دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

وای خدا هنوزم یادش میوفتم خندم میگیره!!!
دیشب داشتیم با عاغ داداشمون مچ مینداخاتیم....پنجه تو پنجه...فیس 2 فیس...با نهایت زور داشتیم سعیی میکردیم مچ یکی دیگرو بخابونیم... ک ناگهااااااااان!!!!
چشمتون روزه بد نبینه!!!!
یه صدایی خارج شد در حد طوفان اوکلاهوماااا!!!!!!!!!
منو میگی داشتم فرشو میجوییدم!!!
خیلی صحنه ی خفنی بود!!!
خلاصه این داداشه ما سریع محله حادسه(هادصه.هادسه.اصن هرچی!) رو ترک کرد!!!

هیچ نبود...!
آدمش کردم...!
باتعریف های من شخصیت پیدا کرد...!
غرورش را مدیون من است...!
زیاد مغرور شد,زیاد از خوبیهای نداشته اش برایش گفتم...!
باور کرد و مرا کوچک دیدو رفتـــ.....!!!!

داداشـه 14 ســاله م خــطاب بـه مــنی روز پـدر چـی مـیخری واسه بـابا ؟
مـن : شـاید ادکـلن بـگیرم
داداشــم : نـع ادکـلن نــگیر !
مـن : چــرا o_0؟
داداشـــم : ادکـلن جــدایی مــیاره (:
+ داداشــه دارم ؟!

یادش بخیر یه زمانی ایفون تصویری نبود از نوع زنگ میفهمیدم کی پشته در:
دوتا تک زنگ:اصغر اقا
یه تک زنگ بایه زنگ ممتد:علی اقا
یه زنگ ممتد با دوتا تک زنگ:سکینه خانوم
یه زنگ ممتد:یه ادم مزاحم (کثافطط)
.
.
.
*تو این روزها سعی کن خوش خبر باشی*

من دیروز رفتم خیارشور بگیرم وقتی وارد مغازه شدم گفتم اقا نیم کیلو خیارشور بده
برام نیم کیلو کشید داد بهم یه نگا به خیارشورا کردم گفتم ببخشید میشه یه کیلوش کنی
گفت:شما گفتی نیم کیلو حالا میگی یک کیلو .گفتم:ببخشید حواسم نبود
اقا یه کیلو را برامون کشید من دوباره یه نگا به خیارشورا انداختم گفتم ببخشیدمیشه 1.5کیلو بدین
گفت:حالت خوبه شما که همین الان گفتی 1کیلو بده .گفتم :ببخشید دیگه تکرار نمیشه
حالا همه اینا به کنار بعد 2ساعت دست کردم توجیبم دیدم پولم اندازه نیم کیلو خیارشور بهش گفتم من اندازه نیم کیلو خیار شور پول دارم نذاشت حرفم تموم بشه گذاشت دنبالم
منم دویدم اونم کیسه ی خیارشور را کوبید به سرم0o


*تواین روزها سعی کن خوش خبر باشی*

چشم‌ بچه ها زمان امتحانات:(<_<) (>_>) (<_<) (>_>) وقتي مراقب نزديك ميشه:(-_-) وقتي دوباره دور ميشه:(<_<) (>_>)

نه دستانش را"آردی"میکرد... نه صدایش را"نازک"...!! ازکجابه گرگ بودنش شک میکردم؟؟؟هان؟؟!

مسافت نمیتونه به محبت فاصله بده
با اینکه کنارم نیستی مهربونیت رو حس میکنم

آقــــآ کـار ِ دُنیــا رو ببیـن !!!

هَر سِری مَن مـثـه ِ بَچـه ِ آدَم هَرکـاری کـه مـامـانَم بِهِم میـگه رو اَنجـام

میـدَم مـامـآنَم بـهِ جـای تَشَکـر میـگهِ

آرِزو بـه ِ دِل موندَم یـه بار مَن نَگُفتـهِ یـه ِ کــاری رو اَنجــام بِدی !!!

اون وَخ یـه موقِع هـایی حَمـال ِ دَرونَم فَوَران میـکُنه ِ و بِدون ایـن کـه ِ بِهِم

بِگَن کُلی کـار میـکُنَم

حـالا دَر چِنین شَرایِطی مــامـآنم میـگه : کـــی بهِ تـو گُفت ایـن کـارو کُنی ؟

هـــآ ؟؟؟؟؟


سَرَمو رو کُدوم دیـوار بِپاشونَم ؟؟

رفتم داروخونه به دختره میگم یه قرص آهن ایرانی بده میگه چرا ایرانی ؟؟؟!!!
گفتم پ چی گفت خارجی ببر ایرانی بدرد نمیخوره گفتم من متوجه نمیشم میشه بگید فرقشون چیه بعد شروع کرد به گفتن از مزیت های خارجیه
منم که حسابی قانع شده بودم یه نگاه عاقل اندر سفیه بش کردم بعد بعد یه ساعت گفتم حالا یه دونه ایرانیشو برو برام بیار
من: :))
دختره: X-))
قرص آهن:|
مدیونید اگه فکر کنید من ماجرا رو بر عکس تعریف کردم
آره دختره هم خوشگل بود

بعد از این همه وقت ..
هنوزم وقتی نویز گوشی رو بلندگو های کامپیوتر میفته , با سرعت میرم سمت گوشی شاید اس ام اس از اون باشه...
افسوس که همه این روزها اس ام اس میدن جز اون... :(

دختر دارم 6 سالشه تازگیا یه حلزون پیدا کرده میذارتش کف اتاق هرجا حلزون میره اونم 4دست وپا دنبالش میره صورتشو میماله کف اتاق بهش میگم چرا این کارو میکنی عزیزم میگه حلزون هنگام راه رفتن ترشحاتی از خود برجای میگذارد که میزان هالوژن پوست را بالا برده و از چین و چروک صورت جلوگیری میکند‏!‏ اونوقت من وقتی 6سالم بود صورتمو میگرفتم جلو پنکه آآآآآآآ میکردم خر کیف میشدم ببین توروخدا وضعمونو...

شاعر در بیت دیگری می فرماید:

روز مرد است و عجب! کادوی ما نایاب است / گر چه این دُر گرانقدر همان جوراب! است
تقدیم به همه باباهایی که وقتی از سرکار خسته وکوفته میان خونه انتظار دارن بچه هاشون بیاد ماساژشون بده ماهام که حوصله ی این کارو نداریم بهونه میاریم یا میریم یه سوراخی قایم میشیم تا پیدامون نکنن

بچه ها امروز مامانم هندونه برام برش زده بزرگ بزرگ فرستاد تو اتاقم تا بخورم منم داشتم زبان می خوندم.از اونجایی که من شیرازیم حسش نبود برش ها رو کوچیکتر کنم بعد بخورم.دهنم رو از شمال غربی تا جنوب شرقی همچی کش دادم تا بالاخره رفته تو دهنم حالا دهنه تکون نمی خورد همون موقع مامانم صدام میزنه.منم نمی تونستم جواب بدم یه دف قلقلی گفت: رن عمو من می رم ببینم چشه. عاقا اومده تو اتاقم اشاره می کنم سمت دهنم.اینم گفت فهمیدم.منم خوشحال شدم الان می ره به مامانم می گه الان میاد جوابتون رو می ده. نگو رفته بود پشت سرمن.
عاقا یه پس کله ای محکم زد بهم هر چی تو دهنم بود پخش و پلا شد رو کتابم!!!من: آخه آی کیو دارم اشاره می کنم سمت دهنما چرا می زنی خو؟
_ آخه فک کردم می گی یه چیزی تو دهنت گیر کرده!!!حالا هم پاشو زودی این بوووووووق کاری هات و جمع کن حالم بهم حورد!!!
دختر عموهه داریم ما؟عمو جون مطمئنی تیزهوشان درس می خونه؟!

همیشه حق باکسی است که ازپشت خنجرمی زند...