دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 48328

تاریخ انتشار : بهمن 1391

منو دوستم داشتيم از سر كار بر ميگشتيم خونه؛ سوار يه ون شديم؛ ته ته نشستيم؛ خيلي ترافيک بود؛همه خواب بودن؛ دوستمم سرشو گذاشته بود رو شونم و خوابيده بود؛ راديو قران داشت مسابقه پخش ميکرد؛ يه شرکت کننده ي خنگم داشت همه جوابارو اشتباه ميداد؛ مجري پرسيد: ايه ي الا بذكرالله تطمئن القلوب ماله کدوم سوره س؟ من يهو داد زدم ايه 28 سوره رعد‏!‏ اقا همه مثل جن زده ها يه متر پريدن هوا؛ دوستمم با وحشت پريد از خواب‏!‏ منم مات و مبهوت و پشيمان از کرده ي خود سر در گريبان فرو بردم که يهو دوستم دو دستي زد تو سرم چندتام فش ابدار داد بهم؛ بقيه هم كه انگار خيالشون راحت شد و دلشون خنک؛ برگشتن به افق خيره شدن؛ منم رفتم محو شدم‏;‏-‏(‏ پياده شدني خجالت ميکشيدم بيام پايين از ماشين:-‏(‏