو تموم میکردم که برنده شم ...
بعد داداشم اون یکمیو که قایم کرده بود رو میکرد جلو من میخورد تا حرص بخورم و دلم بخواد ...:(
بعله مث گودزیلاهای این دوره زمونه نبودیم که ....
هیییییییییییییییی روزگاااارررر

همیشه دوستش دارم و همیشه دوستش خواهم داشت . حالا که از شورم و خودم هم پدر شدم و امکان دیدن دخترم رو ندارم می فهمم که اونم منو دوست داره ولی این بازی زمانه من و اون و دخترم رو از هم دور کنه. خدایا هیچ فرزندی رو از داشتن پدر محروم نکن

اگه یک شب دیگه زیر بارونا قدم زدی بدون که تموم فکر من پیش تو بود .مثه تو تو زندگیم هیشکی نبود...............