س

سید محمد هادی

@hadi0457 · ۴۵ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

h
h@di j00n ۱۳ سال پیش
جوک

پارسال رفته بودیم تفریح بیرون .بچه ها هم مشغول بازی بودن خواهر زادم که 3 سالش بود یهو گفت بچه ها بیاین سوسک پیدا کردم همه بچه ها دوان دوان رفتن سوسکو ببینن....
یه هویی گفت سوسکو بکشم؟؟؟
برادر زادم که 4 سالش بود گفت نه گناه داره آخه اونم مثل تو یه حیوونه...
مارو میگی فقط تایک ساعت درختا رو گاز میزدیم...

h
h@di j00n ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که توی خیابون کنار یه کارتن خواب و گدایی بزنم کنار پارک کنم از ماشین پیاده شم ، طرف که اومد دستشو دراز کرد سوییچ رو بندازم تو دستش بگم : بیاااا ماله تو ! کارتن خوابه هم با تعجب و شوک زدگی بگه : آقا پس خودتون چی ؟؟؟ منم همینطور که دارم میرم رومو برگردونم و بگم : دلم میخواد تا افق قدم بزنم و بعد از چند لحظه دوباره برگردم تا یه لبخندی نرمی بزنم و برم که محو بشم ببینم کارتن خوابه زودتر از من تو خیابون محو شده باشه !!!

h
h@di j00n ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از فانتزی های من اینه که بازیکن فوتبال بش�
اونوقت دعوت بشم به تیم ملی
بعدش توی یه بازی حساس در حالی که بازی مساوی هست من مثل سوباسا ازارا(اوزارا-عزارا-اضارا-عظارا) توپ رو از وسط زمین شوت کنم به طرف دروازه بعد توپه بخوره توی شکم دروازه بان و دروازه بان همراه توپ بره به طرف دروازه و وقتی رسید به خط دروازه
((ادامه داستان در برنامه بعد))

h
h@di j00n ۱۳ سال پیش
جوک

مادرم بهم میگه میدونی چرا چشمات تنگ هست؟
بهش میگم از بس فهمیده هستم.
میگه نه خنگول
وقتی بچه بودی همش جلو تلویزیون فیلم اوشین رو میدیدی.واسه همینه چشمات تنگ شده.
آخه من اون موقع فقط 2 سال داشتم.
من و چه به فیل�
والا...
مادره ما داری�
ولی اشکال نداره چون مادره

h
h@di j00n ۱۳ سال پیش
جوک

اگه دروغ میگم گوشی آیفون 5 داداشم تو حلقم.
یادتونه چندین سال پیش یه برنامه کودک نشون میداد به اسم دوقلوها
این دو تا دست هم و میگرفتن بعد یه نور افسانه ای از دستشون میومد بیرون و خیلی قوی بود
هیچی عاغا میخواستم بگم منم اون موقع خواهرم و میبردم مغازه بقالی بعد هر چی دستش و میگرفتم تا جنسهای بقالی بره توی خونه ما اون نوره تولید نمیشد.
نمیدونم چرا کار نمیکرد؟؟؟