یه عده از ادما هستن که اگه تو یه ماشین اخرین سیستم بشینن و براشون "سیستم گرمایشی " گرمکن صندلی "گرمکن فرمون"گرمکن لور دنده"و... رو روشن کنی تا گرمشن باز میگن:
((( ولی بخاری پیکان یه چیز دیگست)))
@javid110 · ۸۷ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲ رأی)
یه عده از ادما هستن که اگه تو یه ماشین اخرین سیستم بشینن و براشون "سیستم گرمایشی " گرمکن صندلی "گرمکن فرمون"گرمکن لور دنده"و... رو روشن کنی تا گرمشن باز میگن:
((( ولی بخاری پیکان یه چیز دیگست)))
رفتم سونوگرافی واسه کلیه هام دکتره گفت دراز بکش رو تخت
منم اسلحمو دراوردم گذاشتم کنارم دراز کشید�
دکتره گفت :اسلحه ست
گفتم :پ ن پ تانکه یبار حواسم نبود نشستم روش این شکلی شد
گفت :مسخره. حالا شلیکم میکنه
گفتم :پ ن پ اب پاشه اوردم خیست کنم با هم بخندیم!
سوتی دادم در حد تیم ملی اوگاندا در بازی برابر تیم گینه بیسایو در جام ملتهای افریقا 2003 که دروازه بان اوگاندا 2تا گل به خودی زد وبازی 2-0 تموم شد.
یادتون اومد یا بیشتر توضیح بدم ؟
.
با نامزدم و خواهرش رفتیم سر خاک پدرشون .نشستیم سر خاک فاتحه خوندیم بعد من با یه قوطی اب سنگ قبر رو شستم بعد بدون اینکه نگاه کنم باقیمانده اب رو پاشیدم رو نامزدم که مثلا شیرین کاری کرده باشم
نگو اشتباهی همه ابارو ریختم رو خواهره
اقا اب شدم رفتم بغل پدر نامزدم ......
هنو روم نمیشه برم خونشون
تو سوپر مارکت کار میکنم .شیر کیلویی هم میفروشی�
حالا دختره اومد تو مغازه گفت اقا شیر دارین
منم گفتم تو یخچال هست بردار(شیر پاکتی منظورم بود)
گفت نه شیر خودتونو میخوام
من !!!
بهش گفتم الان که شیرم خشکه . تا فارغ نشم که شیرمم نمیاد بدم خدمتتون .بعد زایمانم خبرتون میکنم.
بنده خدا جوری از مغازه رفت بیرون که نورم به گرد پاش نمیرسید
تو سوپر مارکت کار میکنم .شیر کیلویی هم میفروشی�
حالا دختره اومد تو مغازه گفت اقا شیر دارین
منم گفتم تو یخچال هست بردار(شیر پاکتی منظورم بود)
گفت نه شیر خودتونو میخوام
من !!!
بهش گفتم الان که شیرم خشکه . تا فارغ نشم که شیرمم نمیاد بدم خدمتتون .بعد زایمانم خبرتون میکنم.
بنده خدا جوری از مغازه رفت بیرون که نورم به گرد پاش نمیرسید
یادش بخیر اون زمونا که حشره کش نبود وقتی یه زنبور میومد طرفمون میگفتیم
تلخ تلخ تلخ تلخ تلخ تلخ
اونم قانع میشد که خونمون تلخه میرفت
در انفوان نوجوانیمون تو محلمون یه مغازه کلید سازی بود. صاحبشم یه پیرمرد مهربون بود و هوای ما بچه هارو هم خیلی داشت
ما هم برا اینکه محبت هاشو جبران کنیم میرفتیم تو قفل مغازه های ملت موقع تعطیلیشون چسب قطره ای میریختیم تا مشتریاش زیاد بشه
.
.
.
واسه خودمون رابین هودی بودیم
رفته بودیم عیادت یکی از اقوام که تو بیمارستان بستری بود(بخش اعصاب)
کنار مریضمون یه پیرمرد 70.80 ساله هم بستری بود که حالش خراب بود ودوروبرش چند نفری بودن که واسه حالش گریه میکردن(ایشاالله خدا شفاش بده)
بعد یکی از فامیلاشون که تازه از راه رسیده بود اومد خم شد صورتشو بوس کنه که مریضو یه تیک عصبی گرفتو یک تکون شدیدی خورد
این بنده خدام از ترس یک جفتک بزرگی زد وافتاد رو مریض.
دختراش :جیغ وهوار که بابامون خفه شد
ما: مشغول حویدن تختای اتاق
رفتم تو قسمت شمارشگرهای پیام گوشیم نوشته:
تعداد پیام های ارسالی:364
تعداد پیام های دریافتی:4826
به نظر شما من چه جور مخلوقی�
1:یک خسیس ناخن خشک
2:یکی که خاطر خواه زیاد داره وبراش پیامهای عشقولانه میفرستن
3:یکی که بد خواه زیاد داره وبراش فحش میفرستند
4:چیزی به ذهنم نرسید بنویس�
5:یکی که ایرانسل در قبالش احساس مسیولیت میکنه
یه بار رفته بودم حرم امام رضا (ع) یه فیش غذای حرم گیرم اومد
منم حس مردانگیم گل کرد گفتم چشامو میبندم تا پنج میشمرم باز میکنم و
میدمش به نزدیکترین کسی که در اطرافمه
بار اول که چشامو باز کردم دیدم یه خانم جوونه
با خودم گفتم این که نه
دوباره انجام دادم دیدم یه خونوادست گفتم اگه بدم دعواشون میشه
اخر سر خودم رفتم خوردمش
لایک=تف تو ریا
دوستم اومده بهم میگه:به روح اعتقاد داری
گفتم:اره
گفت :پس تف تو روحت
با تعجب گفتم واسه چی
میگه همینجوری یه چیز جدید یاد گرفته بودم گفتم رو تو اجراش کنم
اون زمونا که میرفتیم مدرسه اگه یه روز معلم نمیومد ناظم مدرسه میومد میگفت مثلا از عدد یک تا دویست به صورت حروف بنویسین بعد مایم اون وسطا بعضی از عدد هارو جا مینداختیم ... .ای حال میداد
میخواهم نماز بخوانم اما خجالت میکش�
روزم را خوب شروع نکرده ا�
اینگونه نماز خواندن را دوست ندار�
دستهایم را بالا می اور�
شرمندگی تمام وجودم را گرفته است
نیت میکن�
((دو رکعت نماز قضای صبح میخوانم قربت الی الله))
امروز تولدم بود وتنها کسانی که به من تبریک گفتند
1..همراه اول با ارسال یک پیامک تبریک
2..تقویم نصب شده روی سیستم�
3..یکی از شرکتهای بیمه که خودم رو بیمه کردم با ارسال پیامک
یه عده پز میدن که خدا مخاطب خاص اوناست
الا یا اهل عالم تا حالا شده بخواین شما مخاطب خاص خدا بشین
اینکه خدا وقتی صداتون رو میشنوه کیف کنه
یا وقتی نصف شب به یادش خواب ندارین ,حال کنه
ویا وقتی بدونه هیچکی به غیر اون تو دل شما نیست چقدر خوشحال میشه
اینکه اونم پز مخاطب خاصشو به فرشته ها بده وبگه این عزیز منه
دوستم رفت توالت در اومده میگه میدونی چی شد؟.
گفتم نه .چی شد؟
میگه گوشیم افتاد تو توالت .
گفتم درش نیاوردی؟
میگه نه تازه یه افتابه اب هم ریختم روش تا بعدا عذاب وجدان نگیرم که چرا درش نیاوردم
اینجانب کشف کردم که:
هیچ کدومتون تا حالا به این موضوع توجه نکردین که خورشید هم هر روز میره تو افق محو میشه .
اگه قبلا کسی اینو کشف کرده که هیچ اما اگه من اولین نفرم ،
باید بگم که این موفقیتو مدیون پدر ومادرم، داداشام ،پسر خاله هام ،اصغر اقا سوپری محل و.... هستم
((خاطرات نسل سوخته))
تو دورانی که ما میرفتیم دبستان فقط بچه سوسولا بودن که کیف داشتن الباقی بچه ها یه کش مینداختن دور کتاباشون ،خودکارا روهم با یه گره دریایی محکم میکردن دور کش،
تو یه قسمت از 4جوک (بخش اموزش جستجو) مدیر محترم 4جوک اظهار امیدواری کرده که من شاد و موفق و سربلند باشم ،از اینکه رابطم با ایشون اینقدر خوبه کلی خر کیف شدم
فکر کنم با این وضع پیاما نصف 4جوکی ها مخاطب خاص دارن نصفشونم مخاطب خاص اند فقط من موندم اینجا تنها .
اونایی که مثل منن لایک میکنن؟ببینم چن تاییم