دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  88212

فانتزیم اینه که با رتبه ی دورقمی پزشکی قبول شم
یعنی چش فامیلو درآرما
بعد همه صدام کنن خانم دکتر
میدونم چون نیتم خیر نیست یه همچین چیزی محاله ممکنه
حالا بیخیال فوقش می شم خانه دار میشینم کهنه بچه می شورم.والا
مگه بدتر از اینم می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اصلاهمچین چیزی هست؟؟؟؟؟؟؟خخخخخ

لایک=بشین کهنه بچه تو بشو بابا با این فانتزیت

  88205

یکی از فانتزیام اینه که توی خیابون کنار یه کارتن خواب و گدایی بزنم کنار پارک کنم از ماشین پیاده شم ، طرف که اومد دستشو دراز کرد سوییچ رو بندازم تو دستش بگم : بیاااا ماله تو ! کارتن خوابه هم با تعجب و شوک زدگی بگه : آقا پس خودتون چی ؟؟؟ منم همینطور که دارم میرم رومو برگردونم و بگم : دلم میخواد تا افق قدم بزنم و بعد از چند لحظه دوباره برگردم تا یه لبخندی نرمی بزنم و برم که محو بشم ببینم کارتن خوابه زودتر از من تو خیابون محو شده باشه !!!

  88059

یکی از فانتزیام اینه که رئیس یه شعبه بزرگ بانک بشم بعد بهم پیشنهاد اختلاس کنن ولی من قبول نکنم بعد شبکه دارم تو خیابون با ماشینم برمیگردم خونه)پراید سفید( یهو موبایلم زنگ بخوره و همونایی که بهم پیشنهاد دادن بهم بگن ما دختر همسایه رو گروگان گرفتیم اگه واستمهمه بیا به این آدرس بعد من با مُشت بکوبم رو فرمون و داد بزنم لعنتی ! بعد موبایلو پرت کنم تو خیابون بعد داشبورد ماشینو باز کنم و خشاب تفنگمو پر کنم بعد برسم به اون برجِ نیمه کاره و متروک و داد بزنم کجایین لعنتیا ؟؟؟ بعد یهو ببینم دختر همسایمونو با طناب آویزون کردن به سقف اونم هی داد میزنه بعد ۷ و ۸ نفرم دورم کنن بعد من همشونم تا سرحده مرگ بزنم و برم طنابو باز کنم که یهوو یه چاقو بره تو شیکمم بعد ببینم کاره دختر همسایمون بوده و درحالیکه خون داره فواذه میزنه بهش بگم چرا با من این کارو کردی ؟ اونم یه لبخند کثیف بزنه و بگه اینا همش نقشه بود، من با اونا همکارم بعد درحالیکه داره میره بهش بگم Game Over … اونم تا برگرده به من نگاه کنه منم کنترل بمبو از تو جیبم در بیارم و ساختمونو منفجر کنم !

  87906

یکی از فانتزیام اینه که تو ماه رمضون اشتباهی برم عاب بخورم
بعد عذاب این حرکت وجدانم رو گریبان گیر شه شش روز به درگاه خدا ضجه به عرض آوررم آخرش وحی بیاید بنده ابله من برو گمشو اون رساله رو بخون بغرعان مجید و کریم خوردن و آشامیدن از سر سهل انگاری مانعی ندارد :|

  87808

فانتزیم اینه 1 شب، فقط 1 شب تا صبح بشینم پای نت
مامانم 675 بار نیاد بگه چی کار میکنی
(اگه مشغول درس خوندم باشم 1 دفم بیدار نمیشه ها)

  87754

فانتزی من اینه که یه شب ببا خیال راحت بخوابم بدون اینکه تا صبح 10بار بیدار بشم من کولر رو روشن کنم بعد مامانم خاموش کنه ای خدا عنی میشه لایک=نه نمسشه این آرزورو به گور میبری

  87747

یکی از فانتزیام اینه که:
یه کیف دستی مردونه پیدا کنم که توش پر از تراول و چک باشه به ارزش 5/6میلیارد
منم روحیه انسان دوستیم گل کنه بگردم صاحبشو پیدا کنم بعد یارو از امانت داری من خوشش بیاد و بگه بیا دختر منو بگیر منم در کمال ناباوری قبول کنم
میگی چقدر بی جنبم نه عزیز من
اون موقع که کیفو پیدا کردم نخواستم که پولو خرج کنم ولی اون موقع که دخترشو گرفتم خیلی راحت پولارو خرج میکنم
مثل اینکه میگن هلو بپر تو گلو
بعله بعله یه همچمین آدم باهوشیم من
کصافط هم خودتی:)

  87702

يکي از فانتزيام اينه که وقتي شب قدر شد و توبه کردم وقت برگشت به خونه يه ماشين بهم بزنه و ضربه مغزي شم و اميدي هم به زنده شدنم نباشه بعد همه اعضاي بدنمو اهدا کنن به جز قلبم اونم تقديم به کسي که باور نکرد دوسش دارم و با اهنگ تکپر با صداي علي عبدالمالکي منم روحم برررره تو افق

  87692

یکی از فانتزیام اینه که
با مخاطب خاصم دعوام بشه بعد اون منو هل بده و سرم بخوره گوشه میز و ضربه مغزی بشم بمیرم و مخاطب خاصم رو ببرن زندان
بعدش ولی دم ( مادرم ) رضایت ندن و بگن باید حتما قصاص بشه
و در یک سپیده دم سرد درحالی که مخاطب خاصم یه شلوار گا گلی بپوشیده با قدم های لزان بره روی چهارپایه و موقعی که مامورمیخواد طناب رو بندازه گردنش یه صدایی از دور داد بزنه نه! ننننننه!
بعد ببینن که مامانم بیاد پیشونی مخاطب خواصم رو ببوسه و طناب رو بندازه گردنش و بگه بوئینگ من که رفت......
رو کنه به مخاطب خاصم وبگه تو هم برو به جهنم و سپس چهارپایه رو هل بده و با یک نوای غم انگیز دوربین سایه مخاطب خاصم رو که داره بالای طناب دار میلرزه نشون بده و سپس آرام وآرام بره رو به آسمون
سنگ دل هم خودتونین

  87535

یکی از فانتزیام اینه ک وقتی شوهرم باهام قهره از خونه بزنم بیرون و تصادف کنم و غرق خون بشم بعد قاتلم با گوشیم زنگ بزنه به شوهرم و شوهرم بدو بدو با شلوار استرج مخملیه ریونه کتان تنگ لوله تفنگی با زیر پوش ابی بیاد بالا سرمو با بغض چشاشو سوز بده و بگه انصافت کجاست نکبت بلند شو وتو نباید ترکم کنی پاشو د لامصبه پاشو سگ مصب و هم چنان ک لبش میلرزه یقه لباسمو بگیره و داد بزنه و بگه تو رو خدا یه چیزی بگو منم انگشتمو بزنم توی خونم و بعد بنویسم خدانگهد............. بعدم جون بدم و با یک لبخند دار فانیرو وداع کنم
اوووووووف اشکم در اومد

  87529

فانتزي من اينه بدونم وقتي رفتيم بهشت از
كدوم درخت بايد سيب بخوريم عايا؟؟!!!!!!

  87354

یکی از فانتزیام اینه که مغازه ی پارچه فروشی بزنم اسمشو بذارم برادران الهام به جز داداش گودزیلای تل.شاید اینجوری بتونم آروم شم.خخخخخخخ

  87266

فانتزیم اینه ازطرف همراه اول بیان اون کاغذ رو بدن دستم بگم بخون آخرشم ببینم اسمم رو توش نوشته و 25 میلیون تومان برنده شده
فقط موندم بعدش کدوم گزینه هیجانی تره؟
جیغ بنش بکشم؟
جیغ و هورا؟
دست و جیغ و هورا؟
حالا دسسسسسست آه آه آه بیا وسسسسسسط

  87227

از بچگی دوست داشتم کنار سرازیری کوچمون ی سرسره طولانی بود
ته هیجان...از موج های آبی هم دلچسب تر
بعد اینکه چون این فانتزی من بود وایمیستادم کنار پله ها از هرکی میخواست بره پول میگرفتم
چنان بچه ی اقتصادی بودم من!خسیس هم خودتی

  87195

یکی از بزرگترین فانتزیام اینِ که سنت حسنه ی ازدواج رو به نحو احسنت انجام بدم!!ینی سازو کاری فراهم کنم که حتمن چاهار تا زن رو بگیرم!!
لایک:((((((((((((((پسرااااااا!جیغ، دس، هورااااااااااا