داشتيم 90ميديديم پدر گرآم ازم ميپرسه اين خود فردوسي پور يا دارن اداشو درميارن؟؟!!؟؟!! من چيزي نميگم 1دقيقه تنفس
@SAM.SAM · ۴۶ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
داشتيم 90ميديديم پدر گرآم ازم ميپرسه اين خود فردوسي پور يا دارن اداشو درميارن؟؟!!؟؟!! من چيزي نميگم 1دقيقه تنفس
پيروزي مقتدرانه تيم ملي واليبال توخاک ايتاليا روبه همه ي دوستاي 4جوکي تبريک ميگ�
ايشالا ورزشمون هميشه برنده بشه ماپست بزاريم تبريک بگيم
کرم حلزون رويايي 129هزار ت
چاقوي طرح ژاپني 299هزار تومن. سرويس قابلمه وتابه 399هزارتومن.
سوالي دراين تبليغات ذهن منو درگيرکرده قيمتارو برچه اساسي تعيين ميکنن يعني هزار تومن بيشتربودسرمون کلاه ميرفت؟
لايک=مشکل ازذهنت بگوبيخود درگيرنشه الان تحريمي�
لايک=آره خيلي بفکرموننا کم نيستا هزااااااااااااااارتومن
ولايک هاي ديگر=......
کيامث من فک ميکردن اگه 4جوک توقرعه کشي پرايدنده حداقل کرم حلزون ميده؟؟ بابا دمت گرم 4جوک خسيس ماداريم؟؟
اقا من هنونفهميدم دامادمون عضوخونوادمون هست يانه
مامانم ميگه اونم مث بچشه ولي وقتايي که هست ناهار وشاممون مفصل به راهه وقتي ني مامانم نون وپنيرجلومون ميزاره چرا آخه؟؟؟
شمام مشکل منوداريد عايا؟؟
راسته ميگن بعدخنده گريست اين قانون تو4جوک هم رعايت شده. ميايم سايت اول باجوکاتون ازخنده غش ميکنيم بعدکه تنهايي هاودلتنگيهاي بچه هاروميخونيم اشک ميريزيم
فانتزيم اين کاش يه داداش داشتم تولدش بودبراش جشن ميگرفتم دوستاشودعوت ميکردم يکي ازدوستاشم مخاطب خاص ميگرفتم خخخخخخ بعدداداشم ميفهميدباکمربندش سيام ميکرد.
همون بهترکه ندار�
اين فانتزي صرفاجهت تبرک تولدداداشمون عباس. عباس جان برات بهتريناروآرزوميکنم
فانتزيم اين رتبه ي 9کنکورسراسري انساني سال 93روبيارم يه برنامه تلويزيوني دعوت شم بگن رازموفقيتت چي بود:منم اشک توچشام جمع شه بگم عضويت تو4جوک
خدايا آمده ام عذرخواهي مادرم بي اجازه چيزي خورده است اورا ببخش.
نه ..نه اورابه حبس ابددرگوشه اي ازبهشت محکوم کن امابه دنياتبعيدنکن.
دنياسرتاسرش دروغ وفريب است
فانتزي من اين اوني که دوسش دارم وخودش خبرنداره عضو 4جوک شه توپاتوق آجي داداش شيم اون منونشناسه کلي ازش اطلاعات بگيرم ببينم با کيا دوس شده کصافطططططط
آيابنده وکيلم شمأآجي وداداشاي گل 4جوکي رابه پيوندي ناگسستني ومبارک با Goleij 1996 به ازاي يک تن محبت وصداق هزاران بوسه آبدار (البته برا آجيا)دربياورم؟؟ وکيلم ؟بايد فک کنين؟ منتظرما حالاجدأ منوبه جمع خودتون
مي پذيرين؟
چندماهي هست ميام اينجا ولي تازه عضوشدم.امروزم اولين پستمو فرستادم خداکنه تاييد شه .فعلابوس
در روزگاران کهن روزي جنگي در گرفت بين عقل وقلب.
درلشکرقلب احساس وعاطفه ،چشم وگوش ،دست وپااورا ياري ميکردنداماعقل يکه وتنها بود.ابتدا عقل ضربات سنگيني به قلب واردکردکه زخم هايش تاابدباقي ماند.ولي ...تنهايي عقل سبب شدشکست بخورد. دست وپا اورادرزنداني تاريک حبس کردند.
عقل سالم بود و محبوس. ولي قلب باوجودبيماري اش همه جا سرک ميکشيد.
واين است که حال آدميان بجاي نداي عقل به نداي دل گوش ميدهند.امابراثرزخم هايي که قلب برداشت عشق بيمار گونه ودروغين همه جا يافت ميشود. آگاه باشيدکه به دامش نيفتيد.