پسر داییم دانشجوی ترم ۱ پزشکیه
سر شام مامانش سی تی اسکن سرشو آورد بهش داد
گفت مامان یه نگاه به این بنداز، اینم گرفت جلو نور درجا گفت وااااااااای!
زنداییم رنگش پرید گفت چیه؟
گفت دور اون قسمت از مغزت که مربوط به آشپزی میشه رو جلبک گرفته!
داییم همچین زد پس سرش همونم که تو یه ترم خونده بود از سرش پرید!
خاطرات خنده دار
به مامانم میگم دوست داری واست چی بخرم روز مادر میگه هیچی عزیزم گفتم پس برات نقاشی میکشم مثل بچگیام میگه نه دیگه تا این حد
فدای همه مادرای گل
عاقا مامانم اومد گفت امیر عباس چیکار میکنی گفتم خاطراتمونو مینویسم مردم میخونن میخندن صواب میشه
گفت خوب اونا هم مینویسن ما بخونیم صواب شه گفتم عاره
هیچی دیگه الان تا شب برسم خونه 20 بار زنگ میزنه بیا 10 تا لایک خوردی
بیا دلشکسته پسته جدید گذاشته
بیا فلانی ماشالا چقدر لایک داره
مادره دیگه .... سایته دیگه
خسته و کوفته ساعت 9 شب از دانشگاه اومدم خونه...
مامانم یه ظرف پُر ِ کاهو جلوم گذاشته که مثلا سالادِ، میگم مامان معمولا یه گوجه ای ،خیاری ، هویجی میریزن تو سالاد .. .):
برگشته میگه حالا تو فک کن ایندفرو داری علف میخوری.... زیاد سخت نگیر...(((:
O-O
ینی تمام شخصیتِ منو بُرد زیر سوال...))):
چند روز پیش کیف پولمو زدن
قشنگیه قضیه به اینه که اگه کیف پولمو زیرو رو کنن اخر سر خود کیف پولم بفروشن پولشو بذارن روش بازم سر جمع از توش ده تومن بیرون نمیاد....
قشنگتر از اون اینه که یه کارت هدیه صدتومینم توش داشتم تا قرون اخرشم خرج کرده بود خخخخخخخخخخخ
میخوام از همین تریبون اعلام کنم هرچی فحش به دادن خودشونن....
با یکی از فامیلا چت میکردم! میگفت عروسی بودم؛ عروس 20 سالش بود داماد هم خیلی جون تر از سنش میزد ماشالله انگار 24-25 ساله ها!!
گفتم مگه داماد چند سالشه؛ میگه 26 سال
:-|
خونه مامان بزرگم بوديم يهو حال مامان بزرگم بد شد حالت تهوع پيدا كرد،پسر خالم ٦ سالشه برگشته ميگه عزيز نيني مياري واسمون :|
----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
يكي از دوستان پست گذاشته بود "من يكي از فانتزي هام اينه كه پاي راستم رو بلند كنم و بچرخونم؛ همزمان هم كف دستم عدد ٦ رو بنويسم؛ بدون اينكه حركت پام خراب بشه"
عاقا من امتحان كردم؛ ديدم اين بنده خدا راست ميگه...لامصب خيلي سخته!! با خودم گفتم برم به چند نفر ديگه هم بگم؛ ببينم اونا هم ميتونند يا نه...
الان ديگه هيچكس تو پادگانمون مثل بچه آدم راه نميره؛ همه دارن يه پاشون رو تو هوا ميچرخونن و يه چيزي كف دستشون مينويسند!!!
يني يه آتيشي انداختم تو جون بچه هاي پادگان در حد حريق چاه هاي نفت؛ تو جنگ خليج فارس!!
----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
ديروز روي تختم دراز كشيده بودم؛ به طوري كه سرم به سمت بالا بود و پتو از روي پاهام تا شكمم رو پوشش ميداد كه يهو يه گرده خاك از خدا بي خبر رفت تو دماغم؛ منم همينطور كه سرم به سمت بالا بود يه عطسه كردم در حد ماكت آزمايشي طوفان نوح!!
عاقا چشمتون روز بد نبينه؛ همينجور قطرات تف بود كه مثل بارون رو سرم ميباريد...
هنوز تو شوك عطسه اول بودم كه عطسه دوم اومد...
مي خواستم عطسه كنم و بعدش سريع پتو رو بكشم رو صورتم كه دوباره خيس نشم؛ ولي يهو هول شدم؛ اول پتو رو كشيدم رو صورتم بعدش "هپيتشووووو"...عطسه دوم!!!
هيچي ديگه؛ بعدش بلند شدم صورتم رو با حوله خشك کردم!!!
امروز یک خانم با پراید زده بود به ماشین پلیس میگفت جناب سروان رانندگی بلدنیستی چرا میری پشت فرمان جامعه حاضر درصحنه خودتون تصورکنید چکارمیکردندمن میدان رو گاز میگرفتم
بابام از تلفن عمومی زنگ زده خونه صداشو زنونه کرده مامانم گوشی رو ورداشته:
م:الو بفرمایید
ب:(باصدای زنونه)الو سلام منزل آقاپرویز؟
م:بله بفرمایید
ب:شما خانومشی؟
م:بله امرتون؟
ب:من خانم اولشم اسمم اختره به این مرتیکه تن لش بگو بیاد تکلیف منو این سه تا بچه رو روشن کنه .
م:چی داری میگی؟اصن تو کی هستی زنیکه ی...................بگو کدوم...............داری.............تا بیام..............خود.............شدش کجاس؟.من تورو................................................................من اون ........................................
خلاصه با تمام توضیحات بابام وقانع شدن مامانم هنوز ی هفتس نه شام داریم نه ناهار
بابای شیطون بلاس ماداریم ؟مامان بداخلاق بی جنبس ما داریم؟
یه دختره داش از پله های بانک میومد پائین یه کتابه ده کیلیویی از این جلد کلفتا هم دستش بود یه پسره هم پشته سرش بود یهو پاش پیچ میخوره با ماتحتش میخوره زمین کتابشم ول میشه میخوره تو صورته پسره
من که مانیتوره عابربانکو جوییده بودم
بعد خیلی شیک بلند میشه خودشو تمیز میکنه کتابشو میگیره میره پسره تا 5دقیقه دستش رو صورتش بود مات اونجا وایساده بود بعد سرشو تکون داد رفت
دلم واسش سوخت :)
میدونستین خرچنگها تو عروسیاشون دس نمیزنن؟
فقط بشکن ریز میزنن
برین با این اطلاعاتی که بهتون میدم حال کنین
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
مهمون اومده خونمون من رفتم هنرمو نشون بدم کیک درست کردم توش از این شکلات اسمارتیسیا ریختم گودزیلاشون گیر میده من ببرم خلاااااصه دادیم این ببره وختییییییییی کیکو میبره برمیگرده میگه مامان مامان تو کیکش پی پی ریخته
ینی من آب شدم
خدا لعنتش کنه
افق کجاییییییییییییییییییییی؟
یه بار با یکی از دوستام داشتیم میرفتیم یه پسره که باش کل کل داشتیم واساده بود دمه یه کوچه به دوستم گفتم آدم حسابش نکن بیا بریم عاغاااااااا رفتیم از جوب آب رد شیم از این پلا داشت که یکی بود یکی نبوده (آهناش یه در میونه) پاشنه کفشه ده سانتیه دوستم گیر میکنه کفش از پاش در میاد حالا من بکش اون بکش بعده نیم ساعت بکش بکش من قاط زدم محکم کشیدم تق ......
کفش در اومد پاشنش موند
پسره که از خنده غش کرده بود منم کم مونده بود از عصبانیت جیغ بزنم
دوستم بنده خدا کفشو پوشید ولی با هر قدم هزار تا فحش بهم میداد یه لحظه تصور کنین یه پاش ده سانت بلندتر بود خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 41906
کل بازدید: 532350794










