(کاملا واقعی بخدا)
چندروز پیش عمه ام اینا خونه ما بودن بعد عمه ام به گودزیلاش که 9 سالشه گفت تبلت دایی رو بگیر برو اون اتاق باهاش بازی کن بعد اونم گفت برو بابا فکر کردی میتونی منو بپیچونی و هرکاری دلت خواست کنی؟!!!!
اون وقت من 11 سالم بود همین عمه ام و مامانم داشتن از بابام غیبت میکردن نگو از سیستم ظبط و پخش من آگاهی دارن واسه همین عمه ام گفت وحید جان برو تو اون اتاق نیم کیلو نخود سیاه هست بیار پاکش کنم عزیزم :| منم اوسگل اوسگل نیم ساعتی اتاق رو.گشتم نبود و با ترس و خجالت اومدم گفتم پیدا نکردم :(( گفت اشکال نداره برو ببین آشپزخونه ست و ادامه ای ماجرا...... مدیونید اگه فکر کنید اونجام نبود :| :((
نمایش مطلب شماره 144840
تاریخ انتشار : اسفند 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
12639
بازدید دیروز: 23083
کل بازدید: 534039464
بازدید دیروز: 23083
کل بازدید: 534039464










