اعتراف ميكنم يه بار توفيس خودمو دوسم در مورد معلم عربيمون يه اعترافي كرده بوديم از شانس بد تا معلممون پيجه رو لايك كرده خلاصه اعتراف ما رو ديد وتو مدرسه حسابي دعوامون كرد الانم ازهمين جا ميگم من غلط بكنم ديگه اعترافي بكنم :))))
اعتراف میکنم
(کاملا واقعی بخدا)
چندروز پیش عمه ام اینا خونه ما بودن بعد عمه ام به گودزیلاش که 9 سالشه گفت تبلت دایی رو بگیر برو اون اتاق باهاش بازی کن بعد اونم گفت برو بابا فکر کردی میتونی منو بپیچونی و هرکاری دلت خواست کنی؟!!!!
اون وقت من 11 سالم بود همین عمه ام و مامانم داشتن از بابام غیبت میکردن نگو از سیستم ظبط و پخش من آگاهی دارن واسه همین عمه ام گفت وحید جان برو تو اون اتاق نیم کیلو نخود سیاه هست بیار پاکش کنم عزیزم :| منم اوسگل اوسگل نیم ساعتی اتاق رو.گشتم نبود و با ترس و خجالت اومدم گفتم پیدا نکردم :(( گفت اشکال نداره برو ببین آشپزخونه ست و ادامه ای ماجرا...... مدیونید اگه فکر کنید اونجام نبود :| :((
اعتراف میکنم داداشم پشت کنکوریه باهم تو یه اتاق میخوابیم اونم تا ساعت سه درس میخونه بعضی وقتا که از خواب بیدار میشم فک میکنم جند تو اتاقه همش به خودش میگه خب بچه ها این سوالم حل کنیم دیگه مشکل ندارید باور کنید بعضی شبا به سرم میزنه برم حموم بخوابم خو لامصب تو کنکور داری چرا واسه بچه ها توضیح میدی فک کنم واسه جندها کلاس کنکور گذاشته
اعتراف میکنم یک روز برفی زمستون داشتم میرفتم مدرسه یک زنه صدام کرد و گفت خیر از جونیت ببینید بیا این کیسه ها رو برای من بیار تا سر خیابون من هم که عشغ (اره دانشجوم) صواب ازش گرفتم تا اومدم راه بیفتم ییهو پام لیز خورد و ..... کیسه رفت توی جوب و من در او لحظه همراه با فحش های زنه به سمت افق راه افتادم
من بیقرار اما تو خونسردی
انگار ن انگار عاشقم کردی
گریم گرفت ازبس صدات کردم
من گریه کردم تا تو برگردی
برگرد اخه این جاده بنبسته
این جاده با تنهایی همدسته
عشقو تو قلبت مومیایی کن
تا بغض این دیوونه نشکسته
نمیدونم چه حکمتیه که این معلم دینی ما بحث سر هرچی باشه
فرق نداره نمازه یا نیکی به پدرو مادر بالاخره یه جوری میکشش به
دوست پسر:-|
از شما میپرسم مردم کدامین دیوار ایا؟؟؟؟؟؟
جون مادرت رد نکن جبارسینگ جان...
من از ترس اینکه تو اتاقم سرما نخورم با 5 تا پتو میخوابم
اون وقت بابام اعتراض میکنه که تو اتاقت انقدر سرده چرا سرما نمیخوری
آ آ آ آ یکی دستو منو بگیره درام قرق میشم تو مهر و محبت ... !!!
تا حالا چندین بار شده وقتی مهمونی میاد خونمون و وقت گریز و جهش به سمت اتاق رو ندارم خودمو میزنم به خواب
چیه داری فکر میکنی تا حالا واست پیش اومده یا نه !!!!
سلام
اعتراف مي كنم وقتي بچه بودم خيلي گودزيلا بودم و يه همسايه داشتيم كه به بچش هرچي مي داديم مي خورد خوب منم نامردي نمي كردم و هرچي مي خوردم آشغالشو مي دادم به اون.
p-:
ب نام خداهستم*_~
اعتراف میکنم سال 84؛مدرسه هاجر؛ روز معلم؛اونی ک ازپنجره ترقه انداخت تو کلاس بغلی من بودم
خدا ازسر تقصیراتم بگذره
رفتم دفتر گفتم کلاس سومیا بودن؛چقد بدبختا اشغال جمع کردن ازتو حیاط
بعله من^_^شاگرد اول بودم حکومت میکردم براخودم
اعتراف میکنم قبل از اینکه تبلیغ تن ماهی تحفه رو ببینم فک میکردم،ماهی موجودیست که در آب زندگی میکند...اما الان دیگه ....
میدونم ماهی چیه تح تح تح تحفه تحفه
Amiram21. 72.12.21 17:15 21337712221
اعتراف ميكنم ك شبايي ك فرداش بايد صبح زود بيدار شم ميرم مثانمو خالي ميكنم بعد ميرم تا جايي ك ميتونم آب ميخورم ك صبح زود دسشوييم بگيره و از خواب بيدار شم!!
اصن نابغه اي هستم واس خودم،شمام استفاده كنين جواب ميده!!
اعتراف می کنم بجه که بودم با مادرم رفتم چشم پزشکی. دکتر گفت: چشماتو باز کن تا قطره بچکونم داخل چشمت. من هم دهنمو باز کردم! دکتر گفت: گفتم چشمت. من بیشتر دهنمو باز می کردم! چند بار تکرار شد تا آخرش مجبور شدم دستم رو بذارم جلوی دهنم، هم دهنم رو باز کنم هم چشمم رو!
اعتراف میکنم داشتم با هندزفری گوشیم آهنگ گوش میدادم . . صداشو زیاد کردم. اخطار داد صدای بلند به شنوایی شما آسیب میرساند و اینآ......
ی آن جوگیر شدم "تایید" رو زدم . . صداش بلند شد :| و الان دگ نگران سلامتیم نیس :|
بازم هر چ زیاد میکنم دگ اخطار نمیده :|
آغا اعتراف ی بار دگ اخطار بدی ب جون خودم "تایید " رو نمیزنم :(((
یعنی آخرشه
تنها امیدت این باشه که یه روزی گذرش به 4 جوک بیوفته و نوشته ات رو ببینه و لایک کنه....
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 23083
کل بازدید: 534039089










