تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم ...چون محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا ....
"لامارتین شاعر فرانسوی"
تقدیر را برای نماندنت بهانه نکن...
مرد باش و بگو نخواستی و نماندی...
میخواهم نماز بخوانم اما خجالت میکشم
روزم را خوب شروع نکرده ام
اینگونه نماز خواندن را دوست ندارم
دستهایم را بالا می اورم
شرمندگی تمام وجودم را گرفته است
نیت میکنم
((دو رکعت نماز قضای صبح میخوانم قربت الی الله))
داشتم اهنگ غمگین گوش می دادم مامانم میگه چی شده خبرمرگش رفته؟حالابگواسمش چیه؟بهش میگم مامان بیخیال...رفتم اهنگ شادگوش کنم میگه برگشت گورمرگش؟؟مادره من دارم ایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کلن شخصیت مخاطبموبردزیرسوال
من.. شیفته ی آن بوسه ی هول هولکی ام که دیرت شده اما... ازخیرش نمیگذری.......
در روزگاران کهن روزي جنگي در گرفت بين عقل وقلب.
درلشکرقلب احساس وعاطفه ،چشم وگوش ،دست وپااورا ياري ميکردنداماعقل يکه وتنها بود.ابتدا عقل ضربات سنگيني به قلب واردکردکه زخم هايش تاابدباقي ماند.ولي ...تنهايي عقل سبب شدشکست بخورد. دست وپا اورادرزنداني تاريک حبس کردند.
عقل سالم بود و محبوس. ولي قلب باوجودبيماري اش همه جا سرک ميکشيد.
واين است که حال آدميان بجاي نداي عقل به نداي دل گوش ميدهند.امابراثرزخم هايي که قلب برداشت عشق بيمار گونه ودروغين همه جا يافت ميشود. آگاه باشيدکه به دامش نيفتيد.
||روزهایــِ دِلـــ تنگیِِــ||
مـی خــواهَــم بَرگـــردَم بـِه روز هــایِ کودکــی,آنـ ـ ـــ زَمانــها کـِه:
پـــِـــــدر تــَـــنها قــَــهرمان بود
عـِــــشــق تـَـــنها در آغــــوش مــــادر خــــلاصـــه میـــشُد
بــــالاتَریـــن نـُــقــطِه ی زَمـــین شـــانِه هـــای پــــدر بود
بــــالاتَرین دُشـــمَنانم خـــواهَر و بـــرادر هایِ خُودم بودند
تــَــنها دردم زانـــــوی زخـــمی ام بود
تـَـــنها چـــیزی کـِـــهـ میشکستـ اَســباب بـــــازیم بود
و مـَــــعنای خُــداحـــافـِــظ تا فـَــردا بـــود....
نوازشم که میکنی بهترین لحظه های زندگی من است... ومن چقدر زود دلم برای این لحظه های خوب تنگ میشود!!
با مادر بزرگم تو خونه نشسته بودیم
داشتیم بستنی کیم میخوردیم
مامان بزرگم اومده به من میگه کیم میخوری یا بستنی
آخه من نمی دونم واقعا کیم با بستنی چه فرقی داره
اینم مادر بزرگه ما داریم
صُب سوار تاکسی بودم ، بعد راننده تاکسیه با ماشین پشتی دعواش شد پیاده شد ، گفت : من اینجا "وایسادم" وَ "وای خواهم ساد"!
طبق آخرین اخبار رسیده تمامی اساتید ادبیات به طور دسته جمعی خود کشی کردن! :|
یکی از فانتزیام اینه که الان برسلی زنده بود میرفتم میزدم تو گوشش ببینم اخلاق ورزشی داره یا نه..کصافت فکر کنم بعدش تو افق محوم میکرد :))))
(2)
در گذر لحظات گم شدم... انتظار را هر دقیقه باخودم به گوشه ای می کشم...خدایا این چه حسی است که با قلبم بازی میکند...
یه قسمت میتی کومان بود که یارو علامت مخصوص حاکم بزرگو پیازم حساب نکرد و میخواست بزنه پیرمرده رو بکشه که زدن کشتنش !
خیلی با خدا بیامرز حال کردم …
شادی روح پر فتوحش ۱دقیقه سکوت لطفا …
من چیزی از یه رابطه نمی دونم ، من چیزی از دوست داشتنم نمی دونم
ولی فقط یه چیز تو این دنیا می خوام ، اونم اینکه با تو حرف بزنم ، می خوام بدونم روزت رو چطوری می خوای بگذرونی ، چی می خوری ، چی می پوشی ، می خوام باهات دعوا کنم ، می خوام نظراتت رو بشنوم حتی اون نظرای مزخرفتو...
یکی از فانتزیام اینه که هیچکس تو زندگیش شکست نخوره مخصوصا شکست عشقی///
لایک=آمین///
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 34192
کل بازدید: 533285562










