دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  230507

یه معلم فیزیک داشتیم دوم دبیرستان
واسه فصل مکانیک کلییی فرمول داشتیم اعصاب همه مون خورد شده بود اصلا

یکی از بچه ها گفت اه اصن اینا کجای زندگی به کار میان؟

معلممون خیلی جدی برگشته میگه: مثلا وقتی میخای ازخیابون ردشی محاسبه میکنی ماشین چندثانیه دیگه میرسه به اونجا که تویی

آخه....آخه........لا اله الاالله لعنت بر دل سیاه شیطون

خدافز آقا خدافز

زهرا ام کهـ:)
❤650❤

  230496

واقعا که برای همتون متاسفم ، بسکه بجای پل هوایی از وسط اتوبان رد شدین ، باعث شدین که بیارن همه اتوبان رو نرده بزنن ، الان من چجوری از روشون بپرم؟؟؟؟

  230485

پارسال یه بار معلممون 5 دقیقه دیر اومد سر کلاس یکی از بچه ها اومد نمک بریزه گفت بادآمد و بود عننننننننبر آمد یهو معلم گفت عنبر رو خوب اومدی ولی عننننن شو زیاد تو گلوت نگه داشتی. هیچی دیگه کلاس منفجر شد و اون رفیقمونم که ترک تحصیل کرد

  230432

‏خواهرزاده م ۹ سالشه ازش پرسیدم دیروز چرا مدرسه نرفتی دایی ؟ گفت دایی دیروز حوصله مدرسه رو نداشتم
این دیگه خیلی دایورته ، حقیقتا حسودیم شد :)

  230427

من خیلی کلاه قرمزی دوست دارم و بعضی از حرفاشون
تکیه کلامم شده .

یه بار سر کلاس حواسم پرت شده بود که یک دفعه معلم
یه سوال ازم پرسید من هول (حول) شدم گفتم ( چچی
میچی شده ، پستونک) هیچی دیگه معلم و بچه ها در ودیوار کلاس رو جا خوردند از خنده تا یه هفته معلم پستونک صدام می‌کرد.

  230421

یادش بخیر وقتی 6 سالم بود تو کوچه دیدم یه پسر به رفیقش گفت رادیکال باباتو گرفتم (رادیکال یه فحشه که بنویسم تایید نمیشه) منم که خیلی مودب بودم نمیدونستم این حرف بدیه . شب که شد یکی از رفیقای بابام با خانواده اومدن خونمون رفیق بابام بهم دست داد گفت سلام پسر جون منم گفت سلام رادیکال گرفته بعدش دیگه چیزی یادم نیست تا وقتی تو بیمارستان به هوش اومدم.

  230405

یه مدت معلم ابتدایی بودم

داشتم از بچه های کلاس اول امتحان می گرفتم
چند دقیقه بعد اینکه برگه هارو دادم یکی از بچه ها یکیشون برگه شو آورد گفت

خانم من تا اینجا جواب دادم میخوام برم بازی کنم بقیه شو خودتون جواب بدید!!!!!

  230394

آقا من و مخاطب خاصم دو تا بچه فرضی داریم(یخورده خلیم)بعد من یه بار به دختر داییم گفتم بهش اس بده ببین چی میگه اونم اس دادبعد مخاطب خاصم گفت شرمنده من دو تا بچه دارم ترگل و تارکان(اسم بچه های خیالیمون)مامانشونم خیلی دوس دارم... بعد بیچاره این دختردایی من هنگیده بود که ترگل کیه تارکان کیه مامانشون کیه بعد با یه قیافه حق به جانب به من گفت نازنین خاک بر سرت با این مخاطبت...منم به مخاطب خاصم تعریف کردم اونم گفت بیخیال بهش نگو بزار تو شوک بمونه...
قیافه دخترداییم : /
قیافه من و مخاطب خاصم : )
میدونم مریضیم : ))))

  230391

امتحان زمین داشتیم منم ۱ کلمه نخونده بودم
دیگه همشو دوستم برام خوند تا منم نوشتم (اکرم جان مچکر)

هفته بعد دبیرمون برگه همه رودادو برگه منواکرم موند اون آخر
برگه ها رو که داد گفت ‌: خبــــــــــ..شما۲تا تقلب کردید حتی جوابای غلطتونم مثل همه.نمرتون میشه۱۸که من ۹ رد میکنم برا جفتتون

من حالا دپرس که طفلی اکرم بخاطرمن نمرش کم شد بلندشدم گفتم:
نمره منوصفر رد کنیدونمره ی اکرمو کامل بدید
همه بچه های این کلاس منومیشناسن حاضرم برگموسفید بدمو تن به این ذلت ندم
شما مارو قضاوت کردید..امیدوارم خدا قضاوتتون کنه..
ونشستم
ینی یه کولی بازیی هاااآا
دبیرمونم باچشمای اشکبار ازم معذرتخواهی کرد

منکه همون۱۸روگرفتم ولی خانوم میرشکار هرجاهستی ببقشید جوونی کردم^_^

زهرا ام کهـ:)
❤650❤

  230370

با ۲ تا از دوستام رفتیم کافی شاپ ازاین لاکچری ها

دوستم زودترازما سفارششو تموم کرده کتابو گرفته جلوش میگه :

تا شما میخونین من میخورم واستون

شاهکار خلقت فعلا رو جابجا گفته بود

خودش =_=

فاطی @__@

اونکه میاد سفارش بگیره ^__^

زهرا ام کهـ:))))))))

❤650❤

  230368

من یکی از رفیقام هروخ اس میداد مینوشت:سلام کلم...
اوضاع به همین منوال گذشت تا یبار عنان از کف دادم گفتم تو منو شبیه سبزیجاتی چیزی میبینی!؟؟؟کلم چیه اخه!؟!!!!
دیدم میخنده...میگم چته...میگه اخه میدونی چیه کیبوردگوشیم عربیه....!!!!
خو ای تو روحت زودتر میگفتی اگ بدونی اوندفه که گفتی حالم خوب نیس اخه گردنم درد میکنه چقد پشت سرت فکر بد کردم....
یا اونبار که اس دادی:هروخ زیاد ارایش میکنم پسر داییم بهم گیر میده....
اخه من با تو چیکار کنم یابو..!!! ●_●

  230353

شبکه یک یه سریال نشون داد قسمت اولش پسره رفت خاستگاری دختره جواب رد داد....قسمت دومش نشون داد دوماهه رفتن سر خونه زندگشون....
عاقا حالا اندر احوالات مادر منزل
بابام:مگه صدبار نگفتم این سریاله شرو شد بمنم خبر بدین...؟؟الان من عروسیشونو ندیدم....
مامانم:خوب دیشب که قسمت اول بود..امشبم قسمت بعدشه دیگ...دیگ کی نشون داد که ماندیدیم...
من:مااااماااان نکنه یروز کامل مثه اصحاب کهف خوابیدیم؟؟؟
مامان:○~○
بابا:●_●
خب مثه ادم فیلم بسازین الکی جو خونه ادمومتنشنج(متشنشن،منشجش ،متمنشج.....)نکنین!!!!

  230347

پسـت ویـژهshey2nak
دیشـــب ساعــت یک از خـُـونه دوستـــــم بر میگشتــــم که یهـو دیــدم در یـه خونــه باز شــــدو یه مــردی دســَت دختـــرشــو گرفــت آورد بیــرونو 2 تا سیلــــی محکــــم زد بهشــــو گفــت برو گمشـــو تو دیگـــه بچــــه ی من نیستــــــــــی!!!
و درو بستو رفتـ داخـــل.
دختــــــره رو زمیـــن افتاده بـــود,
رفتــــم بالا ســـــــرش,
نگاش کــــــردم,
چقدر خوشگـــــــــل بود,
چشمــــای درشت با بینی کوچیک و لبای قلوه ای,
خلاصه بد تیکه ای بود.



زیر بغلشـــــــو گرفتمـــو یه گوشــــه نشوندمــش,
یهــــووو دیــــدم منــــو بغل کردو زد زیر گریه,
 منـــو میگیییییی؟؟؟؟؟؟؟خرکیف شدم چییییی
گفتـــم اروم باش عزیــــزم,
حالا پـدرت عصبانــــی بود یه کـــاری کــــرد.

تو همــین حیـــن از فرصت استـفاده کـردمو بـوسیـدمـش,
وای چـــه بو خوبــــی مـیداد,
یهو گفتــ منو میبـــری خونتــون؟
گفتم چرا کـــه نه عزیزززززززززززززم,
بعد گفتـــ اگه به اسمـــه کوچیک صدام کنــــی ممنون میشــــم,
گفتم فداتشــــم من که اسمتــــــو بلد نیســـتم,
خو اسمتو بگــــو
گفت... من کامبیـــز هستم!!!!!!!!!
گفتم مگه تو پســــــری?
گفت وا... خب معلومه که پســـــــرم:/


عاقا به گـــلای پیرهنـــه نَنَم قســـم جوری زدمش کـــه همون باباش اومد از زیر مشـــت و لگـــــدام كشیدش بیرونو برد تو خونه قایمــــــــش کرد.:d

  230338

شاید باورش براتون سخت باشه

ولی رفتیم عقد دوستم

وسط اونهمه جمعیت یکی از دوستام داد زده :
کریمیــــــــــااااااان حلقتو اَ کجا خریدی؟

دوستم0__○

کریمیان⇩___⇩

اونهمه کریمیان که اونجان *__*

شٵن عروس خانوم >___<

زهرا ام کهـ:)

❤650❤

  230331

مامانم میخاد عروس انتخاب کنه اول تحقیق میکنه ببینه ماکارونی با ته دیگ سیب زمینی خوب درست میکنه یانه...
با همین روش داداشم چهل ساله مجرده....
.
.
.
ماکارونی باته دیگ سیب زمینیه ...میفهمین..؟؟بحث یه عمر زندگیه...