از خودم نااميد شدم ديگه
فانتزي من اينه يك بار فقط يك بار پليس راهنمايي و رانندگي منو نگه مي داره ازم تست مواد مخدر و نوشيدني الكلي نگيره !!!، آبرومون رفته با اين كاراشون ديگه خودمم باورم شده
الان ٢ روزه خودمو تو ايينه نگاه ميكنم هي به خودم ميگم يعني انقد داغونم ، اصن با جوناي پاكي مثل من پليسا مشكل دارن نميدونم چرا !!!!!!!! :)))))
مردمم فانتزي دارن ماهم فانتزي داريم :))))))))
ولي خدايي من ورزشكارم اصن اهل اين كارا نيستم اينو گفتم يه وخ فكراي روم به ديواري نكنين :))))))))
فانتزی من اینه
ديرين ديرين....ديرين ديرين....الووووو...كيه بابا نصفه شبي زنگ زده؟....
الو الو اقا شهريار به دادمون برس عباس تو افق توي چنگ گودزيلا ها گير كرده...
چــــــــــــــي؟با ابرففضل! شما مختصات دقيق افقتونو بديدن الان ميام،
بعد دادن ادرس يه تاكسي ميگيرم ميرم پيششون،
وقتي رسيدم يه دختر زشت به سرعت مياد پيشم ميگه من بهتون زنگ زدم لطفا كمكمون كنيد...
من:ببخشيد شما؟
دختره:بابا منم ديگه سلنا اخه عباس غير من كه مخاطب ديگه اي نداره! من:عـــــــــه شماييد حاج سلنا؟ ببخشيد بدون ارايش نشناختمتون!
خوب بريم سر اصل مطلب، عباس چي شده؟
سلنا:گفتم كه تو افق توي چنگ گودزيلا ها گير كرده...
من: اخه اين وقت شب توي افق چيكار ميكنه؟ سلنا:با عباس داشتيم توي خيابون قدم ميزديم كه يه ماشين پرايد ديديم صاحبشم داشت پسته ميخورد بعد عباس كه اينو ديد رفت تو افق محو شد فقط نميدونم اين گودزيلاها اونجا چيكار ميكردن...
من:الان چندوقته گير كرده؟ سلنا: فك كنم 5دقيقهس اونجاست، من:5دقيقه؟؟؟؟؟ خيلي عجيبه!!!!
سلنا:چي عجيبه؟ من:اخه تو چطوري اينقد سريع گوشيتو از جيبت دراوردي بهم زنگ زدي؟تو كه glxنداري؟
سلنا:خوب بابا شلوار كوردي تنم بود.... خلاصه منم تنهايي رفتم تو افق تا عباس رو نجات بدم(ببخشيد داداش D$D$D گفتم شايد الان شيفتتون نباشه به همين خاطر بهتون زنگ نزدم)
وقتي رفتم تو افق يه مه غليظي همه جا رو فراگرفته بود... از گودزيلاها هم خبري نبود فقط عباسو ديدم كه روي زمين افتاده بود چندتا پسته هم دور سرش ميچرخيدن(فك كنم بيهوش بود) منم اونو انداختم رو كولم و اوردمش بيرون%
( اين داستان ادامه دارد...)
همیشه یه فانتزی داشتم اونم اینه که یه جا مخاطب خاصم رو ببینم و بش بگم دوست دارم و قرار بزاریم و بعد من برم بستنی بخرم ولی وقتی برگشتم ببینم 3 تا پسر هیکلی مزاحمش شدن بعد منم برم جلو بعد همشونو بزنم بترکونم و بعد .... یکی از پشت چاقو بزنه تو کمرم (چاقوش حتما باید کتلت زنی باشه!!!؟) بعد برگردم چاقو رو ازش بگیرم لهش کنم بعد بیفتم زمین مخاطب خاصم بقلم / بغلم کنه بعد بهش بگم {تا همیشه دوستت دارم } بعد پلیس برسه بعد از خواب بپرم !!هههههههه
!!دهه هفتادیا بکوبونن لایکو ما که از فیسبوک ناامید شدیم!!
بسم الله
..........اولین پستمه همهگی بسوزین..........
یکی از فانتزیام اینه برم اپولونیا کالج (برعکس الانم)ایقدر درسس بخونم که نفر اول بشم بعد توی سخن رانی با افتخار بگم:(از برو بچ پایین شهرم)
و برای ایران افتخاری دوباره بیافرنم
ما کلا این جور ادمایی هستیم
یکی دیگه از فانتزیام اینه که امتحانامون به جای بیستم،سیزدهم تموم شه....
آخ یک حالی میده که نگو و نپرس..
شدنیه عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اولين فانتزيمه اينجا ميذارم
يكي از فانتزيام اينه مهندسي معماري بخونم بعد تو ي شركتي كار كنم ك ي گروه رو بفرستن لندن واسه دوره و اين چرتوپرتا بعد منم جزو اون گروه باشم بعد ي روز كه دارم تو يكي از خيابوناي لندن راه ميرم ي دفه بارون بياد منم دنبال ي جا باشم خيس نشم يوهو يكي ي چتر بگيره بالا سرم برگردم ببينم كسراس( كسري احمدي خو چي كنم خيلي ازش خوشم مياد) بعدم چترو بده دستم جلوم زانو بزه ي حلقه از جيبش دربياره بگه با من ازدواج ميكني؟ منم نگاش كنم بگم بعععععععله
بعدم با هم بريم مفش(محو) بشيم
نه خير تو افق محو نميشيم ما تو مورب محو ميشيم
خوب بووووود؟؟؟؟؟؟
یکی از فانتزیام اینه
1-مردم به جای اینکه پولشون بدن واسه اسمارت فون برن دیویصد سیصد نفری یه مدرسه بسازن
2-به جای اینکه پای تلویزیون بشینن برن دنبال جومه ایرانی
3-دانش اموزی مثل موقعی به چیزی گوش میکنن بتونن درس بخونن
4-امتاحانه خرداد و بهمن رو حذف کنن به جاش نظر معلمو بپرسن
5-سه ماه تابستون بشه 90 روز
6- ایرانی ها به جای اینکه کلی وب رو بگردن بیان 4جوک لایک بندازن تو کیسه ما
7-شلوار کردی عباس رو موقع دریافت کارنومه ها من بپوشم و...
یکی از فانتزی هام اینه که 4 جوک یه قسمت بذاره پایین اسم هرکس تعداد جوک هایی که فرستاده معلوم بشه تا برای لایک گرفتن نگن اولین پستمه،تازه عضو 4 جوک شدم. از این چرت و پرتا نگن.راحت شیم.والله در ضمن بچه ها این اولین پستمه که تو 4 جوک مینویسم خواهش میکنم لایک کنید
فانتزیه من اینه که تو زمین فوتبال همه دریبل بزنم بعد دروازه خالی بندازم بیرون.بعد وقتی توپ رفت بیرون دست بکشم روی موهام
یکی از فانتزی هام اینه که دیگه درس و دانشگاهی نباشه راحت میشم به خدا کلا از زمین محو بشن و برن تو افق یعنی میشه
عايا ميدانستيد يكي از فانتزي هاي دخدرا اينه كه هرجقدر دلشون ميخواد غذا بخورن ولي جاق نشن؟ واقعن ميدانستيد؟
یه فانتزیام اینه که موهام لَخت باشه . بعد برم بیرون شدیدا داره باد میاد.
بعد هی باد بزنه زیر موهام و پخش بشه منم با یه حرکت سر دوباره درستش کنم. بعد یه دفه مخاطب خاصم منو بینه و خر کیف بشه ..... بیاد دست تو موهام بکشه و بوسم کنه منم لبخند دل انگیز تحویلش بدم.
بعد مردم دورم جمع بشن و بگن اقا شامپوتون چیه.
منم در حالی که دارم تو افق محو میشم یه دست تو موهام بکشم و بگم پودر لباس شویی تاژ
بعد همه متحول بشن و گریه کنند.
تخیل در حد فیلم سه بعدی...........................
فانتزیه من اینه که یه روزتوریاضی نمره 15به بالا بگیرم میشه آیا
بزرگترین فانتزیم اینه که آقا امام زمان (عج) جمعه همین هفته ظهور کنه.
ای خدا....... یعنی میشه؟؟؟!!!!!
برو بچ هرکی این فانتزی تو ذهنشه لایک کنه.
یکی از فانتزیام اینه که یه دختر خوشکله به سیمکارت رایتلم تماس تصویری بگیره(حالا فهمیدید سیمکارت رایتل دارم)بگه از بانک تماس میگیرم شما برنده ی یک دستگاه پراید شدین منم بگم پرایدو ولش کن شماره ی خودت چنده(خب چیکار کنم مخاطب خاص ندارم)
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 45934
کل بازدید: 534959637










