تاریخ انتشار : اسفند 1395
یه روزبابام داشت اخبارگوش میکرد،منم بهش میگفتم من میخام فیلم ببینم ترخداقسمت آخرش ددی جونم اجازه نمیدادآخ بابای من اصلااهل اخبارگوش کردن نیست یکدفعه برقارفت منم ازتح دل گفتم جووووووووون بعدش دیگه هیچی نفهمیدم وقتی چشم بازکردم دیدم توبیمارستانم ازاون روزبه بعدبودک فهمیدم بابام ,چقدردوستم داره ))))):











.gif)
.gif)