وقتی رفیقتون پیش زنش و با رانندگی شما جای میم و سین رو تو تلفظ کمسیون برعکس بگه چه کار میکنید ... من رفتم تو فرمون حالا شما شاید دنده رو بکنید تو دهنتون
خاطرات خنده دار
خانم علوم ما یه خورده قد کوتاهه. مستخدم ما که بهش میگیم خاله کنیز هم معروف هس به ناظم مدرسه . امروز خانم عباسی لباس رنگ فرم مدرسمون پوشیده بود بعد ماهم داشتیم سرو صدا میکردیم تو مدرسه آقا خاله کنیز جارو به دست اومد . همین که اومد همه الفرار ولی خانم عباسی موند خاله کنیز هم خانم عباسی رو گرفت و با جارو می زد تو سرش و دعواش می کرد وقتی که خانم برگشت تازه خاله کنیز فهمیده که چی کار کرده . حالا هی عذر خواهی می کرد ومثل پروانه دور خانم می گشت اصلا یه وعضی
من هروقت سر سفره يا تورختخواب تشنم ميشه حال ندارم پاشم،به مامانم ميگم
مامااااااااااان آآآآآب!
اونم ميگ پاشو خودت ببار!
بعدش منم با بغض ميگم عب نداره از تشنگي ميميرم!!! سريع ميره واسم مياره!!!
اين ترفند روي ٩٩ درصد مادرا و ٢٠ درصد پدرا جواب ميده!
ديشب ماشينو يه دقیقه پارک كردم رو پل همسايه
طرف با ٧٥ سال سن
و يه زير شلواري سه خط و رکابی جهيده بيرون
ميگه آقا ماشينتو وردار داريم ميريم مهمونی...
ميگم حاجي تا تو آماده شي من رفتم
ميگه ما الان داريم ميريم، وردار!!!!
ميگم حاجی با اين تيپ؟!!
برگشته ميگه تو گه نخور تِم شام امشب لباس راحتيه...
:| :| :|
امروزداشتم توی کوچه در رنگ میزدم دختره داشت رد میشد برگشته میگه من خیلی بوی رنگ رو دوست دارم خب خواهر من حرفتو رک بگو
اخه کی از بوی رنگ خوشش اومده ؟؟!!!
یه بار یه کتاب داشتان خارجکی داشتم میخوندم که توش هی میگفت سیب زمینی شیرین سیب زمینی شیرین!
من همش میگفتم خدایا چجوریه که سیب زمینی شیرین میشه؟اونم از نوع سرخ کرده خصوصا!
تا اینکه یک روز
.
.
.
.
.
.
.
.
مامانم یه بشقاب سیب زمینی سرخ کرده گذاشت جلوم.(برگی از کتاب شتر در خواب ببیند پنبه دانه)منم با چشمایی که توش منو این همه خوشبختی محاله نگاش کردم و نمکدون برداشتم اندکی نمک بهش پاشیدمو یه دونه خوردمو دریافتم سیب زمینی شیرین که میگن اینه ها!
بعد مغزم فعال شد که سیب زمینی شیرین؟
یه نگاه یه نمک دون کردم دیدم محتویاتش چقد ریزتر از حد معموله!
.
.
.
بله دیگه مامان خانم به جای نمک شکر تو نمکدون ریخته بودو منم سیب زمینی سرخ کرده شکری نوش جان میکردم!
امضا:خانوم دکتر مملکت
دیروز یه دفعه از تو بلندگو یکی از ناظمامون اون یکیو پیج کرد بعد تو کلاس ما یکی شروع کرد:
-یک عدد خانم... گم شده است.از یابنده خواهش میشود جهت دریافت مژدگانی گمشده را تحویل دهد.
الان الکی مثلا دوستای من خیلی با مزه ان!
یعنی ما پاره میشیم از خنده وقتی اینا تیکه می پروننا!
امضا:خانوم دکتر مملکت
سلام
جاتون خالی امروز کلی عشق و حال کردیم تو مدرسه!
ما که تقریبا کل کلاسمون پایه ان یه کار باحال کردیم!
ساعت آخر قبل اینکه معلم بیاد در کلاسو از لو لاش دروردیم
و مثل اینکه در بستس تکیش دادیم به چهارچوب!!!
چشتون روز بد نبینه معلم تا اومد درو باز کنه بیاد تو در افتاد تو ملاجش!!
فقط میتونم بگم جاتون خالی از بس خندیدیم دل و رودمون قاطی شد!!!
به صفرش می ارزید!
یه نفر تو کلاسمون هست اصلا عتیقه هیشکی ادم حسابش نمیکنه حالا امروز معلم ورقه های امتحانو داده دستش تصحیح کنه اصلا شده عزیز همه یکی بادش میزنه یکی مشت و مالش میده یکی براش رانی باز میکنه اصلا یه وضعیه بیا و ببین ......
دیشب داشتم از اتاق داداشم اینا رد میشدم....خواب بود
یهو توهم زد بطور ماهرانه منو گرفت...شلوارمو کشید گفت این بود؟
من: :|
تیمارستانی ها: :)))
یه روزبابام داشت اخبارگوش میکرد،منم بهش میگفتم من میخام فیلم ببینم ترخداقسمت آخرش ددی جونم اجازه نمیدادآخ بابای من اصلااهل اخبارگوش کردن نیست یکدفعه برقارفت منم ازتح دل گفتم جووووووووون بعدش دیگه هیچی نفهمیدم وقتی چشم بازکردم دیدم توبیمارستانم ازاون روزبه بعدبودک فهمیدم بابام ,چقدردوستم داره ))))):
آقا سربازی من با نهایت شانس افتاد تو آتش نشانی فرودگاه با کلی آموزش و چند ماه رفتن روزانه بالاخره منو گذاشتن تو شیفت که اگر اتفاقی افتاد منم برم عملیات و بتونم یه کمکمی هرچند کوچیک بدم....یه روز هواپیمای مسافربری دچار نقص فنی شد و خبر دادن منم که هول شدم و اولین بارم بود تویه سرعت شلوار رو برعکس پوشیدم و رفتم بعلههه تو همون لحظه جلویه تمام مسافرهای عزیز خوردم زمین و........موجبات شادی و خندشون فراهم شد...از شانس بد فرمانده هم اومد و از من خندید و دوباره گذاشتم از شیفت بیرون...کم کم دارم سربازی رو تموم میکنم و فقط و فقط یه شیفت بودم که گل کاشتم.....فدای همه آتش نشانای عزیزبشم......
یه بار یه نی کردم تو رانی و خوردم فقط آب میوه بود.
تعجب کردم چرا تیکه میوه نداشت.توشو نگاه کردم دیدم خاک بر سرم شد.
حرف من سر یه تیکه دو تیکه آخر رانی نبود که.....
تقریبا یک شیشم ته ظرف پر تیکه میوه بود.
من هنگام دیدن این صحنه:× _ ×
امضا:خانوم دکتر مملکت
ما یه دونه استاد داشتیم خیلی سخت گیر بود میگفت هر صدایی از من دربیاد تو امتحان میاد
بعد تو یکی از جلسه ها حواسش نمیشه میگ.وزه
جلسه ی بعدش یه کم حرفشو اصلاح کرد گفت
هر چی من بگم تو امتحان میاد!
بعد یکی از بچه ها واسه تأکید گفت
هر صدایی از استاد در بیاد تو امتحان میاد!!
الهه gh
مکالمه ی من و دوستم
دوستم :الهه خواهر داری
من: اره
اون: خواهرت حاملس
من: اره. چطور؟
اون :هیچی . مبارکه خواهرزاده میشی
من: مرسی
یهویی هردو زدیم زیر خنده
از اون موقع تا الان کل کلاس "گوسفند ورژن 2017 "صداش میکنن :)))
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531546574










