م

محسن2004

@محسن2004 · ۱۴ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

م
محسن 1998 ۱۳ سال پیش
جوک

دوتا ماشین با سرعت بسیار بالا باهم تصادف می کنند ولی راننده هاشون که یک زن و یک مرد بودن زنده میمونن . خلاصه هردوتاشون میان بیرون و با ترس بهم نگا میکنن. بعد چند لحظه زنه میگه چه جالب ما هیچکدوم آسیب ندیدیم حتما تو تقدیرمون بوده که باهم آشنا بشیم مرده هم بدون مکث جواب میده آره آره چه آشنایی جالبی.زنه باز میگه ببین شیشه مشروب هم سالمه این یعنی ما باید این آشنایی رو جشن بگیریم بعد سر شیشه روباز میکنه و به مرده تعارف میکنه یارو هم نصف شیشه رو سر میکشه و میدش به خانومه . زنه هم در شیشه رو میبنده. مرده میگه مگه تو نمیخوری؟زنه میگه نه.حالا باید منتظر پلیس باشیم. :-|
نتیجه:خواهشا لایک بدین من باگوشی میام انگوشتام له شد

م
محسن 1998 ۱۳ سال پیش
جوک

اونشب ساعت 3داشتم درس میخوندم . 2تا مگس گنده و چاق اومده بودن تو اتاقم کلا اعصاب نذاشته بودن برا ما یه راکت تنیس ورداشتم افتادم دنبالشون.یکیشونو با افتخار بیرون کردم اون یکیرو لامصب هرکار کردم بیرون نمیرفت . کثافط هی میومد یه چرخ میزد باز قایم میشد . آخرش اومد بالا سرم داشت میچرخید منم محکم کوبوندم توسرش بدبخت با زبون بیزبونی بهم گفت بیجنبه و گریه و ناله کنان گذاشت رفت.الان من دنبال اینم پیداش کنم بیارم سر سفرمون گناه داشت آخه.
لایک:خاک تو سر خرخونت

م
محسن 1998 ۱۳ سال پیش
جوک

بابا ملت رو چرا تحت فشار میزارین با این کتاب درسیا؟
امروز رفتم بالای دیوار خونمون(اگه بدونین چه حالی میده کل شهر ازون بالا پیداست)دیدم دختر همسایمون داره درس میخونه.
باخودش میگفت: موفقیت یعنی اینکه انسان در کاری موفق بشود و عدم موفقیت یعنی (درحالی که دستشو محکم میزد به دیوار:ای خدااااا)اینکه در کاری موفق نشود.
یعنی تمام مشکلش تو اون لحظه این بود که عدم موفقیت چیه.
اشک تو چشام جمع شد به خدا یه زوری میزد بیا و ببین
راستی کال اف دیوتی9 هم شاهده

م
محسن 1998 ۱۳ سال پیش
جوک

اونروز توپم افتاد تو حیاط(حیات.هیات.هیاط)همسایمون رفتم بیارم به دخترشون گفتم توپم افتاده تو خونتون میشه بدینش؟(خیلی با احترام)
داداششو صدا زد گفت بیا توپ این ایکبیری رو وردار بده بهش (اییییشششششششش)
من :-|
دوباره من :-(
من بعدش =-O
کال اف دیوتی 9 :O

م
محسن 1998 ۱۳ سال پیش
جوک

دیروز بابام اومده خونه سر نهار به مامانم میگه:خانم امروز یه دختره زنگ زده بود میگفت من دوست محسنم(اسم من).
منo_O
مامانم =-O
فک کردم داره شوخی میکنه به بابام گفتم داری شوخی میکنی؟
میگه نه به خدا شمارشم تو گوشیمه .
گفتم بده بینم.
شماره خونه رفیق صمیمیم بود.
مثکه خواهر نخبه دوست ما زنگ زده سراغ داداششو از بابای مابگیره خواسته بگه من خواهر دوست پسرتونم گفته من دوست پسرتونم.
من :O
بابام :-(
آبجی دوستم(به چشم خاهر مادر البته) ;-)
کال او دیوتی9 :-|
کثافط اوسکول