دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  48450

امروز رفتم دانشگاه ، میدونین چی دیدم؟ عافا یه چیزی دیدم که نو مخیله هیچکدومتون نمیگنجه
اولش باورم نشد ولی بعد مجبورم کردن باور کنم
تو دانشگاهمون یه دستگاه نوبت دهی گذاشته بودن اونم TOCH
اولش فکر کردم اشتباهی اومدم بانک ولی خوب که نگاه کردم نه بابا دانشگاهمونه
یعنی اگه کسی کاری با هر کدوم از مسیولین داشت اول باید نوبت میگرفت
باور کنین! یعنی اون دستگاه تو حلقم اگه دروغ بگم
من خیلی نگران اوضاع دانشگاهمونم یعنی اگه اینجوری پیش بره فکر کنم بزنیم رو دست غربی ها
آخه دانشگاه رو دست غربی ها زن ما داریم ...............................!!!!

  48414

اوج تغییر در نسل امروز رو تازه سی چهل سال دیگه میشه درك كرد....
وقتی كه یك مشت مادربزرگ دماغ عملی میخوان از گذشته شون برای نوه هاشون قصه بگن
چه شود:|

  48412

همیشه میگن شکست مقدمه پیروزیه
نمیدونم پس من کی از دور مقدماتی صعود میکنم !!

  48411

یه خاطره میخوام براتون تعریف کنم در حد المپیک (دهه شصتیا منظورم المپیک حیوانات نیستا احیانا !!)
ایشالا تو افق محو بشم اگه دروغ بگم!
عاغا من کوچولو بودم در حد سوم ابتدایی! ( فکر کنم به تاریخ اون موقع گودزیلا محسوب میشدم!) P:
ایام عید بود و کلی فک و فامیل با بچه های قد و نیم قد ( اجتماع گودزیلاها) ریخته بودن خونه ما.
یه گنگی بودیم واسه خودمون، داشتیم تو حیاط قایم موشک بازی میکردیم که من رفتم تو ساختمون و توی کمد لباسا قایم شدم!!
یه چند دقیقه ای گذشت و کسی نیومد منو بیابه!
منم تغص(تقس، طغس،تقث،طقص..) از جام تکون نخوردم تا همچنان دنبالم بگردن.
هیچی خلاصه فردای اون روز ک رفتم مدرسه همون دم در بچه ها دورمو گرفتن که دیشب وسط بازی کجا گذاشتی رفتی، حتی بعضی بچه های همسایه هم میگفتن بالاخره پدر مادرت پیدات کردن؟!
منم که مجهول مونه بودم اون وصط ک اینا چی میگن؟ ،، خو اصلا یادم نمیومد!
نگو من اونجا خابم میبره و مهمونا که رفتن باباهه آمار میگیره که نخیر، یکی از بچه هاش کمه!
دربدر میگردن خونه دروهمسایه و دوستا رو که بچمون قاطی بچه های شما اشتباهی نیومده؟
که بالاخره تو کمد در حالی که خابه پیدام میکنن..
ولی دست مامانم بابام درد نکنه که نه تنها سیاه وکبودم نکردن هیـــــچ، حتی ب روم هم نیاوردن. ツ
کاشکی اون موقع ها هم افق بود وگرنه من تا الان حتما یه مغازه زده بودم اونجا!
خلاصه همچین آدمی بودم من.. D:

  48366

دیـــروز بـــا دوســـتم رفـــتیـــم سوپـــرمــارکــت یـــچــی بـــخره تـــه دلــشو بـــگیـــره ویـــفر تــوت فـــرنـــگی گــرفــته دســتــش مــیگــه ببــخشــید اقــا ازیــن ویــفر مـــوزیــا فــقط تــوت فــرنگیــشــو داریـــد؟؟؟؟؟؟؟!!!!
اومد جمش کنه بیرون اومدنی میگه مرسی تفکــــــــ!!!!

  48328

منو دوستم داشتيم از سر كار بر ميگشتيم خونه؛ سوار يه ون شديم؛ ته ته نشستيم؛ خيلي ترافيک بود؛همه خواب بودن؛ دوستمم سرشو گذاشته بود رو شونم و خوابيده بود؛ راديو قران داشت مسابقه پخش ميکرد؛ يه شرکت کننده ي خنگم داشت همه جوابارو اشتباه ميداد؛ مجري پرسيد: ايه ي الا بذكرالله تطمئن القلوب ماله کدوم سوره س؟ من يهو داد زدم ايه 28 سوره رعد‏!‏ اقا همه مثل جن زده ها يه متر پريدن هوا؛ دوستمم با وحشت پريد از خواب‏!‏ منم مات و مبهوت و پشيمان از کرده ي خود سر در گريبان فرو بردم که يهو دوستم دو دستي زد تو سرم چندتام فش ابدار داد بهم؛ بقيه هم كه انگار خيالشون راحت شد و دلشون خنک؛ برگشتن به افق خيره شدن؛ منم رفتم محو شدم‏;‏-‏(‏ پياده شدني خجالت ميکشيدم بيام پايين از ماشين:-‏(‏

  48320

رفتم دکتر رژیمی یه برنامه غذایی بهم داده که باید در روز چندبار میوه بخورم از اونجا که فشار تحریمها هر روز زیادتر میشه وباعث گرون شدن همه چیز (جز پرتقال ؛خدار وشکر ) شده ؛ بابای من فقط پرتقال میخره .
حالا برنامه رژیمی من :
صبحانه 2 عدد میوه مختلف (پرتقال و پرتقال )
بعداز نهار برای هضم غذا 1عدد میوه (پرتقال)
عصر2عدد میوه مختلف (پرتقال وپرتقال )
بعدارشام برای هضم غذا 1عدد میوه (پرتقال)
نصف شب وقتی پای نتم ودلم خوراکی میخاد 1عدد میوه (پرتقال)
>جالب اینجاس لاغر نشدم اما خدارو صدهزار مرتبه شکر حتی یه سردرد کوچیک نداشتم چه بریسه به سرماخوردگی والی آخرش<
( آهان دیروز مهمونه ویژه داشتیم جز پرتقال لیموشیرین هم پذیرایی کردیم یه دونه خوردم سیستم بدنم بدجور هنگ کرده)
من :((((((((((((((((((
پرتقال :)))))))))))))))))))))))))))))))))
بابام :[[[[[[[[[[[
تحریما:]]]]]]]]]
سیستم بدن&&&&&&&&&&&&&&&

  48319

ب بـــابــــام مــیگــم بــابــــا فـــردا ولـــنـــتایــنه هـــــا خـــیلی جـــدی بـــرگـــشتـــه مـــیگــه إ خـــونه کــــی ؟؟؟؟؟
قیفه من :(((((((
قیافه بابام :)))))))

  48314

ما یه معلم عربی داریم یه روز خیلی عصبیش کردیم یهوداد زد:(( بچه های چلاس(کلاس) یچ سه(یک) ساچت(ساکت).))یعنی کلاس ما مغجر شد بعد دوباره داد میزنه:((چرا میخندی من به دفترم گفتم که بچه های سوم از لحاظ مخ مشچل(مشکل) دارند.)) حالا خداییش شما بگید کی از لحاظ مخ مشکل ببخشید مشچل داره؟

  48306

داشتم با دوستام بازی انلاین میکردم ( واسه بچه هایی که این بازی رو میشناسن world of warcarft)
یکی از دوستام اومد داخل دید من شغلمو اوردم بالا واسه خودم یه معجون ساختم برگشته میگه میشه به منم بدی میگم شخصیه نمیشه بدم فقط واسه خودم میتونم بسازم باز میگه حالا نمیشه بزاری تو فروشگاه من برم بخرم !!!!!!!!!!!
در همان لحظه
من :))))
دوستم :؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اون یکی دوستم :))))))))))))))
جناب آرتاس :@@@@@
جی نا مخاطب خواص آرتاس :))))))))))))
شرکت سازنده بازی :))))))))))))))
منو دوستام از بیخ نا امید شدیم که این چجوری داره با ما بازی میکنه

  48294

امروز مدیرمون از دست یکی از بچه ها ناراحت شد بهش گفت تو جرا اینقدر تنبلی من فضول هم برگشتم گفتم مدیر تنبلی مادر همه ی کار های زشت ماست چی میشه کرد باید به مادرمون احترام بزاریم بیچاره مدیرمون نتونست چیزی بگه گفت تلفن دفتر داره زنگ میزنه و از پیش ما رفت.

  48287

سر ميزه شام گوشيم زنگ خورد اومدم بیزی کنم اشتباهي زدم رو بلند گو
مخاطب خاص: ســــــــــــلام عزيزم x:
مامانم : اي كوفت ور پريده |:
بابام : معلومه چرا زن نمیگیره قرتی من 30 سال با مامانت زندگي كردم
یه بار از این سلاما بهم نکرد
داداشم: جـووووون خواهرم داره این ؟ :))

  48284

چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم

  48282

بــــا داداشـــم زدیــــم بیـــرون لــایــی کــشـــی و ایـــن حـــرفــا...
آیـــنـــه نــمــونـــد کــه نــزده باشـــیـم....
رســــیـــدیــم در خـــونــه اومـــدم پایـــیــن دیــدم ســـپــر ماشـــیــن نـــی؟؟؟
یــــاابـوالــفضل پــــّ ســـپــر کـــو...
بـــعــد از دو سه ســـاعــت گــشـــت و گــذار کــاشــف بـــه عــمــل اومــد
کــه ســـر ســـرعـــت گـــیــر کــنـــده شـــده. ...
بــــابـــــام ، بـــابـــامــو درآورد...
تــوصــیــه : آقــا لایــی کـــشــیــدی بکــــش ولــی هیــچ وقـــت ســرعــت گیــر و
بـــا80تا رد نــکــن ....
رد کــردی نـــوش جــونــت حـــداقــل صــدا ضــبــطــتــو کــم کـــن چـــیـــزی
کـــنــد بـــفــهـــمــی....

  48272

دیشب پارک بودم یه پسر بچه حدود 10ساله داشت با 100تا سرعت میدوید سمت دستشویی...
باباش پشت سرش میدوید
یهو لامصـــب زد پس گردنه پسره میگه بذا من برم پســـــر
مال تو بریزه میگن بچه س :| =)))))