ع

علیرضا

@javid110 · ۸۷ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۲ رأی)

j
javid110 ۱۲ سال پیش
جوک

رفتم سونوگرافی واسه کلیه هام دکتره گفت دراز بکش رو تخت
منم اسلحمو دراوردم گذاشتم کنارم دراز کشید�
دکتره گفت :اسلحه ست
گفتم :پ ن پ تانکه یبار حواسم نبود نشستم روش این شکلی شد
گفت :مسخره. حالا شلیکم میکنه
گفتم :پ ن پ اب پاشه اوردم خیست کنم با هم بخندیم!

j
javid110 ۱۲ سال پیش
جوک

سوتی دادم در حد تیم ملی اوگاندا در بازی برابر تیم گینه بیسایو در جام ملتهای افریقا 2003 که دروازه بان اوگاندا 2تا گل به خودی زد وبازی 2-0 تموم شد.
یادتون اومد یا بیشتر توضیح بدم ؟
.
با نامزدم و خواهرش رفتیم سر خاک پدرشون .نشستیم سر خاک فاتحه خوندیم بعد من با یه قوطی اب سنگ قبر رو شستم بعد بدون اینکه نگاه کنم باقیمانده اب رو پاشیدم رو نامزدم که مثلا شیرین کاری کرده باشم
نگو اشتباهی همه ابارو ریختم رو خواهره
اقا اب شدم رفتم بغل پدر نامزدم ......
هنو روم نمیشه برم خونشون

j
javid110 ۱۲ سال پیش
پیام

تو سوپر مارکت کار میکنم .شیر کیلویی هم میفروشی�
حالا دختره اومد تو مغازه گفت اقا شیر دارین
منم گفتم تو یخچال هست بردار(شیر پاکتی منظورم بود)
گفت نه شیر خودتونو میخوام
من !!!
بهش گفتم الان که شیرم خشکه . تا فارغ نشم که شیرمم نمیاد بدم خدمتتون .بعد زایمانم خبرتون میکنم.
بنده خدا جوری از مغازه رفت بیرون که نورم به گرد پاش نمیرسید

j
javid110 ۱۲ سال پیش
پیام

تو سوپر مارکت کار میکنم .شیر کیلویی هم میفروشی�
حالا دختره اومد تو مغازه گفت اقا شیر دارین
منم گفتم تو یخچال هست بردار(شیر پاکتی منظورم بود)
گفت نه شیر خودتونو میخوام
من !!!
بهش گفتم الان که شیرم خشکه . تا فارغ نشم که شیرمم نمیاد بدم خدمتتون .بعد زایمانم خبرتون میکنم.
بنده خدا جوری از مغازه رفت بیرون که نورم به گرد پاش نمیرسید

j
javid110 ۱۲ سال پیش
پیام

در انفوان نوجوانیمون تو محلمون یه مغازه کلید سازی بود. صاحبشم یه پیرمرد مهربون بود و هوای ما بچه هارو هم خیلی داشت
ما هم برا اینکه محبت هاشو جبران کنیم میرفتیم تو قفل مغازه های ملت موقع تعطیلیشون چسب قطره ای میریختیم تا مشتریاش زیاد بشه
.
.
.
واسه خودمون رابین هودی بودیم

j
javid110 ۱۲ سال پیش
جوک

رفته بودیم عیادت یکی از اقوام که تو بیمارستان بستری بود(بخش اعصاب)
کنار مریضمون یه پیرمرد 70.80 ساله هم بستری بود که حالش خراب بود ودوروبرش چند نفری بودن که واسه حالش گریه میکردن(ایشاالله خدا شفاش بده)
بعد یکی از فامیلاشون که تازه از راه رسیده بود اومد خم شد صورتشو بوس کنه که مریضو یه تیک عصبی گرفتو یک تکون شدیدی خورد
این بنده خدام از ترس یک جفتک بزرگی زد وافتاد رو مریض.
دختراش :جیغ وهوار که بابامون خفه شد
ما: مشغول حویدن تختای اتاق

j
javid110 ۱۲ سال پیش
پیام

رفتم تو قسمت شمارشگرهای پیام گوشیم نوشته:
تعداد پیام های ارسالی:364
تعداد پیام های دریافتی:4826
به نظر شما من چه جور مخلوقی�
1:یک خسیس ناخن خشک
2:یکی که خاطر خواه زیاد داره وبراش پیامهای عشقولانه میفرستن
3:یکی که بد خواه زیاد داره وبراش فحش میفرستند
4:چیزی به ذهنم نرسید بنویس�
5:یکی که ایرانسل در قبالش احساس مسیولیت میکنه

j
javid110 ۱۳ سال پیش
پیام

یه بار رفته بودم حرم امام رضا (ع) یه فیش غذای حرم گیرم اومد
منم حس مردانگیم گل کرد گفتم چشامو میبندم تا پنج میشمرم باز میکنم و
میدمش به نزدیکترین کسی که در اطرافمه
بار اول که چشامو باز کردم دیدم یه خانم جوونه
با خودم گفتم این که نه
دوباره انجام دادم دیدم یه خونوادست گفتم اگه بدم دعواشون میشه
اخر سر خودم رفتم خوردمش
لایک=تف تو ریا

j
javid110 ۱۳ سال پیش
پیام

یه عده پز میدن که خدا مخاطب خاص اوناست
الا یا اهل عالم تا حالا شده بخواین شما مخاطب خاص خدا بشین
اینکه خدا وقتی صداتون رو میشنوه کیف کنه
یا وقتی نصف شب به یادش خواب ندارین ,حال کنه
ویا وقتی بدونه هیچکی به غیر اون تو دل شما نیست چقدر خوشحال میشه
اینکه اونم پز مخاطب خاصشو به فرشته ها بده وبگه این عزیز منه

j
javid110 ۱۳ سال پیش
پیام

اینجانب کشف کردم که:
هیچ کدومتون تا حالا به این موضوع توجه نکردین که خورشید هم هر روز میره تو افق محو میشه .
اگه قبلا کسی اینو کشف کرده که هیچ اما اگه من اولین نفرم ،
باید بگم که این موفقیتو مدیون پدر ومادرم، داداشام ،پسر خاله هام ،اصغر اقا سوپری محل و.... هستم