دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  144857

اعتراف ميكنم يه بار توفيس خودمو دوسم در مورد معلم عربيمون يه اعترافي كرده بوديم از شانس بد تا معلممون پيجه رو لايك كرده خلاصه اعتراف ما رو ديد وتو مدرسه حسابي دعوامون كرد الانم ازهمين جا ميگم من غلط بكنم ديگه اعترافي بكنم :))))

  144840

(کاملا واقعی بخدا)
چندروز پیش عمه ام اینا خونه ما بودن بعد عمه ام به گودزیلاش که 9 سالشه گفت تبلت دایی رو بگیر برو اون اتاق باهاش بازی کن بعد اونم گفت برو بابا فکر کردی میتونی منو بپیچونی و هرکاری دلت خواست کنی؟!!!!
اون وقت من 11 سالم بود همین عمه ام و مامانم داشتن از بابام غیبت میکردن نگو از سیستم ظبط و پخش من آگاهی دارن واسه همین عمه ام گفت وحید جان برو تو اون اتاق نیم کیلو نخود سیاه هست بیار پاکش کنم عزیزم :| منم اوسگل اوسگل نیم ساعتی اتاق رو.گشتم نبود و با ترس و خجالت اومدم گفتم پیدا نکردم :(( گفت اشکال نداره برو ببین آشپزخونه ست و ادامه ای ماجرا...... مدیونید اگه فکر کنید اونجام نبود :| :((

  144774

اعتراف میکنم داداشم پشت کنکوریه باهم تو یه اتاق میخوابیم اونم تا ساعت سه درس میخونه بعضی وقتا که از خواب بیدار میشم فک میکنم جند تو اتاقه همش به خودش میگه خب بچه ها این سوالم حل کنیم دیگه مشکل ندارید باور کنید بعضی شبا به سرم میزنه برم حموم بخوابم خو لامصب تو کنکور داری چرا واسه بچه ها توضیح میدی فک کنم واسه جندها کلاس کنکور گذاشته

  144741

اعتراف میکنم یک روز برفی زمستون داشتم میرفتم مدرسه یک زنه صدام کرد و گفت خیر از جونیت ببینید بیا این کیسه ها رو برای من بیار تا سر خیابون من هم که عشغ (اره دانشجوم) صواب ازش گرفتم تا اومدم راه بیفتم ییهو پام لیز خورد و ..... کیسه رفت توی جوب و من در او لحظه همراه با فحش های زنه به سمت افق راه افتادم

  144719

من بیقرار اما تو خونسردی
انگار ن انگار عاشقم کردی
گریم گرفت ازبس صدات کردم
من گریه کردم تا تو برگردی
برگرد اخه این جاده بنبسته
این جاده با تنهایی همدسته
عشقو تو قلبت مومیایی کن
تا بغض این دیوونه نشکسته

  144717

نمیدونم چه حکمتیه که این معلم دینی ما بحث سر هرچی باشه
فرق نداره نمازه یا نیکی به پدرو مادر بالاخره یه جوری میکشش به
دوست پسر:-|
از شما میپرسم مردم کدامین دیوار ایا؟؟؟؟؟؟
جون مادرت رد نکن جبارسینگ جان...

  144685

من از ترس اینکه تو اتاقم سرما نخورم با 5 تا پتو میخوابم
اون وقت بابام اعتراض میکنه که تو اتاقت انقدر سرده چرا سرما نمیخوری
آ آ آ آ یکی دستو منو بگیره درام قرق میشم تو مهر و محبت ... !!!

  144682

تا حالا چندین بار شده وقتی مهمونی میاد خونمون و وقت گریز و جهش به سمت اتاق رو ندارم خودمو میزنم به خواب
چیه داری فکر میکنی تا حالا واست پیش اومده یا نه !!!!

  144669

سلام
اعتراف مي كنم وقتي بچه بودم خيلي گودزيلا بودم و يه همسايه داشتيم كه به بچش هرچي مي داديم مي خورد خوب منم نامردي نمي كردم و هرچي مي خوردم آشغالشو مي دادم به اون.

p-:

  144575

ب نام خداهستم*_~
اعتراف میکنم سال 84؛مدرسه هاجر؛ روز معلم؛اونی ک ازپنجره ترقه انداخت تو کلاس بغلی من بودم
خدا ازسر تقصیراتم بگذره
رفتم دفتر گفتم کلاس سومیا بودن؛چقد بدبختا اشغال جمع کردن ازتو حیاط
بعله من^_^شاگرد اول بودم حکومت میکردم براخودم

  144549

اعتراف میکنم قبل از اینکه تبلیغ تن ماهی تحفه رو ببینم فک میکردم،ماهی موجودیست که در آب زندگی میکند...اما الان دیگه ....
میدونم ماهی چیه تح تح تح تحفه تحفه

  144519

Amiram21. 72.12.21 17:15 21337712221
اعتراف ميكنم ك شبايي ك فرداش بايد صبح زود بيدار شم ميرم مثانمو خالي ميكنم بعد ميرم تا جايي ك ميتونم آب ميخورم ك صبح زود دسشوييم بگيره و از خواب بيدار شم!!
اصن نابغه اي هستم واس خودم،شمام استفاده كنين جواب ميده!!

  144516

اعتراف می کنم بجه که بودم با مادرم رفتم چشم پزشکی. دکتر گفت: چشماتو باز کن تا قطره بچکونم داخل چشمت. من هم دهنمو باز کردم! دکتر گفت: گفتم چشمت. من بیشتر دهنمو باز می کردم! چند بار تکرار شد تا آخرش مجبور شدم دستم رو بذارم جلوی دهنم، هم دهنم رو باز کنم هم چشمم رو!

  144463

اعتراف میکنم داشتم با هندزفری گوشیم آهنگ گوش میدادم . . صداشو زیاد کردم. اخطار داد صدای بلند به شنوایی شما آسیب میرساند و اینآ......
ی آن جوگیر شدم "تایید" رو زدم . . صداش بلند شد :| و الان دگ نگران سلامتیم نیس :|
بازم هر چ زیاد میکنم دگ اخطار نمیده :|
آغا اعتراف ی بار دگ اخطار بدی ب جون خودم "تایید " رو نمیزنم :(((

  144435

یعنی آخرشه
تنها امیدت این باشه که یه روزی گذرش به 4 جوک بیوفته و نوشته ات رو ببینه و لایک کنه....