دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  187111

یکی از فانتزیام اینه که
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
ﺁﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻧﻤﻮﻥ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﮕﯿﺮﻩ
ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﯾـﻪ ﺗــﻨﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﻡ
ﺑﻌﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﯾﻬﻮ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺟـﯿﻎ ﺑﺰﻧﻪ ﺧـــــــﺎﮎ ﺗﻮ
ﺳﺮﻣﻤﻤﻢ ﺩﺧـدﺮﻡ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ !!
ﺩﺧـدﺮﺵ 19 ﺳﺎﻟﺸﻪ
ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺩﻣﺎﻏﺸﻮ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻩ ، به چش خواهري هم بد تيكه اي نيس !
ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻬﻢ ﺑﻨﺪﺍﺯﻩ ﻭ ﺑﺎ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻪ ﮐﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺗـﻪ
ﻣﻨﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺳﯿﺎﻩ ﺷﺪﻩ
ﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻢ :
ﯾﻪ ﭘـﺘﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ براااااااام
ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﻭ ﺩﺧـدﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ !
ﺑﻌﺪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺑﺸﻪ ، تيكه هاش بپاشه تو خيابون
ﺑﻌﺪ ﺩﺧـدﺮﻩ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ,نههههههه....
ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﻫـﯿـﺮﯼ ﻭﯾـﺮﯼ ﯾﻬﻮ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺩ ﺑـﺰﻧﻪ ﺍﺁﺍﺍﺍﺍﺍ
ﺍﻭﻧﺠﺎﺭﻭ !!
ﯾﻬﻮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺩ ﻭ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﯿﺎﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﻫﻤﻪﺳﻮﺕ و جيـغ
ﺑﮑﺸﻦ ﺑﺮﺍﻡ
ﺑﻌﺪ ﺁﺧﺮﺷﻢ ﻣﻦ ﭘﺸﺖ ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﭘﺪﺭﻡ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﮕﻪ
ﺑﻬﺖ ﺍفتخار ﻣﯿﮑﻨﻢ پسـرم
ﺩﺧـدﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻣﻨﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻪ
يه ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻪ و از راه دور واسم بوس بفرسته
همين جوري هم آمبولانس توي دود محـو بشه ...!
ﺍﺷﮑﻢ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﺻﻮﺭﺗﻤﻮ ﺑﺸﻮﺭﻡ
حیف خونمون آپارتمانی نیست :|

  187103

اغا من تو فانتزیام همیشه فکر میکنم مدیر فورجوک یکیه تو مایه های پل هیمن کشتی کجه
(نمیشناسی تو گوگل سرچ کن ببینیش)
چاق و کچل !!!!! هی پستا رو میخونه سر تکون میده و با یه لبخند مرموزانه زیر پستت مینویسه بیشتر تلاش کن بعد خودش مثه پل هیمن قاه قاه می خنده
بعضی وقتا هم که اتفاقی یه پست رو تایید میکنه دستاشو میگیره جلو دهنشو هی میگه اوه مای گاد اوه مای گاد

کیا با من هم فانتزین

  186841

فانتزيم اينه كه...
دو نفر همزمان ديوانه وار عاشق من باشن^_^
بعد همش دعوا داشته باشن
منم براى اينكه با جامعه لطف كنم و
اينارو از سر درگمى نجات بدم بگم
دوئل كنن باهم و هركى برد..
."عروس چقد قشنگه/ايشالا مباركش باد
داماد چقد مشنگه/رفته كلا سرش واى"
خلاصه تو يه بيابون برهوت
در حالى كه اهنگ
((دررنگ دن دن دن...درررنگ دن دن دن))"مخصوص فيلماى تگزاسى"
داره پخش ميشه
و از بينشون بوته هاى خار قل ميخورن
روبروى هم وايسنو تو چشاى هم خيره بشن
دستاشون و نزديكه هفتير ...
منتظر شمارش من باشن كه يه گوشه واستادم
و يه سيگـــار برگ رولبامــه و كلاه حصيــرى مخصوص رو سر
يه موبايلم دسمه دارم فورجكـ چكـ ميكنم...
بعد اونا بگن ااااااااه دلــــارا بشـــمار ديههههه
منم بگم:خفــه شــين دو دقــه، عباس پست جديد گذاشته^_^
الهى قربونش بشن همه مردم فداى اون شلوار كرديشو....
اون دونفرم يه نيگـــا بهم بندازنـــو
همزمان هفتيـــرو بگيـــرن سمتــه من و شليكـــ
منم در راه عشـــق عباس بمیرم شم^_^

  186764

یکی از فانتزیام اینه که
مدیر عامل یه شرکت گنده باشم
بعد عکس خانوممُ تو یه قاب
رو میز بزارم
بعد هروخ خسته شدم
با عشق بهش نگاه کنم و آرامش بگیرم :)

  186672

یکی از فانتزیای محال من اینه که :

تموم پیراهن رکابیای تتلو بگیرم آتیش بزنم تا دیگه با پیراهن رکابی عکس نگیره

  186533

یکی از فانتزیام اینه که:
.
.
عباس مشتقیم(abas_m223)و محمد موحدی و k.E تو کلاسمون باشن...
استاد هم خانم faeze باشه..
.
.
.
چه کلاس باحالی میشه نه؟
کلا می پوکیم ازخنده..
موحدی با گوز گوز کردناش:))
عباس با فانتزیای معکوس...

  186524

یکی از فانتزیام اینه که قبل ورودی دانشگاه جایی درست کنم مثه دستشویی که بعضی استادا (تاکید میکنم بعضی‏ استادا)‏ قبل اینکه بخوان وارد دانشگاه شن برن اونجا و هر عقده و کینه و مشکلی دارن اونجا تخلیه کنن تا اونارو سر دانشجوی بدبخت خالی نکنن‏!‏‏‏!‏‏!‏ ناموسن فردا میخوام برم دانشگاه استاد درس اصول سرپرستی رو گیر بیارمو خیلی محترمانه ازش بپرسم به چه انگیزه ای بهم داده 4.25 و بالاترین نمره ی کلاس شد 13 !!! آخه منی که رشتم الکترونیکه چه به روشهای انبار داری و پرورش قارچ!!؟؟

  186436

یکی از فانتزیای من اینه که بالش طبی زانکو بخرم بعد رویاهای خود را با بالش طبی زانکو ببینیم!!
بلکه شاهزاده سوار بر فرغونمونو توش دیدیم!!

  186425

یکی از فانتزیام اینه که
یه روزی شرکت های خودرو سازی خارجی بتونن با شرکت های خودرو سازی ایرانی رقابت کنن


آخه دیگه خسته شدم از بس شرکت های ایرانی رقیبی در اندازه های خودشون ندارن
مثلا بنز عمرا بتونه ماشینی در حد و اندازه های پراید بزنه
یا تویوتا هم نمیتونه ماشینی در حد و اندازه های سمند بزنه
فرض محال که بالاخره شرکت های خارجی تونستن با شرکت های ایرانی رقابت کنن ، ولی چه فایده که من دیگه نیستم!!!!
واقعا حیف !!!!!
آحه من زودتر محو افق شدم :(

  186291

یکی از فانتزیام اینه که :
برم یه تحقیقاتی بکنم بفهمم کریس رونالدو یه رگش ایرانیه.
بعد برم بهش بگمو اونم کلی حال کنه!!!
تاره بهم بگه فارسی هم بلده !!!
بعدش به عنوان نماینده ملت و کیروش راضی کنمش بیاد تیم ملی ایران بازی کنه برامون ( چه حالی میده)!!!
کریس بیاد و تو جام ملت های آسیا بازی کنه اما ایران تو مرحله گروهی حذف بشه
بعدش از رئال هم بندازنش بیرون
تو این زمان من با دلال بازی بیارمش استقلال کنار خسرو و آرش و با استقلال قهرمان جام باشگاه های جهان بشه!
ولی بازم همه دنیا شاکی میشن که چرا لذت دیدن بازیشو تو رئال ازشون گرفتیم
و خلاصه همه میفتن دنبال اینکه کی این کارو کرده ، ولی همه کور خوندن :)
دیگه میدونید من کجام !!!
نمیدونید ؟!!!
جدا نمیدونید ؟؟؟؟؟!!!!!!

من محو افق شدم دیگه :)

  186074

فــــــانتــزی مــن اینه یـه جـا بــــرم اسمی از "جاستــــین بــیبر " نباشه :/
ای خدااااااااااااااااااا

  186005

یکى از فانتزیام اینه که دکتر بشم بعد سر عمل جراحى وقتى به دختر دستیارم

هى میگم پنس, چاقو, قیچى و اینا یهو وسطش بگم ماااااااچ!
ببینم چشاش احتمالا این شکلى شه :◐▂◑ حال میده نه

  186003

یکی از بزرگترین فانتزیام اینه که
تصادف کنم برم تو کما
بهد که روحم از بدنم جدا شد
برم ببینم کیا واقعا ناراحتن...!
فک کنم تنها راه تشخیص دوست از دشمن همین باشه،تو دنیایی که حتی نمیتونی به چشماتم اطمینان کنی..¤_¤

  185969

یکی از فانتزیام اینه که :
استاد دانشگاه بشم . امتحان پایان ترم همه رو بندازم به جز دانشجویانی که در دسته های زیر قرار دارن :
1 - حداقل بالای 7 جلسه غیبت دارن
2-سرکلاس اصن به درس توجه نمی کنن
3- تو امتحان پایان ترم حد اکثر 2 شده باشن
وقتی هم که بقیه دانشجوها دنباله منن تا نمره قبولی بگیرن،نمیتونن منو پیدا کنن!!!
آخه من بعد نمره دادن رفتم تو افق محو شدم !!!

  185844

یکی از فانتزیام اینه که برم تو مجلس بانوان داد بزنم سوووووووسسسک!اگه گفتین چی میشه؟
.
.
.
.
فرار از مجلس